جناب آیتالله لاریجانی، شما خود از حوزویانی هستید که سالیان سال در وادی مباحث نظری فلسفه، فقه و حقوق سیر کردهاید؛ از این رو حضور شما در رأس دستگاه قضایی کشور این نوید را داشت که دانشجویان و پژوهشگران ایرانی ملجأ و مرجعی در نظام قضایی خواهند یافت. امیدمان این بود (و هست) که در دوران ریاست شما بر قوهی قضاییه، اهل اندیشه از گزند تندرویهای جاری اندکی خلاصی مییابند. باور داشتیم که حضرتعالی میدانید قدر استعدادهای درخشانی را که تنها از سر دغدغههای انسانی و اخلاقی به کار فکری و پژوهشی در علوم انسانی دل میبندند، همانها که از معیشت و فراغت خود میگذرند تا از مسئولیتشان در قبال کشور نگذرند. آیا پاسخ شریفترین و فرهیختهترین فرزندان این سرزمین زندانهای "نامعلوم" و بازجوییهای "با چشمبند" و غیراصولی است؟ آیا میدانید بر ذهن و ضمیر پاک آنها چه میرود در این بازداشتگاههای بینام و نشان و سلولهای انفرادی؟ آیا در آستانهی سال نو سزای خانوادهشان بیخبری و سردرگمی و واهمهی بی امان است؟ چرا عبدالله یوسفزادگان، صاحب مدال طلای المپیاد ادبی کشور و از استعدادهای بالفعل فرهنگی کشور، باید سال نو را پشت میلههای زندان بگذراند؟ و به راستی دستگاه قضایی نظام جمهوری اسلامی ...
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)


احمد کسروي در جايي مي گويد" دين همانند آتش است که اگر به آن نزديک شوي خواهي سوخت و اگر از آن دوري کني سردت ميشود."
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر