۱۳۸۹ آذر ۲۹, دوشنبه

ادامه فشارها بر فعالین دانشجویی شمال کشور

ایمان صدیقی دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل در روز یک شنبه به وزارت اطلاعات احضار گردید و مورد بازجویی 3 ساعته قرار گرفت.

به گزارش دانشجونیوز ایمان صدیقی روز یکشنبه پس از تماس تلفنی به وزارت اطلاعات احضار و مورد تهدید و بازجوئی قرار گرفت.

ایمان صدیقی دانشجوی محروم از تحصیل در جریان حوادث بعد از انتخابات از تحصیل در دانشگاه محروم و به دستور دکتر جانعلیزاده ریاست انتصابی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل از دانشگاه اخراج گردید. این عضو سابق ستاد مهدی کروبی در بابل به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام بیش از 150 روز در زندان به سر برد. وی در تابستان امسال به صورت مشروط از زندان آزاد شد.

بهاره هدايت در زندان به بيماری سنگ کيسه صفرا دچار شد

امین احمدیان همسر بهاره هدایت فعال دانشجویی و زندانی عقیدتی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که نزدیک به هشت ماه است که از ملاقات حضوری با همسرش محروم بوده است و علیرغم درخواست های مکرر به مقامات قضایی هنوز پاسخی به این درخواست ونیز درخواست مرخصی وی داده نشده است. او همچنین گفت که بهاره هدایت در زندان به عارضه سنگ کیسه صفرا دچار شده است و احتمالا نیازمند جراحی است.

او گفت هم اکنون بهاره هدایت به همراه جمعی دیگر از زندانیان سیاسی زن در بند موسوم به متادون نگهداری می شود که نسبت به بندعمومی زنان از امکانات بسیار محدودتری برخوردار است. او به کمپین گفت: «‌فقط روزی چهل و پنج دقیقه تا یک ساعت درب را باز می کنند برای هواخوری. الان در یک سوییت ۳۰-۳۵ متری هستند که در بسته است و با کس دیگری تماس ندارند. خود بهاره می گفت که مکان نگهداریشان مانند سلول های جمعی ۲۰۹ اوین است. از روزی هم که به بند متادون بردند آنها را تلفن هایشان قطع است.

امین احمدیان در خصوص دسترسی به دیگر امکانات متداول زندانیانی که در بند عمومی نگهداری می شوند به کمپین گفت: « دسترسی به کتابخانه و مواردی از این دست ندارند. اگر چه بهاره می گفت که از نظر بهداشتی این بند از بند عمومی بهتر است. ولی از نظرهای دیگر مثل ورزش کردن چون بند عمومی باز است می توانند ورزش کنند. اما در این بند چنین امکانی را ندارند و یا اینکه همیشه امکان هواخوری وجود دارد.

وی درخصوص درخواست همسرش برای انتقال به بند عمومی گفت: « هم اکنون بیش از ۱۵ نفر در بند متادون هستند و درخواست کرده اند که به بند عمومی منتقل شوند اما موافقت نمی شود. در واقع تا الان که موافقت نشده است. اگر چه با تقاضای دو نفر به نام های زهرابهرامی و هنگامه شهیدی موافقت شد و آنها را به بند عادی بردند.

همسر بهاره هدایت در خصوص وضعیت سلامتی او به کمپین گفت: « چند ماهی بود که در گیر دل درد مزمن بود. بالاخره چند هفته پیش دکتر بهداری سونوگرافی نوشته برایش. تشخیص دادند سنگ کیسه صفراست. الان هم دو هفته هست منتظر دکتر جراح هستند که نظر بدهد که هنوز نیامده است.» آقای احمدیان تصریح کرد که بهاره هدایت پیش از رفتن به زندان بیماری نداشت واین بیماری محصول شرایط زندان است.

وی در خصوص امکان ارسال کتاب برای مطالعه در زندان نیز گفت: « کتاب هایی که می دهم بعضا عودت داده می شود. درواقع ممیزی می کنند. حتی کتابهایی که توی همین دولت و با مجوز ارشاد خودشان چاپ شده رو برمی گردانند.»

بهاره هدایت که با حکم بسیار سنگین ۹ ونیم سال زندان روبروست با توجه به تایید دادگاه تجدید نظر عملا به لحاظ حقوقی راه پیگیری برای تغییر حکم ندارد. مقامات دادستانی علیرغم مساعدت شفاهی از مرخصی دادن به او وبرخی دیگر از زنان زندانی خودداری کرده اند. هم اکنون به گفته آقای احمدیان هفته ای یک بار به مدت بیست دقیقه به صورت کابینی می تواند با همسرش صحبت کند و در حال حاضر هشت ماه است که ملاقات حضوری نداشته است. به گفته وی دادستان با درخواست برای ملاقات حضوری موافقت نکرده است. آخرین ملاقات وی با بهاره هدایت به ماه اردیبهشت ماه باز می گردد.

او در پایان به کمپین گفت: « چندماه پیش با دادستان ملاقات داشتم. خود دادستان هم با بهاره در زندان ملاقات داشته است و صحبت کرده است و صحبت هایش هم مثبت بوده است ولی عملا هیچ گشایشی نداشته است. با این حال روحیه بهاره -خداراشکر- خوب است.

بهاره هدایت در تاریخ ۱۰ دی ماه بازداشت شد وهم اکنون نیز در زندان اوین به سر می برد. دادگاه تجدیدنظر حکم ۹ سال زندان را که وی در دادگاه بدوی دریافت کرده بود قطعی اعلام کرد. بهاره هدایت به صورت جزیی ۲ سال از آن به دلیل توهین به رهبری، ۶ ماه به دلیل توهین به رییس جمهوری است. برای اقدام علیه امنیت ملی، نشر اکاذیب و تبانی برای تجمع ۵ سال مجموعا زندان به وی داده شده که با اضافه شدن یک حکم دو سال حبس تعلیقی- به دلیل برگزاری تجمع زنان در میدان هفتم که برعلیه قوانین زن ستیز بود -مجموعا ۹ و سال وشش ماه زندان به این فعال دانشجویی داده شده است.

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران

۱۳۸۹ آذر ۱۶, سه‌شنبه

بيانيه دانشجويان ساري


براي ديدن اندازه واقعي روي عكس كليك كنيد

۱۳۸۹ آذر ۱۵, دوشنبه

یک سال و نیم گذشت...اما همچنان طنین مرگ بر دیکتاتور ما لرزه بر اندام کودتاچیان میاندازد

یک سال و نیم از سرکوب و تجاوز و کشتار و بازداشت گذشت. حجت هایی بر ما تمام شد اما امروز ۱۵ آذر دوباره فریاد مرگ بر دیکتاتور طنین انداز شد. دوباره فریاد یا حسین میر حسین شنیده شد. آفرین بر تمامی دانشجویان شجاع این سرزمین.

دانشجو میمیرد ذلت نمیپذیرد/ تجمع امروز دانشجویان دانشگاه تهران

دانشكده فني 15 آذر 89 حدود ساعت 15(چند ساعت پيش)

هنوز دانشگاه تهران و دانشكده فني زنده است و در مقابل جور فرياد مي زند..

http://www.youtube.com/watch?v=NdNBgL6c03Q

با فریاد مرگ بر دیکتاتور و یاحسین میر حسین دانشجویان قهرمان روح تازه در جنبش سبز دمیده شد

و یدئو تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه تهران - ۱۵ آذر ۱۳۸۹
http://www.youtube.com/watch?v=qfUdC-X3fvg&feature=player_embedded

۱۳۸۹ آذر ۱۲, جمعه

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" در پی افشای فیلم شکنجه های ضدبشری که سال گذشته در بند 1 زندان گوهردشت کرج روی داد و در آن اظهارات زندانیانی مانند بهرام تصویری ،محسن بیک وند،سامان محمدی در مورد تجاوز جنسی با باتون ، شکستن دست و پای زندانیان و سایر اعمال ضد بشری را تشریح می کردند. انعکاسی گسترده وموجی از خشم و نفرت در ایران و جهانیان برانگیخت. این مسئله باعث شد که یکی از شعبه های بازپرسی دادگاه انقلاب کرج را ناچار کند تا در مورد آن تحقیق نماید.
در این راستا روز پنجشنبه 11 آذرماه زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی یکی از شاهدان این جنایت برای تشریح مشاهدات خود به شعبۀ 14 بازپرسی دادگاه انقلاب ناحیۀ 3 کرج فراخوانده شد. زمانی که آقای جاوید تهرانی عازم بازپرسی دادگاه بود یکی از بازجویان وزارت اطلاعات با لحن تهدید آمیزی او را خطاب قرار داد و گفت:«جاوید حواست باشه توی دادگاه چه میگویی ،تو 11 ماه دیگر مهمان مایی و میتونه هر اتفاقی برایت بیفتد».
همچنین زمانی که او را به دادگاه منتقل می کردند 2 افسر پاسدار به نام های مهران آقایی و امیر مختاری سعی داشتند که به او پابند بزنند که با مخالفت شدید آقای جاوید طهرانی مواجه شد و ناچار به عقب نشینی شدند. این دو پاسدار سپس اقدام به تهیۀ گزارشی دروغین نمودند که در آن ذکر شده است که با آنها برخورد فیزیکی داشته است.
زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی تمامی مشاهدات خود را که حاکی از شکنجه های قرون وسطایی و ضدبشری بود تشریح کرد و همچنین تهدیدات بازجوی وزارت اطلاعات را یادآور شد. سپس زندانیان که مورد شکجه قرار گرفته بودند مانند؛محسن بیک وند،سامان محمدی،حسن شریفی و بهرام تصویری برای تشریح شکنجه ها به بازپرسی آورده شدند. این 4 زندانی تهدید شده بودند در صورت افشای شکنجه ها آنها را به قتل خواهند رساند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، تهدید به حذف فیزیکی زندانیان سیاسی و سایر زندانیان به صرف افشای شکنجه های قرون وسطایی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در ایران است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
12 آباد 1389 برابر با 03 دسامبر 2010
گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
http://hrdai.net
info@hrdai.net
http://hrdai.blogspot.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

پيش به سوي 16 آذر براي دانشگاه آزاد ساري

در يادآوري ايستادگي ها و مبارزات دانشجوياني كه براي حقوق ملت ايران در چند دهه اخير خصوصاً در چندين ماه اخير در مقابل حاكميت مستبد ايستادگي كرده و خواستار حقوق مردم شده اند ما از شما دانشجويان دانشگاه هاي كشور بخصوص دانشجويان دانشگاه آزاد واحد ساري خواستار شركت در تجمع اعتراضي در روز 16 آذر 89 هستيم تا به ديكتاتور نشان دهيم كه نمي توان مقابل رويش جوانه ها ايستادگي كرد وعاقبت ديكتاتوري چيزي جز شكست ديكتاتور نيست واين ماهستيم كه با ايستادگي در مقابل استبداد به پيروزي مي رسيم با اميد به فردا روشن براي ايران و ايراني






انجمن اسلامی نوشيروانی بابل: پس نيك به ۱۶ آذر بينديش و بسنج، "نوشيروانی آزاد يا نوشيروانی كلهم دربند"

در آستانه فرا رسیدن ۱۶ آذر شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي نوشيرواني بابل با انتشار بیانیه ای خواستار آزادی ۳ دانشجوی دربند این دانشگاه (سيد ضياء نبوي ، محسن برزگر و نيما نحوي) شده است.

به گزارش دانشجو نیوز، در قسمتی از این بیانیه آماده است: "دست از كينه بردار اي لجوج كه ما جز صلح و صلاح نمي خواهيم. هم كلاسي هاي ما را آزاد كن كه اين كينه توزي هاي تو نسبت به ما چيزي جز هيزم آتش خانه ات نخواهد شد. مخواه كه اين آتش زير خاكستر بيدار شود كه خود نيك مي داني آتش دماوند اگر لبريز شد به خود نيز رحم نخواهد كرد."


متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

به نام دادار هور
چند صباحي بيش تا روز تولد ما باقي نمانده است. تمام جنبش دانشجوئي در تكاپوي اين روز است به جز نوشيرواني. اين روز بر خلاف همگان براي نوشيرواني روز غم است زيرا آنگاه كه سه آذر اهورائي ما دربندند، نوشيرواني حتي لبخند را بر خود حرام مي داند. چه جاي شور و شعف است آنگاه كه صندلي هم كلاسي هاي ما خالي است. چه جاي آرامش آنگاه كه پاره هاي تنمان مدت هاست شايد لحظه اي نياسوده اند.

ديگر چه جاي جشن و سرور كه اين روز برايمان روز عزاست در نبود جگرگوشه هايمان.

آري! روزي ما را قلب تپنده شمال كشور مي خواندند اما امروز هيچ كس از آنچه بر ما رفته بي خبر نيست. همه ديده اند جاي چنگ و دندان استبداد را بر پيكرمان و حتي مي دانند كه ديگر خوني در تن نداريم به جز خون دل و همه شاهدند همه اينها را به جرم اصلاح بر ما روا داشتند و ديدند كه اين كينه توزان چگونه يارانمان را براي سوزاندن جگرهايمان به اسيري مي برند. اي كاش كينه كنار مي نهادند و دست دوستي ما را براي مصلحت مُلك مي فشردند اما حتما امروز خوشحال اند كه ديگر تير سه شعبه اي كه بر اين قلب پر تلاطم نشاندند كار خود را كرده و اين آخرين تپش هاي عمرش است. اما زهي خيال باطل!

ما امزوز تير زهرآگين بر دل همچنان ايستاده ايم و اين بار فرياد مي زنيم:

" اينجا نوشيرواني است ، دماوند خفته مازندران "
ما قلب فسرده زمينيم
از درد ورم نموده يك چند
و حاصل اين همه كينه ورزي استبداد چيزي نيست جز يك صدا كه در گوش ما مي خواند:
شو منفجر اي دل زمانه
آن آتش خود نهفته مپسند
هُراي تو افكند زلازل
از نيشابور تا نهاوند
وز برق تنوره ات بتابد
زالبرز اشعه تا به الوند

دست از كينه بردار اي لجوج كه ما جز صلح و صلاح نمي خواهيم. هم كلاسي هاي ما را آزاد كن كه اين كينه توزي هاي تو نسبت به ما چيزي جز هيزم آتش خانه ات نخواهد شد.

مخواه كه اين آتش زير خاكستر بيدار شود كه خود نيك مي داني آتش دماوند اگر لبريز شد به خود نيز رحم نخواهد كرد.

دست از كينه و لجاجت بردار و بگذار برادرانمان سيد ضياء نبوي ، محسن برزگر و نيما نحوي به آغوش گرم دانشگاه بازگردند والا نوشيرواني نزد آنها مي رود.

پس نيك به ۱۶ آذر بينديش و بسنج!
" نوشيرواني آزاد يا نوشيرواني كلهم دربند"

شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشگاه صنعتي نوشيرواني بابل
آذر ۸۹

۱۳۸۹ آذر ۱۰, چهارشنبه

دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز: به یاد یک تاریخ ایستادگی در مقابل گام های استبداد قد علم خواهیم کرد





دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مر کز در آستانه فرا رسیدن روز دانشجو اقدام به صدور بیانیه ای اعتراضی کردند.

به گزارش دانشجونیوز دانشجویان دانشگاه آزاد با برگزاری تجمعات متوالی پیشتاز اعتراضات دانشجویی در سال گذشته بودند. این اعتراضات به حدی شدید بود که نیروهای امنیتی بارها مجبور به استفاده از خشونت در داخل محیط دانشگاه شدند که حملات وحشیانه به دانشگاه های آزاد مشهد و تهران مرکز از آن جمله بود.
همچنین گفتنی است "اشکان سهرابی" و "امیر جوادی فر" دو تن از شهدای جنبش سبز از دانشجویان دانشگاه آزاد هستند که جان خود را پس از وقایع مربوط به انتخابات از دست دادند.

در بیانیه صادر شده از سوی دانشجویان دانشگاه آزاد تهران مرکز، که علی رغم جو شدید امنیتی به صورت گسترده و همراه با ویژه نامه ی "کلمه" بین دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز و به خصوص در دانشکده فنی این دانشگاه توزیع شده است، با اشاره به حمایت و یکپارچگی دانشجویان واحد های مختلف دانشگاه آزاد در تجمعات اعتراضی سال گذشته، ضرورت بهره گیری از تجربیات به دست آمده عنوان شده است. همچنین دانشجویان خواستار خلاقیت و نوآوری در ادامه مبارزه و توجه به راهکار های دیگر مبارزه و مقاومت شده اند.

در این بیانیه آمده است: "راه های مبارزه و مقاومت بسیار است چه آنچه این راه ها فقط به حضور در خیابان نباید ختم شود.تمرین وتفکر و رسیدن به راه حلی جمعی و استقامت و از خود گذشتگی می تواند موجب اعتماد دانشجویان شود و سبب ساز حرکت های اثر گذار شود." در پایان نیز دانشجویان با وعده قرار دادن روز سه شنبه 16 آذر از دیگر همکلاسی های خود خواسته اند که در مقابل گام های ویرانگر استبداد ایستادگی کنند.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر می باشد:

آذری دیگر فرارسیده است. آذری که یادآور سال ها مبارزه دانشجویان این سرزمین با استبداد و خفقان است. آذری که نیمه آن را به نام ما دانشجویان نام گذاری کرده اند. آذری که پس از گذشت 57 سال از شهادت یاران دبستانی هنوز تازه است. آذر هر سال تکرار می شود و خاطره اش هر سال زنده تر.

تکرار آذر نه از آن حیث که آخرین ماه پاییز است بلکه از آن روست که هنوز در این سرزمین دانشجو به مسلخ برده می شود. هنوز دانشجو و استادش را به جای کلاس درس به زندان می برند. آذر هر ساله تکرار می شود و ترکه بیداد و ستم زخمش هر ساله تازه تر و هنوز هم به جای مرهم؛ نمک بر زخم هایش پاشیده می شود.

آذر امسال را در حالی سپری می کنیم که بیش از هشتاد تن از دانشجویان و نخبگان این سرزمین همان ها که قرار بود روزی آینده سازان این سرزمین باشند مشق آزادگی و ایستادگی را در کنج کنج دیوارها و سلول های زندان تمرین می کنند. البته دیر نخواهد بود که اینان همان آینده سازان خواهند شد.

بسیارند دانشجویانی که از سال گذشته در سخت ترین شرایط در سلول های مخوف زندان محبوسند. ما را چه شده؟ و چه بر سر ما آمده است که نه عید و نه بهاری داریم و نه حتی روزی که به اسم خود ماست!!؟ یاران دبستانی ما همچون "اشکان سهرابی" و "امیر جوادی فر" در سینه ایران زمین خفته اند و یا همچون "مهدی خدایی" و "علی ملیحی" و "حسن اسدی زیدآبادی" در بند هستند!!!

بیش از هفده ماه از تقلب گسترده در انتخابات و تاراج رأی و اعتماد مردم می گذرد و در این مدت مردم ایران زخم ها و رنج های بسیاری دیده اند. در طول این مبارزه دانشجویان همواره در صف اول نبرد با استبداد ایستاده اند و آماج بیشترین حملات بوده اند و از پرداخت هیچ هزینه ای دریغ نکرده اند.

سال گذشته سالی نیست که از خاطر ما دانشجویان برود. ورق دیگری از تاریخ این سرزمین است. آنجا که تاریخ از دانشجویان دانشگاه آزاد با افتخار یاد خواهد کرد. آنجا که دانشجویان دانشگاه آزاد همدلانه و شجاعانه در صف اول مبارزه قرار گرفتند. آنجا که بسیج و مزدوران استبداد در دانشکده فنی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز با هماهنگی با ریاست مزدور دانشگاه با باطوم و زنجیر و گاز اشک آور و ... چندین مرتبه وحشیانه به جان دانشجویان حمله ور شدند. آنجا که دوستان ما در دیگر واحدهای دانشگاه آزاد از جمله: تهران جنوب، علوم تحقیقات، کرج، قزوین و سایر دانشگاه ها به حمایت و یاری ما برخواستند.

در طول جنبش سبز که با یاری دانشجویان پیش رفته و می رود در اخلاق پیروز شدیم. در نهادینه کردن نفی خشونت، در گفتگوی جمعی، در آگاهی بخشی و شکستن انحصار رسانه ای استبداد پیروز شدیم. در این مدت تجربه ها اندوخته شده است که بایستی در ادامه مسیر سرمشق قرار گیرد.

امروز لزوم خلاقیت و نوآوری برای ادامه این راه سبز که برگزیده ایم بیش از پیش به چشم میخورد. در این رابطه باید به حرکاتی توجه شود که تاثیرگذاری بیشتر و هزینه کمتر داشته باشد. راه های مبارزه و مقاومت بسیار است چه آنچه این راه ها فقط به حضور در خیابان نباید ختم شود. تمرین و تفکر و رسیدن به راه حلی جمعی و استقامت و از خود گذشتگی می تواند موجب اعتماد دانشجویان و سبب ساز حرکت های اثر گذار شود. ابتکارات فردی و خلاقیت های گوناگون همه می تواند ادامه داشته باشد. حرکت های کوچک فردی، چند نفره و جمعی هیچ یک بی ثمر نخواهد بود. استفاده از تمام ظرفیت های موجود و تقویت اخلاق و دوستی ها و کمک رسانی به هم در کنار آگاهی بخشی عبور از این راه سخت را آسانتر خواهد نمود.

اما هیچ گاه صدای گام های ویرانگر استبداد را از یاد نخواهیم برد و به رسم یک تاریخ ایستادگی در مقابلش قدم علم کرده و خواهیم کرد.

باشد که به یاری فرد فردمان ایرانی سازیم آباد؛ دور از دستان استبداد !

وعده ی ما ١۶ آذر ۸٩
جنبش راه سبز آزادی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز

پخش هزاران نشریه تک صفحه ای در دانشگاه بین المللی قزوین در آستانه ۱۶ آذر



گروه وسیعی از دانشجویان دانشگاه بین الملل قزوین به مناسبت ۱۶ آذر، اقدام به پخش چندین شماره از نشریات تک صفحه ای "دانشجو" ، "اعتماد ملی" و "کلمه" کرده اند. این اقدام در حالی صورت میگیرد که دانشجویان دانشگاه بین المللی قزوین در طول ۲ سال گذشته تحت شدیدترین فشارها و تهدیدات نیروهای امنیتی و انضباطی قرار داشته اند.


به گزارش دانشجو نیوز، با انتشار گسترده این نشریات در سطح دانشگاه و خوابگاه‌های مرکزی خواهران و برادران، از دانشجویان خواسته شده که در اعتراضات روز ۱۶ آذر حضور بهم رسانند. در حال حاضر بیش از ۱۵ تن‌ از فعالین دانشجویی دانشگاه بین الملل قزوین، در حال گذراندن ایام محرومیت از تحصیل خود می باشند و چندین تن‌ از دانشجویان نیز به صورت قطعی با حکم اخراج و محرومیت از شرکت در آزمون‌های سراسری مواجه شده اند. این دانشجویان طبق دستور ریاست دانشگاه اجازه ورود به محوطه دانشگاه و رسیدگی به امور آموزشی خویش را ندارند.

شایان ذکر است که مسئولین دانشگاه در پی‌ دعوت و اطلاع رسانی وسیع دانشجویان به مناسبت فرا رسیدن "روز دانشجو" در اقدامی جدید با خانواده‌های برخی‌ دانشجویان تماس گرفته و با ادبیاتی بسیار زننده و رکیک به تهدید دانشجویان و خانواده‌ها پرداخته اند.

گزارش ها از دانشگاه بین المللی قزوین، همچنین حکایت از حضور ده‌ها نیروی امنیتی و لباس شخصی‌ در فضای داخلی‌ دانشگاه و خوابگاه دارد که با اعتراض دانشجویان همراه شده است.

گفتنی است که در روزهای آتی "بیانیه رسمی‌ دانشجویان دانشگاه بین المللی قزوین به مناسبت ۱۶ آذر" به همراه اعلام مواضع و برنامه‌ها منتشر خواهد شد.



۱۳۸۹ آذر ۸, دوشنبه

محمد حیدرزاده، از اعضای منتخب دفتر تحکیم وحدت، آزاد شد

پس از گذشت سه هفته از بازداشت چهار عضو منتخب دفتر تحکیم وحدت، محمد حیدرزاده، یکی از دانشجویان بازداشت شده صبح امروز با قید وثیقه آزاد شد.

به گزارش دانشجو نیوز، محمد حیدرزاده، محسن برزگر و علیرضا کیانی در روز ۱۶ آبان ماه و علی قلی زاده در روز ۱۴ آبان ماه دستگیر و سپس به زندان اوین منتقل شدند. پس از دستگیری این چهار فعال دانشجویی، روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت با انتشار بیانیه ای بازداشت فعالین دانشجویی را محکوم کرد و خواستار آزادی دانشجویان در بند شد.

دفتر تحکیم وحدت در بیانیه خود نوشت: "در روزهای اخیر و در حالی که به آذرماه، ماه فریاد دانشجویان علیه ظلم و استبداد، نزدیک می شویم شاهد بازداشت گسترده اعضای شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت هستیم. آقایان علی قلی زاده، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود و دانشجوی ستاره دار دانشگاه تهران در مقطع کارشناسی ارشد، علیرضا کیانی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه مازندران، محسن برزگر، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه نوشیروانی بابل، و محمد حیدرزاده، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی شهرکرد، در روزهای اخیر بازداشت شدند."

جمعی از فعالین فرهنگی-سیاسی دانشگاه شهرکرد نیز با انتشار بیانیه ای بازداشت چهار عضو منتخب دفتر تحکیم وحدت، را محکوم کردند و ۱۶ آذر امسال را در دانشگاه شهرکرد به نام محمد حیدرزاده نامگذاری نمودند. فعالین فرهنگی-سیاسی دانشگاه شهرکرد در بیانیه خود نوشتند: "ما فعالین فرهنگی سیاسی دانشگاه شهرکرد در محکومیت بازداشت نابخردانه محمد حیدر زاده و همسنگرانش علی قلی زاده ، محسن برزگر،علیرضا کیانی ضمن نامگذاری ۱۶ آذر امسال به نام «روز محمد حیدرزاده در دانشگاه شهرکرد» امیدواریم جشنی بزرگ را با حضور وی به عنوان نماد جنبش دانشجویی برگزار کنیم."

گفتنی است که بعد از دستگیری چهار عضو منتخب دفتر تحکیم وحدت، سیاوش حاتم، فعال دانشجویی و دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه بوعلی همدان که از اعضای شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت بود، در تاریخ سه شنبه ۲ آذر ماه دستگیر شد.

گمانه زنی میشود که افزایش فشار ها بر روی فعالین دانشجویی به مناسبت نزدیک شدن به روز دانشجو است.

دیدار جمعی از دانشجویان با خانواده مجید توکلی در آستانه ۱۶ آذر

جمعی از اعضای شورای عمومی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر به همراه فعالان دانشجویی در آستانه ۱۶ آذر با خانواده مجید توکلی، دانشجوی دربند این دانشگاه دیدار کردند.

به گزارش دانشجو نیوز، در این دیدار که در منزل پدری مجید توکلی در شیراز انجام شد، دانشجویان ضمن ستایش صبر و ایستادگی خانواده توکلی و شجاعت و صراحت فرزند این خانواده، این ویژگی ها را مایه افتخار جنبش دانشجویی و دانشجویان دانشگاه امیرکبیر دانستند.

خانواده توکلی نیز شرح مختصری از آن چه در سه سال اخیر و از زمان اولین بازداشت مجید در اردیبهشت ۸۶ تا کنون بر فرزندشان گذشته است ارائه کردند.‏ ایشان هم چنین به بعضی از ایرادات قضایی روند بررسی پرونده فرزند شان اشاره کردند و شرایط نا مطلوب و مخاطره آمیز زندان رجایی شهر را "نگران کننده" توصیف نمودند.

مجید توکلی فعال سرشناس دانشجویی در تاریخ ۱۶ آذر سال ۸۸ و پس از آنکه در دانشگاه امیرکبیر به مناسبت روز دانشجو سخنرانی کرد، دستگیر و سپس به زندان اوین منتقل شد. مجید توکلی در سخنان خود در این روز، ۱۶ آذر را روز "آزادی خواهی و استبداد ستیزی" ملت ایران خواند و افزود: "امروز، روزی است که آماده ایم تا در کنار همدیگر جمع بشویم، علیه استبداد بایستیم و تمام فریادمان را بر سر استبداد بزنیم."

مجید توکلی هم اکنون در زندان رجایی شهر کرج دوران محکومیت ۸ سال ونیم خود را می گذراند.





فراخوان جمعی از فعالین دانشجویی به مناسبت ۱۶ آذر: " تاکنون ایستادگی کرده ایم، از این پس نیزخواهیم ایستاد"

جمعی از فعالین دانشجویی فراخوانی را به منظور برگزاری مراسم روز دانشجو صادر کرده اند.

به گزارش دانشجونیوز این دانشجویان در فراخوان خود ضمن تاکید بر اهمیت برگزاری مراسمات اعتراضی در این روز آورده اند: " برما دانشجویان آزادی خواه است که در روز 16 آذر سکوت نکنیم و به انحا مختلف اعتراض خود را به استبداد نشان دهیم. بر مبارزین دانشجویی است که با توجه شرایط دانشگاه محل تحصیل خود برنامه های مستقل اعتراضی برگزار کنند. در حال حاضر تجویز یک شکل از حرکت های اعتراضی برای دانشگاه های مختلف با شرایط متفاوت نمی تواند نتیجه یکسانی داشته باشد. فعالین دانشجویی در دانشگاه محل تحصیل خود می بایست با در نظرگرفتن امکانات و محدودیت ها، ایده های جدید برای گرامی داشت روز دانشجو بپرورانند. برپایی تجمع و تحصن اعتراضی موثرترین راه برای تزریق روحیه مبارزه طلبی به شریان جنبش دانشجویی است. در صورت عدم امکان برگزاری تجمع، حرکات اعتراضی همه گیرتر و کم هزینه تر چون تعطیلی کلاس های درس و حتی تعطیلی دانشگاه و نیز شعار نویسی و پخش شب نامه های اعتراضی می تواند توسط فعالین دانشجویی در دانشگاه ها مورد توجه قرار گیرد."

مشروح فراخوان به شرح زیر است.


ما زنده به آنیم که آرام نگیریم / موجیم که آسودگی ما عدم ماست

سالی دیگر شد و 16 آذر دگری در راه است. روزی که بی شک در اذهان ایرانیان یادآور شجاعت، آزادگی و ایثار در راه آرمان های ملی یعنی حاکمیت مردم و عدالت است. نیم قرن پیش 3 آذر اهورایی به دست چکمه پوشان حکومت پهلوی و در دامان مقدس دانشگاه به خاک و خون نشستند و با شهادت خویش جوانه های آزادی خواهی و حق طلبی را تا ابد در دل و جان دانشجویان این سرزمین کاشتند. سالها از آن واقعه غم انگیزگذشت، و 3 آذر اهورایی نماد به حق ایستادگی در مبارزات دانشجویان شدند. نمادهایی که بی شک در استمرار جنبش دانشجویی نقش بسزایی داشته و خواهد داشت. جنبش دانشجویی که در برهه های حساس و سرنوشت ساز میهن همواره نقش مهم خود را ایفا کرده و خواهد کرد. انقلاب 57، 2 خرداد 1376، اعتراضات 18 تیر ماه 1378 و در نهایت انتخابات سال گدشته بی شک هریک نقاط عطفی در تاریخ این مرز و بوم پر گهر ایجاد کرده اند.

اما افسوس که این مبارزات مستمر تاکنون هدف غایی خود که همانا مردم سالاری و آزادی است را به دست نیاورده.

همواره دانشگاه، این محل پروراننده نورانیت و آگاهی، مورد تهاجم و تاخت و تاز شب پرستان بوده است. درپی انتخابات سال گذشته فجایع و مظالمی در حق جامعه دانشگاهی روا داشته شده که به جرات می توان گفت در تاریخ ایران بی سابقه بوده است. اگر کودتا گران در سال 1332 سه دانشجوی آزاده این مملکت را در دانشگاه تهران کشتند، نزدیک به نیم قرن بعد در همان دانشگاه فجایعی به مراتب دهشتناکتر از اسلاف خود در دانشگاه ها خلق کردند.

هنوز هم زخم ددمنشی شان در حمله به کوی دانشگاه تهران، دانشگاه شیراز، دانشگاه اصفهان، دانشگاه آزاد مشهد و ... جان و روح مان را می آزارد.
با این خیال باطل که روح آزادگی در دانشگاه ها خشک خواهد شد، ده هاتن از جوانان و دانشجویان را در مقابل دانشگاه به گلوله بستند، صدها دانشجو را راهی زندان کردند و شکنجه گران را مزد مزید دادند تا اعتراف ناروا و مضحک اخذ کنند، هزاران دانشجو از تحصیل در دانشگاه محروم شدند تا فرمایش پیامبر اسلام(ص) که گفتند "طلب العلم فریضة علی كل مسلم" در نظام جمهوری اسلامی به معنای کامل خویش تحقق یابد. اما ما با وجود این همه بدکاریها تاکنون ایستادگی کرده ایم. از این پس نیزخواهیم ایستاد.

و اما اکنون خطابمان با شما دانشجویان آگاه و مبارزین خستگی ناپذیر ره مقدس آزادی است.
ای مدافعین ارزش های انسانی و ای پاسداران خرد انسانی،

ما جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه های تهران از همرزمان خود در دانشگاه های مختلف در سراسر کشور می خواهیم تا حداکثر توان خود را برای پاسداشت خون شهدای جنبش سبز و رهانیدن اسرای دربند به کار گیرید و با تمام قوا برای برگزاری مراسم روز 16 آذر به پیش روید.
هرجند که برخوردهای ددمنشانه با فعالین دانشجویی در یک سال گذشته کمر جنبش دانشجویی را خم کرده است اما تنه این درخت سرو سربلند مستحکم تر از آن است تا با تیغ به کندی گراییده سرکوب منقطع شود. این درخت تنومند و پرغرور ریشه در خاک آزادگی و انسانیت دارد. تا زمانی که انسانیت در این مملکت زنده است، جنبش دانشجویی منتقد استبداد و بیداد، جاری و ساری خواهد بود.

برما دانشجویان آزادی خواه است که در روز 16 آذر سکوت نکنیم و به انحا مختلف اعتراض خود را به استبداد نشان دهیم. بر مبارزین دانشجویی است که با توجه شرایط دانشگاه محل تحصیل خود برنامه های مستقل اعتراضی برگزار کنند. در حال حاضر تجویز یک شکل از حرکت های اعتراضی برای دانشگاه های مختلف با شرایط متفاوت نمی تواند نتیجه یکسانی داشته باشد. فعالین دانشجویی در دانشگاه محل تحصیل خود می بایست با در نظرگرفتن امکانات و محدودیت ها، ایده های جدید برای گرامی داشت روز دانشجو بپرورانند. برپایی تجمع و تحصن اعتراضی موثرترین راه برای تزریق روحیه مبارزه طلبی به شریان جنبش دانشجویی است. در صورت عدم امکان برگزاری تجمع، حرکات اعتراضی همه گیرتر و کم هزینه تر چون تعطیلی کلاس های درس و حتی تعطیلی دانشگاه و نیز شعار نویسی و پخش شب نامه های اعتراضی می تواند توسط فعالین دانشجویی در دانشگاه ها مورد توجه قرار گیرد.

در آخر می خواهیم بر اهمیت انجام حرکات اعتراضی مجددا تاکید کنیم که در درجه نخست می تواند نشاط و روحیه مبارزه را بعد از دوره ای طولانی از سرکوب به دانشگاه بازگرداند. همچنین دانشجویان باید به خاطر داشته باشند که در صورت عقب نشینی در هر مرحله، دشمن با گستاخی بیشتری به پیش خواهد آمد.

جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه های تهران

فرشید آذر نیوش: پیام میر حسین موسوی در آستانه ۱۶ آذر موجی از امید و تبسم را در لایه های جریانات دانشجویی باز تولید کرد

نزدیک شدن به یکی‌ از تاریخی‌‌ترین روزهای دانشگاهیان یعنی‌ ۱۶"" آذر؛ یاد آور ایستادگی و مقاومت دانشجویان در برابر استبداد و دیکتاتوری‌های تاریخ؛ بسیاری از هوادران و فعالین جنبش سبز را با این سٔوال مواجه کرده که "چه تدابیری را برای نمایان ساختن صدای اعتراض خویش و همچنین همدردی و همبستگی‌ با یاران دبستانی در بندشان در برابر دولتمردان جمهوری اسلامی اتخاذ نمایند! "از سال گذشته بیش از ۱۰۰ تن‌ از فعالین دانشجویی به بهانه ی اعتراض و مخالفت بازداشت و روانه زندان‌ها و سلول‌های انفرادی شده اند که هم اکنون ۷۰ نفر از آنان تحت سخترین شکنجه ها در داخل زندان دوران محکومیت خویش را سپری می‌‌کنند، فراز و فرود‌های جنبش دانشجویی در کنار جنبش سبز و همچنین چیستی استراتژی‌های نوین دانشجویی بهانه‌ا‌ی شد تا با دو تن‌ از فعالین دانشجویی که به تازگی تیغ "اخراج و محرومیت از شرکت در کلیه آزمون‌های سراسری دانشگاه های کل کشور را خورده اند"

فرشید آذرنیوش: فعال دانشجویی کُرد دانشگاه بین الملل قزوین، دبیر کمیته پیگیری حقوق دانشجویان وعضو کمیته مطبوعات ‌ستاد میر حسین موسوی در قزوین

مصاحبه با این فعال دانشجویی به همان اندازه جالب و ارزشمند است که رمزگشایی از جعبه سیاه های متعدد جنبش دانشجویی در کنار جنبش اعتراضی مردم ایران؛ مشروح گفتگو را بخوانید:

آقای آذرنیوش ؛ جایگاه گفتمان دانشجویی را در جنبش اعتراضی اخیر چگونه ارزیابی می کنید؟

قبل از پاسخ به این سٔوال بنده می‌خواهم فلش بکی بزنم به مطالبات خود جنبش نه تنها در ۱۷ ماه اخیر بلکه یک قرن کوشش و مبارزه برای استقرار دموکراسی و مشروطه گری در ایران ؛ با اندکی‌ تساهل و تسامح مطالبات و اهداف مبارزاتی مردم در طول یک سال امیزه ای بوده از ملی‌ گرایی، آزادی قلم و عقیده، آشتی‌ با فضای مدرنیزاسیون و رها شدن از قید و بند‌های بنیاد گرایان حکومتی بوده است. آنچه که ما در طول قریب ۵۰۰ روز که از عمر جنبش سبز مردم ایران می‌‌گذارد دیده ایم دقیقا مصداق مبحث"فشار از پایین"در حوزه "جامعه شناسی‌" جنبش های اجتماعی محسوب میشود، همان حلقه‌یی که پیش از اینها همگام با تئوری چانه زنی‌ از بالا مطرح شده بود اما محقق نشده بود، به یکبار دیدیم که فشار از پایین در غیاب اهرم"چانه زنی‌ از بالا" شکل گرفت، یعنی‌ به طور گویا تر عرض کنم که به یکباره میزان قابل توجه از بخش‌های فعال جامعه مواجهه مستقیم در مقابل نظام کودتاگردر خیابان‌ها پرداختند. اعتراضاتی که استقرار دولت نهم و متعاقب آن انسداد کامل فضای سیاسی و فرهنگی‌ و حتی اجتمایی‌ واقتصادی مخصوصاً در "دانشگاه ها" در وقوع آن مباشرت کاملی داشته و نهایتأ پروژه‌های عظیم سرکوب و کشتارهای بی‌ سابقه که با پشت گرمی‌ نیروهای جوان نظامی و عقیدتی‌ انجام شد؛ دقیقا از همین زاویه قابل بررسی است، واقعه تلخ ۲۴ خرداد در کوی دانشگاه و شدت گرفتن ماشین سرکوب کودتاگرن شاهد خوبی‌ بر این مدعا است.

آنچه که دانشجویان در این چند دهه و به طور مشخص مقاطع زمانی‌ پس از دهه هفتاد به فضای عمومی‌ جامعه تزریق و تکثیر کردند ملغمه‌ای بوده از کوشش برای عملیاتی کردن پروژه‌های بر جای مانده از دولت‌های هفتم و هشتم همچون جامعه مدنی، حاکمیت قانون، روشنگری در مباحث دینی و فقهی‌، پرسشگری از نحوه مصرف سرمایه‌های عظیم سوختی توسط دولتمردان، و کوشش‌های آماری برای شفافیّت پرونده های کذایی تحصیلی‌ و شغلی‌ وزیران و موارد بسیاری که به تفسیر به آن پرداخته شده است. اگر بگوییم که بسیاری از مطالبات و دغدغه‌های اجتماعی و سیاسی توسط نهادهای دانشگاهی و دانشجویان تئوریزه شده و گفتمان فعلی‌ فضای داخل ایران با مطالبات چندین ساله دانشگاهیان به هم نزدیک شده که منجر به کشته و زخمی و ربوده شدن و بازداشت و اخراج دانشجویان بسیاری گشته، سخن به گزاف نگفته ایم.

به نظر شما چرا حاکمیت بعد از ظهور اعتراضات و بحران‌ها به بلافاصله در صدد زدودن علوم انسانی‌ در دانشگاه‌ها شده است ؟

آنچه که در ورای حرکت‌های اعتراضی تحت عنوان "مبارزات بی‌ خشونت" چه همزمان با انتخابات و چه بعد از آن منجر به شروع همه جانبه اعتراضات خیابانی و در راس اش؛ زیر سٔوال رفتن مشروعیت سران کودتاگر نظام شد، مشخصا به تغذیه فکری و آموزشی فعالین جنبش و حتی عامه معترضین به شاخص‌های اصیل و شناخت شده در علوم انسانی‌ ربط پیدا می‌کند. آنچه که سنجه‌های علوم انسانی‌ و اجتماعی از جنبش‌های موفق و در عین حال نتیجه بخش به نمایش گذشته؛ نمایه‌ هایی‌ بوده از مبارزات مسلمات آمیز با هزینه‌های انسانی‌ بسیار کمتر. مسلما اعتقاد داشتن به اینگونه مبارزات نیازمند تئوریز سازی‌های عمیق فلسفی‌ همچون شکاکیت نسبت به بنیان‌های مطلق فکری که " ردّ اندیشه ولایت فقیه" در این مقال می‌ گنجد و هم چنین کنار گذاشتن جزم اندیشی‌ در مباحث نظری و البته تاکتیک مآبانه جامعه شناختی‌ مدرن می‌‌باشد. اقتدار طلبان در مواجهه با یافته‌های علمی‌ و پژوهشی حوزه هایی‌ از علوم انسانی‌ نظیر علوم سیاسی، فلسفه، جامعه شناسی‌، روان شناسی‌ و حتی حقوق هیچ گونه آلترناتیو دیالکتیک و با ثباتی را ارائه نکرده اند البته این سخن بدین معنی‌ هم نیست که آن فاجعه‌یی که در سال ۱۳۵۹ اتفاق افتاد تحت عنوان"انقلاب فرهنگی‌"هیچ تغییری در علوم انسانی‌ ایجاد نکرد که ما اکنون شاهد این تغییرات باشیم، در بدو این حرکت مهمترین رشته حوزه علوم انسانی‌ مثل "علوم سیاسی"با تعطیلی سه ساله مواجه شد که بعدا هم با اسلامی سازی‌های گسترده‌ای مواجه شده و از سال ۶۲ مجددا از سر گرفته شد. پس شاهد هستیم که کودتاگران در همهٔ مقاطع خصوصا به هنگام ظهور بحران‌های عظیم سیاسی و اجتماعی و برای از بین بردن مخالفین خویش قبل از همه چیز، حملات گسترده‌ای را بر علیه علوم انسانی‌ ترتیب داده اند.

بحث بومی سازی علوم انسانی‌ در دانشگاه‌ها هم که چندی است باب زبان مسئولین فرهنگی‌ و دانشگاهی شده حاصلی جز بر جای ماندن پاره‌ای نظریات حداکثری از انگاره‌های ایدئولوژیک نداشته است. وقتی‌ سنجه‌های علم روان شناسی‌ و جامعه شناسی‌ عمیقا برخورد با شهروندان مخل اجتماع و یا به تعبیر حاکمیت"اراذل و اوباش"در قالب طرح "امنیت اجتماعی" با مختصات بسیار کذایی و خشونت آمیز نیروهای غیر مسول را ردّ می‌‌کند و یا حتی علوم اقتصادی به افزایش تورم در اثر نقدینگی و تکثیر پول در جامعه در قالب طرح‌هایی‌ نظیر "سهام عدالت" و "حذف یارانه ها" تاکید می‌‌کند، در چنین حالتی راهی‌ که دولتمردان در پیش گرفته اند پاک کردن صورت مساله یا همان نادیده گرفتن ذات و نتایج این علوم هست که در نهایت منجر به حذف علنی این علوم شده است. و نکته بسیار مهم دیگر برخورد ضربتی محافظه کاران داخلی‌ با هدف تغییر در اندیشه‌های شناخته شده سیاسی که با دست پاچگی و اضطرار هرچه تمامتر صورت گرفت؛ شما ملاحظه فرمایید اینها نظریه پردازن با سابقه اصلاحات نظیر "سعید حجاریان" و حتی سعید شریعتی‌ را که آنچنان هم در شکل دادن اعتراضات داخل ایران هم تاثیری نداشتند به دادگاه‌ها کشاندند محاکماتی که نه برای یک شخص و یا گروه بلکه در یک کلام "مؤاخذه علوم انسانی‌" محسوب می‌‌شود!

به همگرایی گفتمانی مردم و دانشجویان اشاره کردید به نظرتان؛ تا چه میزان گفتمان و ساختار جنبش سبز با مطالبات جنبش دانشجویی اصیل در هم تنیده شده اند ؟

با توجه به اشاره صریح بنده به اشتراکات گفتمانی نسبی‌ جنبش‌های دانشجویی در ایران با فضای عمومی‌ جامعه؛ باید عرض کنم که این در هم تنیدگی به طور مشخص با زده شدن کلید انتخابات دهم ریاست جمهوری بیش از پیش خودش را نمایان کرد، آنچه که ما در طول این مدت از جنبش سبز دیده ایم تا حدی حاصلی بوده از کوشش‌ها و طراحی‌های دانشجویان یا بهتر بگویم نزدیکی‌ گفتمانی دانشگاهیان با بدنه اجتماعی با پر شور شدن این اعتراضات نقش غیر قابل انکاری داشته است.آنچه که ما در ۱۶ آذر سال گذشته دیدیم نمایشی بیپرده بود از همین در هم تنیدگی ها؛ این اولین باری بود درحیات ۳۱ ساله جمهوری اسلامی "روز دانشجو"که غالباً هرساله در در داخل دانشگاه‌ها برگزار می‌‌شد با دخالت قشر وسیع از معترضین سبز در حمایت از دانشجویان همراه بود،مردمی که در ۱۶ آذر سال ۸۸ به خیابان‌های اطراف دانشگاه‌ها آمدند، فراتر از بحث اعتراض و تداوم سلسله مبارزاتی خویش برای استعفای دولت کودتا، به نوعی نمایشی خاطره انگیزی بود از همبستگی‌‌شان با دانشجویان زخم خورده که پیش از این یکبار نیز در۲۴ خرداد سال گذشته و یا حتی ۱۸ تیرماه سال ۱۳۷۸ که با بی‌ مهری‌های دلتمردان اصلاحاتی مواجه شده بودند. مصداق بارز این در هم تنیدگی و همبستگی‌ را می‌‌توان در اعتراض و واکنش‌های بی‌ نظیر و همه گیر مردم به بازداشت دانشجویان و تحقق خواسته‌های آنان بوده است. آنچنان که ناظر بوده ایم؛توامان با تکیه بر مطالبات اصیل از طرف لایه‌های عمومی‌ مردم و شبکه‌های اجتماعی سبز، بحث "تحقق وعده‌های دانشگاهیان و آزادی هر چه سریعتر دانشجویان در بند"را در صدر محور‌های مطالباتی خویش گنجانده اند.

با توجه به اشاره‌های شما مبنی بر برخوردهای بی‌ سابقه قضایی‌ و انضباطی با دانشجویان سراسر کشور، به زعم شما اساسا چرا برخورد جمهوری اسلامی با دانشگاهیان از شدت بیشتری برخوردار بوده است؟

با توجه به وارسی و فیلترینگ اجتماعی خاصی‌ که در ایران وجود دارد لایه‌های فردی و اجتماعی تحت کنترل شدید نیروهای امنیتی و اطلاعاتی‌ ایران قرار دارد،این سخن بدین معنی‌ نیست که دولتمردان با زیرکی و اقتدار به این مهم دست پیدا کرده، بلکه برعکس آنقدر بی‌ خرادن و شعبان بی‌ مخ‌ها را در داخل پرورش داده که در فضای جامعه به تکثیر وحشت و اختناق مشغولند. ساده بگویم تحلیل حاکمیت از شرایط ویژه بعد از انتخابات در حد بازداشت‌های قرون وسطایی و کاملا غیر قانونی‌ تقلیل پیدا کرد یعنی‌ مشخصا کودتاگرن همان لیست ۱۰۰ نفر فعال سیاسی و اجتماعی را در اولین گام دستگیر کرد این دستگیری‌ها حتی گریبان گیر دگر اندیشان نیز گشت همان دگر اندیشانی و هنرمندان که به قول آقای خامنه‌ای قرار بود برخوردی با آنها صورت نگیرد چرا که آنها هیچ جدال آنچنانی‌ با حکومت نداشته اند، اخراج و بازداشت و بازنشسته کردن اساتید دگر اندیش حوزه علوم انسانی‌ از آن نمونه بوده اند به تدریج کوچکترین شاخه‌ها و رابطین این فعالین نیز دستگیر شده و تحت شدید‌ترین و غیر انسانی‌‌ترین شکنجه‌ها و برخورد‌ها برای اعترافات مضحک قرار گرفتند اعترافاتی که مختصات‌شان با دست نوشته‌های زندانیانی چون "حمزه کرمی و عبدالله مومنی و حتی آریا آرام نژاد خواننده مازندرانی از وضعیت بازجویی کاملا مشخص گردید، تصور کنید در اوج این شرایط وحشتناک و پر خطر این دانشجویان بوده اند که در کنار اندک نیروهای چراغ خاموش مدنی در متن و بطن جامعه فریاد‌های آزادی خواهانه خویش را بر سر دیکتاتورهای پوپولیست و عوام فریب بر آورده و چهره واقعی‌ این چماق به دستان را به مردم شناسانده اند.

این سخنان مرادف این نیست که دانشجویان در قبال سایر فعالان مدنی و بازیگران اپوزیسیون کشور از آزادی و یا حتا توان لازم برخوردارهستند. این موضوع را می‌خواهم عرض کنم که شدیدترین سرکوب بعد از کودتای انتصاباتی ۲۲ خرداد ۸۸ بلافاصله دو روز بعد آن یعنی‌ در ۲۴ خرداد ماه در کوی دانشگاه تهران بر علیه دانشجویان بی‌ دفاع بوده است طوری که به جرأت می‌گویم نهایت وحشیگری و تمامیت قدرت نظامی سرکوبگرانه حکام جاعل در تاریخ معاصربه ثبت رسید و یا حتی حملات گسترده به دانشجویان دانشگاه‌های آزاد مشهد،حمله به دختران دانشگاه شیراز و و همچنین دانشگاه قزوین و همدان گویای این مدعا است. به نظر می‌‌رسد کودتاگران به خوبی‌ و بسیار دیر دریافته اند که دانشجویان به هیچ وجه در مقابل آنان تسلیم نشده و صحنه پیکار را ترک نخواهد گفت. حال شما تصوّر کنید همه این تلاش‌ها در حساس‌ترین مقاطع زمانی‌ صورت می‌گیرد، تلاش‌های که بر روی زمین مین‌های اطلاعاتی‌ و امنیتی انجام می‌‌گیرد، که در مقابل تنها اقدام و عکس‌العمل دولت و بخش‌های امنیتی دستگیری و تهدید و اخراج هست.اقداماتی که همواره توسط حکام دیکتاتور و فاسد بکار گرفته و تماماً به دور شکست انجامیده است. باور ما این هست که حفظ قدرت و ثروت فرصت هرگونه چاره اندیشی‌ و نگاه کارشناسانه از حاکمان امروزی ایران گرفته است، چرا که بخش قابل ملاحظه زندانیان خصوصا بعد از انتخابات بخش متخصص و راهگشای کشور هستند که فداکارانه پیگیر مطالبات مردم و دانشجویان بوده اند، فراموش نخواهد شد نامه های دیکتاتور شکن مجید توکلی، عبدالله مومنی، مجید دری و ضیا نبوی و یا حتی یادداشت‌های معصومانه شبنم مدد زاده همه و همه حکایت از شکست افتضاح آمیز بازجویان اطلاعاتی‌ و امنیتی و رسوایی شخصیت های کذایی نظام حاکم شده است و دقیقا همین موضوع به قدری آن‌ها را عصبانی کرده که دیوانه وار عرصه را بر دانشجویان بسته و آنها را روانه سیاهچاله‌های نایبان امام زمان می‌‌کنند

با پیش فرض قرار دادن محرومیت ها و بازداشت‌های بی‌ سابقه فعالان دانشجویی سراسر کشور و حاکم بودن شرایط بسیار ویژه امنیتی و اطلاعاتی‌ در دانشگاه ها که در پاسخ هایتان به آن اشاره داشتید چه راهکارهایی را برای بازیابی قوای اعتراضی دانشگاه ها پیشنهاد می‌کنید؟

دلایلی که این روزها جنبش دانشجویی را با انفعال مقطعی و سکوت تاکتیکی مواجه ساخته، نه ترس و واهمه از اقتدار طلبان، بلکه خلق فرصت‌هایی‌ است برای بازیابی و سنجیدن پتانسیل‌ها و مطالبات فعلی جامعه است.

مطابق با این مفاهیم و پیش فرض‌ها تعاریف جدیدی از مبارزه و اعتراض سازمان یافته به دست می‌‌آید. آنچه که ما امروز از وضعیت جنبش اعتراضی مشاهده می‌کنیم مطلقاً رکود و خمودگی محسوب نمی‌‌شود بلکه چرخش و تغییر فاز مبارزتی مردم هست، به باور بنده دانشگاه‌ها هم در حل طی‌ کردن چنین پروسه‌ها و فاز هاست.

به ضرس قاطع عرض می‌کنم که دانشجویان تاثیر انکار ناپذیری در بحث "تئوریزه سازی"گسترش شبکه‌های اجتماعی و تبدیل کردن فضا‌های رسانه‌ای به افشاگری و اعتراضات مدنی و جهانی‌ داشته است چه در بحث راه اندازی کمپین‌های اعتراضی و چه شکل دادن مجازی گفتگو و هم اندیشی‌ با رهبران جنبش; مطالبات آزادی خواهانه مردم به طور جدی در دانشگاه‌ها تا حدی به شکل زیرزمینی در حال پیگیری است. خودکامگان حکومتی در این اندیشه اند که با مواجه ساختن دانشجویان با احکام بسیار سنگین انضباطی و همچنین قضایی‌، دانشگاه‌ها را تبدیل به گورستان‌های با خاک یکسان شده مطلوب‌شان خواهند کرد اما غافل از اینکه قویترین و با انگیزه‌ترین حلقه‌های دانشجویی با راهبردهای موثر و تعریف شده در حال شکل گیری است، آن ها در پی‌ سنگین تر کردن احکام نجومی قضایی‌ قصد دارند دانشجویان را به انزوا بکشانند, هنر و بصیرت‌شان را در نسبت دادن پاکترین و نخبه‌ترین نسل‌های دانشگاهی به احزاب و گروه‌های مسلح و معاند نظام،نشان میدهند. دلیلش روشن هست حتی قانون‌های سراسر مردود شان هم نتوانسته این دانشجویان را با احکام خاصی‌ مواجه کند و ناخواسته دست به دامن"اتهمات مضحکی همچون ارتباط با مجاهدین،سازمان‌های جاسوسی و موسسات مشابه" شده اند.

اما چیزی که در این شرایط مهم مینماید در بند بودن ۷۰ دانشجوی سراسر کشور که بخش عمده ای از آنان نیز نخبه‌ها و سرمایه‌ای علمی‌ بوده و در بسیاری از المپیاد‌های رسمی‌ کشور حائز مقام بوده اند،هم اکنون پشت میله‌های زندان اند اره به طور مشخص بهترین دوران تحصیلی‌ و اجتماعی خویش را باید صرف قدرت طلبی و دروغ پردازی‌های بی‌ سابقه سکان دارن نظام‌شان سازند.به نظر می‌‌رسد در این فضا شدت گرفتن جریان اعتصابات سراسری و همه گیر و تحریم‌های مقطعی دانشجویان خصوصا با توجه به امنیتی شدن بی‌ سابقه فضای دانشگاه‌ها و انسداد کلیه تشکل‌ها و نشریات منتقد،مکانیزم هایی‌ نسبتا سازنده و کم هزینه محسوب میشوند

شرکت فعالانه دانشگاهیان در نقد و پرسشگری معادلات سیاسی دولت و وزنه‌های شناخت شده نظام و حتی چهره‌های سبزاندیش و متعاقب آن شفاف سازی برای مردم و طبقات پایین جامعه در این مقطع از ضروریات کارکردی دانشجویان برای بالفعل ساختن مطالبات جنبش آزادی خواهانه مردم ایران می‌‌باشد.با توجه به نزدیکتر شدن روز ملی‌-تاریخی‌ دانشجویان در ایران پیش بینی‌ می‌‌شود روند احضارها ی فله‌ای و بازداشت‌های خودسرانه افزایش یابد،فلذا لازم می‌‌بینم یک نکته اساسی‌ را برای دانشجویان یاد آور شوم،مشخصا عرض می‌‌کنم بسیاری از رفتار‌های که نیروهای امنیتی و اطلاعاتی‌ با دانشجویان داشته،از اساس رفتارهایی خلاف قانون و مقررات آئین دادرسی جمهوری اسلامی مصوب نمایندگان مجلس است.ماده‌های ۱۰۸ و ۱۱۶ بخش چهارم آئین دادرسی کیفری صراحتاً به احضارها ی کتبی‌ برای جلب و بازداشت متهمین اشاره دارد.این در حالی‌ است که روند بازداشت دانشجویان در چند سال اخیر یا با احضارهای تلفنی بوده یا با یورش‌های ناگهانی و عمدتاً شبانه بوده است.بر همین منوال در بسیاری از مورد وزارت اطلاعات و نیروهای امنیتی بدون مجوز‌های قضایی‌ اقدام به احضار‌هایی‌ خود خواسته ی دانشجویان می‌‌نماید که این موضوع کاملا خلاف قوانین هست.فلذا پیشنهاد بنده دقیقا بر همین مطلب استوار است که دانشجویان دانشگاه‌ها از مراجعه به ‌ستاد‌های خبری وزارت اطلاعات به خاطر احضارها ی تلفنی امتناع نمایند.



در آستانه ۱۶ آذر هستیم و باتوجه به بیانیه اخیر میر حسین موسوی و فشار‌ها و محدودیت‌های احتمالی‌ جنبش اعتراضی دانشجویان؛ گمان زنی‌‌ها برای حضور حداکثری دانشجویان در تجمعات اعتراضی همچنان ادامه دارد، پتانسیل‌های موجود را برای از سر گیری این اعتراضات را چگونه ارزیابی می‌‌کنید؟

استنباط بنده این هست که با توجه به دستگیری‌های گسترده و حتی فشارهای بی‌ سابقه انضباطی و امنیتی که فضای داخلی‌ دانشگاه‌ها و مؤسسات عالی‌ و حتی مدارس آموزشی را آلوده ساخته،موج نارضایتی و مخالفت‌ها در درون جریانات دانشجویی پایتخت و حتی شهرستان‌ها به صورت ملموسی دیده می‌‌شود.هم چنان که قبلا نیز اشاره کردم برخوردهای قضایی‌ و تکثیر فضای رعب و وحشت به صورت مطلق برای کودتاچیان حکومتی ثمر بخش نبوده و فقط به عنوان یک مکانیزم لرزان و قهقرایی در صدد کنترل گروه‌های دانشجویی در شرف انجام است.به عبارتی می‌‌توان گفت هنوز کنش‌های سیاسی دانشجویان در برابر حاکمیت به قوّت خویش باقی‌ است، حتی ده‌ها فعال دانشجویی که در مرکز فشار‌ها و شکنجه‌های دولتمردان ایران و پشت میله ها، تقاص حقیقت گویی و مسولیت پذیری در قبال ملت را به نمایش گذشته اند؛ با نامه‌ها و شکایاتی که از مخوف‌ترین جریان‌های نظامی کشور اعم از سپاه و اطلاعات و و حتی شخص احمدی نژاد منتشر ساخته اند گویای زنده بودن جنبش دانشجویی و مطرح بودن به عنوان مزاحمان اصلی‌ و کابوس قدرت طلبان داخلی‌ دارد.

به جرأت می‌‌توان گفت که نگارش این نامه‌ها تابو شکنی اپوزیسیون دانشگاهی در طول چند سال اخیر محسوب می‌‌شود که تمامیت نظام آغشته به خون را با سردرگمی و تزلزل مواجه ساخته است؛به نظر بنده موج این نارضایتی‌‌ها با افق امید بخش این نامه‌ها و رشادت‌ها در هم آمیخته شده و فضای دانشگاه‌ها را بیش از هر چیزی برای اعتراضات و التهابات پیش رو، مهیا خواهد ساخت؛ عکس تحلیل دولتمردان امروزی که قلع و قمع را برای پایان دادن به اعتراضات و تجمعات انتخاب نموده اند،بنده معتقدم نسل جدیدی که وارد دانشگاه شده اند با ذهنیات آغشته به مطالبات و آزادی خواهی‌ سیاسیون در بند ؛باب جدیدی را در شکل گیری اعتراضات و حتی خط و مشی‌های دانشجویی گشایش خواهند داد چرا که در بسیاری از آن‌ها هم در پروسه کودتایی، رای و تاریخ شان توسط فاسدان قدرت به تاراج برده شد و با تلخی‌‌ها و ناکامی‌های بسیاری با به عرصه دانشگاهی گذشته اند.

بی‌ راه نیست سخن به یاد ماندنی مبارزین سیاسی ناظر بر اینکه "زندانی کردن نیروهای سیاسی،اعتقادات و تفکراتشان را با سرعتی باور نکردنی گسترش خواهد داد، قطع به یقین این تکثیر روحیات و شجاعت‌ها و تفکرات سیاسی زندانیان چه در عرصه دانشگاهی و چه در فضای عمومی‌ جامعه گسترش یافته و در حال ثمره بخشی است.

اما پیام میر حسین موسوی خطاب به دانشجویان که در آستانه روز تاریخی‌ دانشجویان صورت گرفت که ایشان ماه "آذر"را ماه دانشجو خواند با فرض انتقاداتی که تا کنون به شخص ایشان و حتی این بیانیه وارد هست، تا حد زیادی فضای دانشگاه‌ها و موسسات عالی‌ را تحت تاثیر قرار داده و موج نسبی‌ از امید و تبسم را در لایه به لایه جریانات دانشجویی باز تولید کرد؛ اینکه میر حسین موسوی بعد از مدت‌ها اقدام به انتشار پیامی خاصّ برای دانشجویان داشته فی‌ نفسه حرکت بسیار مثبت و قابل ستایشی است. البته قائل به این هستیم که این پیام ایشان تفاوت‌هایی‌ نیاز با بیانیه‌های سابق نیز داشت چرا که لحن متفاوت او در سخن گفتن از ردّ قدسی‌ بودن قدرت و تشابه حاکمان امروزی و به طور مشخص رهبر فعلی‌ جمهوری اسلامی با فرعون و اشاره مستقیم ایشان به سرمایه سه میلیونی دانشجویان را قطعاً باید به فال نیک‌ گرفته شود، البته انتقاد از این جهت که ایشان اشاره بسیار کمی‌ به وضعیت دانشجویان دربند داشته و اصلا یادی از ایستادگی ها در مقابل بی‌ رحمانه‌ترین شکنجه‌های بازجویان ولایت فقیه و حتی وضعیت نامناسب خانواده‌های دانشجویان و قدردانی از دست نوشته‌های دانشجویان سبز در بند نکرده، که این روز‌ها یک تنه رویای استقرار دولت سبز و آزادمان را به ساحل واقعیت نزدیک ساخته اند، و نکته حائز اهمیت اینکه سکوت محافل دانشگاهی خصوصا در ۱۶ آذر پیش رو امکان مانور قدرت و سرکوب‌های بیشتر و به تعبیری قتل عام‌های عمومی‌ را افزایش خواهد داد و دستگیری جدی‌ترین همراهان جنبش سبز مردمی ایران یعنی موسوی و کروبی را به همراه خواهد داشت. فلذا باور بنده این هست که شکل دادن اعتصابات سراسری و هماهنگ شده با سایر دانشگاه‌ها و حفظ کردن نیروهای تازه نفس دانشگاهی نه تنها در کاهش سرکوب‌ها و عقب نشینی کودتاچیان تاثیر خواهد داشت، بلکه نهایتاً منجر به از سر گیری تدریجی‌ مبارزات و اعتراضات مردمی در داخل نیز خواهد شد.

آخرین سٔوال در مورد تداوم این برخوردها است، دقیقا سٔوال این هست که بر خورد با دانشجویان تا چه زمانی‌ ادامه پیدا خواهد کرد؟

به ضرس قاطع عرض می‌‌کنم که تا زمانی‌ این دولت نا مشروع بر آماده از کودتا و سردران نو ظهور سپاهی، قطب نمای نظام را در دست دارند این برخورد‌ها و سرکوب‌ها نه تنها برای دانشجویان بلکه برای همه طبقات و بخش‌های جامعه کنونی ایران ادامه پیدا خواهد کرد. ادله سخنان و ادعا های مطروحه را با مصداقی روشن می‌‌کنم، بنگرید رفتار و منش تمامیت خواهان در قبال خودی‌ترین نیروهایشان موسوم به "اصولگرایان منتقد"یا به تعبیری بهتر بنیادگرایان غیر همسو با دولت که همیشه در بیانات خامنه‌ای به محرم‌های کشتی‌ نظام یاد می‌‌شود ؛با بی‌ رحمانه‌ترین شکل از دایره قدرت حاکم کنار گذشته شده اند؛ از محمد خوش چهره "مدیر بخش اقتصادی ستاد احمدی نژاد در انتخابات دور نهم ریاست جمهوری و نماینده چند دوره مجلس جمهوری اسلامی ایران"تا عماد افروغ و سعید ابوطالب که اینک به منتقدین سرسخت دولت احمدی نژاد تبدیل شده اند و یا حتی خود لاریجانی رئیس مجلس خامنه‌ای،، تا همین امروز این دایره خودی‌های نظامشان در داخل تنگ و تنگ تر شده اما همچنان جزم اندیشان حاکم اذعانی به اشتباهات و افتضاحات خویش ندارند، مقصود من از بیان این حقایق؛ دقیقا حمل به موضوع برخورد با فعالان دانشجویی می‌‌باشد چرا که آن‌ها حتی به نیروهای اصیل و هم خطّ خویش و با وجود تاکیدات مراجع تقلید شان که منافعشان نیز در گرو حفظ نظام است نه بهائی می‌‌دهند و نه رحمی میکنند،حال با این وجود تصور کنید آنها بخواهند به مخالفین اصلی‌ خود مخصوصاً دانشجویان رحم کنند؛ مطلقا نه!بلکه سنت رفتاری سه دهه این حاکمیت نشان داده که با گذشت زمان و فروکش کردن اعتراضات و فشار‌های خیابانی این حملات و دستگیری‌ها افزایش یافته تا به هدف مورد نظر خویش که همان تصفیه کامل دانشگاه‌ها در قالب تکمیل پروژه کودتا و فتح دانشگاه‌ها نائل آیند.

۱۳۸۹ آذر ۲, سه‌شنبه

بیانیه شماره ٢ فعالان دانشجویی برای اعتصابات سراسری در دانشگاهها به مناسبت روز دانشجو

بیانیه شماره ٢ فعالان دانشجویی برای اعتصابات سراسری در دانشگاهها به مناسبت روز دانشجو
بیانیه شماره ٢ فعالان دانشجویی برای اعتصابات سراسری در دانشگاهها  به مناسبت روز دانشجو

جرس: در پی انتشار فراخوان جمعی از فعالان دانشجویی برای اعتصابات سراسری دانشگاهها به مناسبت ۱۶ آذر و روز دانشجو و استقبال دانشجویان دانشگاههای مختلف سراسر کشور از این موضوع، بیانیه شماره ٢ این فعالان دانشجویی با ارائه پیشنهاداتی جهت اعتصاب و اعتراضات هماهنگ و منسجم، منتشر شد.


این فعالان دانشجویی در بیاینه شماره یک خود، که ابتدای هفته جاری آن را منتشر کرده بودند، دانشجویان را به اعتصاب سراسری در تاریخ های ۱۵ و ۱۶ و ۱٧ آذر امسال فراخواندند.


به گزارش منابع خبری جرس، متن بیانیه شماره ٢ فعالان دانشجویی برای ایجاد هماهنگی و ارائه پیشنهاداتی جهت اعتصابات دانشجویی به شرح زیر است:

از آنجایی كه اولین بیانیه این گروه در آستانه فرارسیدن ماه آذر و ماه دانشجو و فراخوان برای اعتصابات سراسری دانشجویی در سراسر دانشگاه های تهران و شهرستان ؛با استقبال زیادی در سایت های خبری و اجتماعی و در محافل دانشجویی روبه رو شد؛ ما جمعی از دانشجویان دانشگاه های تهران در راستای تحقق هر چه بهتر این اعتصاب و منسجم بودن و هماهنگ بودن آن در پوشش یك اعتصاب واقعی سراسری دانشجویی برنامه های خود را پیشنهاد می دهیم :

۱- در روز ۱۵ آذر ماه همه دانشجویان بایدبا حضور در دانشگاه از رفتن به كلاس درس خود داری كرده و در مقابل دا نشكده های مربوطه تجمع نمایند. دانشجویان در این روز می توانند با در دست داشتن پلاكارد یا عكسهایی با مضمون دانشجو و ۱۶ آذر برای فردای آن روز كه ۱۶ آذر ماه می باشد برنامه ریزی كنند.ما از همه دانشجویان می خواهیم تا رفتن به كلاس درس را در این روز و روز های بعد تعطیل كنند.در دانشگاه هایی كه چند دانشكده نزدیك به هم دارند دانشجویان می توانند با به هم پیوستن به هم فریاد اعتراضات خود را در صحن دانشگاه طنین انداز كنند.همچنین با دادن پیام هایی در قالب بیانیه و اطلاعیه از دانشجویان سایر دانشگاه های كشور از دولتی و ازاد گرفته تا پیام نور و هر دانشگاه دیگری بخواهند كه به جمع اعتصابیون بپیونندند. برای جلوگیری از اتفاقات به دور از شان فعالیت مدنی كه ممكن است مثل هر زمان دیگری نیروهای خودسر به راه بیندازند دانشجویان باید هوشیار و آگاه باشند.


عزیزان دانشجو نیاز به گفتن نیست كه اگر در این روز بتوانیم به این شیوه و با اعتماد و شجاعت كامل عمل نمائیم قطعا نه تنها برای روزهای بعد منسجم تر و هماهنگ تر شده ایم بلكه با برد خبری آن می توانیم دانشجویان بیشتری را با خود همراه كنیم.

٢- در روز ۱۶ آذر ماه همه دانشجویان با برگذاری مراسم بزرگداشت روز دانشجو محكم تر از دیروز باید فریاد حق طلبی و آزادی خواهی خود را سر دهند. در این روز نیز دانشجویان باید از رفتن به كلاس درس خودداری كرده و در صحن علنی هر دانشگاه تجمع كرده وخواسته های خود را در قالب بیانیه اعلام بدارند. از آنجایی كه جای جای ایران عزیز امروز روزهای سخت و دردناكی را به خود می بیند این وظیفه ملی و انسانی ما دانشجویان به عنوان قشر تحصیل كرده می باشد كه در قبال سرنوشت كشورمان و ملت مان و خودمان احساس مسئولیت كنیم و انزجار خود را از وضع آشفته كشورمان نشان دهیم. همه ما می دانیم كه چه انسان های آزاده و بی گناهی كه امروز در زندان های حکومت نامشروع جمهوری اسلامی گرفتار آمده اند؛ همه ما از كشته شدن دوستان و همكلاسی هایمان به دست عوامل حکومت باخبریم؛ همه ما دوستان و همكلاسی های دربند مان را هنوز می شناسیم و هر روز می شنویم از فشار ها وشكنجه هایی كه بر آنها روا داشته می شود؛ همه ما اوضاع بد و دردناك اقتصاد ملی را به خاطر سیاست های سو و كینه توزانه رژیم با تمام وجود لمس می كنیم؛ همه ما شور واشتیاق و امید مردم را دیدیم و دیدیم كه خودكامه گان چطور یاس و نا امیدی و افسردگی را به چهره ملت ما پاشیدند؛ همه ما هنوز یاد سهراب ها و ندا ها و كمانگر ها را در خاطرمان گرامی می داریم؛ همه ما می دانیم كه چشم امید ملت دردمندمان به ما به عنوان جوانان تحصیل كرده و دانشگاهی دوخته شده و می دانیم كه جمهوری اسلامی از به بند و زنجیر كردن و كشتن و اعدام ابایی ندارد و مثل خون آشامی است كه هر روز از خوردن خون ملت بیشتر لذت می برد.


با همه اینها این وظیفه ملی و انسانی ماست كه در حد توان خود انزچار و تنفر خود را نسبت به این اوضاع اسفناك اعلام داریم. روز ۱۶ آذر كه روز گرامیداشت سه دانشجوی شهید و كشته شده راه آزادی و عدالت هست فرصت بسیار مناسبی است تا جنبش دانشجویی برای اولین بار متفاوت از همیشه و در قالب یك جنبش سراسری و منسجم این دین خود را جامه عمل بپوشاند. در این روز دانشجویان باید خواستار بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی و عقیدتی شده و محاكمه عاملین این جنایت ضد بشری را خواستار شوند. دانشجویان باید بر مسأله استقلال و آزادی دانشگاه تاكید كرده و خواستار بازگشت اساتید دلسوز و گرانقدر بازداشت شده و اخراج شده به جمع دانشگاه شوند. در این روز همچنین باید یاد شهدای سبز گرامی داشته شود تا نشان بدهیم كه یاد آنها هنوز زنده است و جنبش مردمی سبز زنده تر. دانشجویان بعد از برگذاری مراسم بزرگداشت ۱۶ آذر در حالی كه عكس ها و نماد های روز دانشجو و جنبش سبز را به همراه دارند در صحن دانشگاه دست به راهپیمایی های آرام بزنند.


٣- در روز ۱٧ نیز دانشجویان باید با حضور در دانشگاه ها از رفتن به كلاس درس خودداری نمایند و یك بار دیگر با جمع شدن در مقابل دانشكده ها بر مواضع خود پافشاری كنند. بعد از آن با تشكیل اجتماعات بزرگ تر اقدام به راهپیمایی آرام در دانشگاه نمایند.
دانشجویان باید بدانند كه ۱۶ آذر روز دانشجوست و خیلی از یاران دبستانی و همكلاسی های ما امروز در زندانهای پوشالی رژیم نامشروع گرفتار آمده اند. ما باید در این روز خواستار آزادی هر چه سریع تر همكلاسی هایمان و بازگشت سرفرازانه آنها به جمع دانشگاه باشیم
عزیزان امید است كه با یاری شما در این سه روز برای اولین بار در تارخ جنبش دانشجویی ایران متفاوت ظاهر شویم.
در پایان از همه از همه دوستانی كه این بیانیه را می خوانند می خواهیم در گسترش آن ما را یاری دهند. از كسانی كه در سایت ها و شبكه های اجتماعی اینترنتی فعالیت می كنند می خواهیم تا این بیانیه را به صورت گسترده منعكس نمایند. الان به خاطر جو امنیتی و پلیسی حاكم بر جامعه هر كدام از ما خود یك لیدر برای این اقدام مبارك و عظیم محسوب می شویم. هر فرد باید این خبر را به نوبه خود چه در سطح دانشگاه ها و چه در سطح خوابگاه های دانشجویی و یا سایت های خبری و یا حتی رسانه های شنیداری و دیداری منعكس نماید.


جمعی از دانشجویان دانشگاه های تهران( دانشگاه تهران- دانشگاه علامه طباطبایی- دانشگاه علم وصنعت ایران- دانشگاه امیر كبیر- دانشگاه صنعتی شریف- دانشگاه شهید بهشتی- دانشگاه تربیت معلم تهران )


گفتنی است گروهی از دانشجویان و همچنین فعالان دانشجویی جنبش سبز مقیم خارج از کشور نیز، در آستانه فرا رسیدن ١۶ آذر و روز دانشجو، طی فراخوانی از دانشجویان ایرانی سراسر جهان خواستار گرامیداشت این روز و سازماندهی مشترک برای برگزاری مراسم همزمان شده بودند.


۱۳۸۹ آذر ۱, دوشنبه

حبس و شلاق محکومیت یک فعال دانش‌جویی

روز یک‌شنبه، با صدور حکمی از سوی دادگاه انقلاب، امیر‌احمد منظمی از فعالان دانش‌جویی دانش‌گاه آزاد تهران جنوب به یک‌سال حبس تعزیری و 74 ضربه شلاق محکوم شده است.

به گزارش هرانا، وی در تاریخ 29 آذر ماه هنگام شرکت در مراسم آیت‌اله منتظری بازداشت و پس از یک ماه بازداشت در بند 209 زندان اوین با قرار وثیقه آزاد شد‌.

دادگاه این دانش‌جو در 11 آبان ماه به ریاست قاضی پیر‌عباسی برگزار و به اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام و اخلال در نظم عمومی به یک‌سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم شد.

راهبرد جدید فعالیت های دانشجویی در دانشگاه ها

شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت، با انتشار تحلیلی پیرامون شرایط فعلی دانشگاه های کشور، رویکردهای جدید فعالیت در شرایط حاضر در دانشگاه ها را اعلام کرد.

به گزارش دانشجو نیوز، دفتر تحکیم وحدت این نوشتار تحلیلی-راهبردی را تلاشی در جهت آغاز بحث و گفت و گو در خصوص تدوین استراتژی های نوین فعالیت سیاسی، اجتماعی و مدنی در حوزه دانشجویی و دانشگاه ها میداند و اساتید، روشنفکران و دانشجویانی که دغدغه ای در این زمینه دارند را به گفت و گو و بحث و نقد و نظر دعوت میکند.

متن کامل این نوشتار تحلیلی-راهبردی به شرح زیر است:

بی شک فضای فعالیت سیاسی و مدنی پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ تفاوت عمده ای با قبل از آن کرده است. به صورتی که روش ها و استراتژی های گذشته بعضا نه تنها در فضای فعلی کاربردی و راهگشا نیست که حتی می تواند بعضا به عنوان آفت نیز مطرح شود. بر این اساس است که ناظران، روشنفکران و فعالان سیاسی و دانشجویی همه و همه بر این باورند که کشتیبان را سیاستی دیگر باید. به این منظور و برای تدوین استراتژی های جدید فعالیت های مدنی و اجتماعی، خصوصا در حوزه دانشجویی، بایستی در گام نخست فضای فعلی و ابعاد و ویژگی های آن را به طور دقیق مورد مداقه و شناخت قرار داد.

نوشتار حاضر تلاشی است جهت آغاز بحث و گفت و گو در خصوص تدوین استراتژی های نوین فعالیت سیاسی، اجتماعی و مدنی در حوزه دانشجویی و دانشگاه ها. لذا در این خصوص اساتید، روشنفکران و دانشجویانی که دغدغه ای در این زمینه دارند را به گفت و گو و بحث و نقد و نظر دعوت می کنیم تا با تشریک مساعی بتوان طرحی پخته تر و جامع الاطراف جهت فعالیت های دانشجویان، که در سالیان گذشته نقش بارزی در روند دموکراسی خواهی در ایران داشته اند، ارائه داد.

ویژگی های خاص فضای حاکم بر فعالیت های دانشجویی پس از انتخابات ریاست جمهوری

واضح و مبرهن است که فضای حاکم بر فعالیت های دانشجویی و دانشگاه پیش و پس از انتخابات ۱۳۸۸ تفاوت عمده ای کرده است. قبل از انتخابات بر اثر سرکوب ها و عدم وجود راه های جایگزین مناسب جهت فراروی از آن فضا، تا حدی جو رخوت بر فعالیت های دانشجویی سایه افکنده بود. اگر چه فعالان دانشجویی با تلاش ها و فعالیت های خود، فضای فعالیت دانشجویی را زنده نگاه داشته بودند، اما جمع قابل توجه ای از دانشجویان رغبتی به مشارکت در فعالیت های سیاسی و مدنی از خود نشان نمی دادند. فعالان دانشجویی پیش از انتخابات از حداقل فضاهای موجود برای برگزاری جلسات و تجمعات مختلف استفاده می‌کردند و سعی داشتند با استفاده ازفضای محدود و حداقلی، جنبش دانشجویی را زنده‌نگه‌دارند.

اما هم زمان با برگزاری انتخابات و درگیر شدن کلیت جامعه و دانشگاه ها با مسایل سیاسی و همچنین خلق آلترناتیوی برای غلبه بر فضای سرکوب موجود، شور و نشاط بر جامعه حاکم شد و فعالیت چشم گیر جمع کثیری از دانشجویان در جهت تغییر وضع موجود فضای دانشگاه ها را فرا گرفت. اما پس از مدتی سرکوب شدید شامل حال دانشگاه ها نیز شد. در این میان ویژگی های فضای فعالیت های دانشجویی پس از انتخابات شامل موارد زیر است:

۱ - به تبع دیگر بخش های جامعه، و حتی در مواردی بسیار شدیدتر از دیگر بخش ها، دانشگاه ها نیز فضای سرکوب شدید را تجربه کردند. بازداشت، شکنجه، اعتراف گیری، زندان های طویل المدت، اخراج، ستاره دار کردن دانشجویان و بسیاری محدودیت ها و محذوریت های دیگر پس از انتخابات ریاست جمهوری و همچنین نگاه امنیتی و تهدید محور به دانشگاه ها و دخالت و نفوذ عناصر امنیتی در مراکز آموزشی و علمی به شدت افزایش یافت.

۲ - در پی فشار شدید بر فعالان باسابقه دانشجویی و تعطیلی تشکل های شناسنامه دار، نقش سابق این فعالان و تشکل ها تا حدی کمرنگ و در اثر سرکوب، ارتباط فعالان با سابقه با بدنه فعال دانشگاه تا حدی مخدوش شد. اما از آن سو در پی سرکوب جریانات شناسنامه دار، هسته های مختلف و فراوان دانشجویی به صورت نیمه علنی – نیمه مخفی، وارد فعالیت های دانشجویی شدند و فضای غیررسمی و خودجوش گسترش چشم گیری داشت. همچنین فضای فعالیت دانشجویی شاهد مشارکت جمع کثیری از دانشجویان، خصوصا دانشجویان ورودهای جدیدتر، بود که این مسئله در گذشته نه چندان دور کمتر مشاهده شده است. اما فقدان مطالعه و عدم تدوین استراتژی های جدید فعالیت از یک سو، وفضای سنگین برخورد از سوی دیگر، موجب حاکم شدن رخوت نسبی بر فضای فعالیت های دانشجویی و همچنین دشواری سازمان دهی یا سازمان گیری متداوم و مستمر گردید.

۳ - به تبع فعال شدن بدنه دانشگاه ها و وارد شدن خیل عظیمی از دانشجویان به فعالیت های سیاسی و مدنی، به علت فقدان تجربه کافی و عدم شناخت درست از فضای حاکم، دانشجویان بعضا دست به کارهای پرهزینه ای که نتیجه ملموس قابل قبولی در پی نداشت می زدند که متاسفانه به علت گمنام بودن فعالین، هزینه های گزافی بر بدنه دانشگاه ها و دانشجویان تحمیل شد.

۴ - فعالیت های رسمی و روش های مالوف گذشته بعضا غیرممکن شد اما از آن سو کارهای خلاقانه و جدید باب شد و گسترش پیدا کرد.

۵ - بیداری عمومی دانشجویان و حساس شدن نسبت مسائل روز جامعه و نفوذ گفتمان اعتراضی موجب شد موقعیت و پایگاه اجتماعی دانشجویان افزایش یابد و مطالبات آن ها نیز در هرم مطالبات اجتماعی جایگاه مناسبی کسب کند. مطالبات جنبش دانشجویی در سطح جامعه و نیروهای سیاسی و اجتماعی فراگیر شد و به ارتباط و نزدیکی دانشگاهیان با مردم منجر شد. فضای پس از انتخابات باعث شد جنبش دانشجویی در سطح جامعه بیش از قبل شناخته شود.

۶ - در اثر خلق فضای جدید بسیاری از تابوهای نادرست و غیرواقعی شکسته شد. حربه های اقتدارگرایان، که همواره از آن ها برای بدنام کردن فعالان دانشجویی و سیاسی و جدا کردن آن ها از یکدیگر استفاده می کردند، ناکارآمد شد. این فضا موجب نزدیک تر شدن و ارتباط بیشتر فعالان سیاسی و اجتماعی با دانشجویان و نوعی همبستگی ملی شد.

رویکردهای جدید فعالیت

جنبش دانشجویی پس از احیا در اوایل دهه هفتاد، تا چندی پیش بر اساس رویکرد علنی، رسمی و قانونی فعالیت کرده است. ولی امروز به نظر می رسد باید راهبردش را تغییر دهد. تنظیم و تدوین راهبرد جدید بایستی بر اساس درک مختصات شرایط فعلی سیاسی حاکم بر کشور باشد. از آنجا که فشارهای مضاعف از طرف حاکمیت اقتدارگرا جنبش دانشجویی را آسیب پذیر کرده است، بر فعالان با سابقه دانشجویی است که پشتوانه سازی برای فعالیت های آتی دانشجویان را به عنوان پیش فرض محیطی تدوین هرگونه استراتژی مدنظر قرار دهند. از این رو و بر این اساس، راهبرد جدیدی که در فضای فعلی بایستی مورد توجه فعالیت های دانشجویی قرار گیرد به شرح زیر مطرح می شود:

۱ - پرهیز از خشونت: تجارب گوناگون نشان داده است هر گونه دست یازیدن به عمل خشونت آمیز به عنوان روش و یا استراتژی مبارزه در مقابل یک حاکمیت تمامیت خواه برای رسیدن به دموکراسی و حقوق حقه مردم سم مهلکی است. خشونت سیکل معیوبی است که فعالیت ها را به انحراف می کشد و ما را از سرمنزل مقصود دور می کند. اگر چه خشونت بی حد و حصر اوباش تحت حمایت دولت، به طور طبیعی حس انتقام جویی و کینه ورزی را در انسان ها بیدار می کند اما باید احساسات را تحت کنترل درآورد و در دامی که اتفاقا توسط اقتدارگرایان پهن شده نیفتاد. در این خصوص می توان به مواردی چون تجمعات دانشجویی در مدت یک سال و نیم گذشته که بعضا با درگیری با نیروهای مخالف یا نیروهای حراست و انتظامات در دانشگاه ها رخ داده و حتی به سوء استفاده عده ای در تخریب اموال عمومی دانشگاه منجر شده است و یا تجمعاتی که به سنگ پراکنی متقابل با نیروهای انتظامی و لباس شخصی بیرون دانشگاه انجامیده اشاره کرد.

دست یازیدن به فعالیت ایجابی توام با خشونت، خط قرمز کلیه فعالیت های دانشجویی و مدنی و پرهیختن از آن سرفصل کلیه فعالیت ها و رویکردها است. اشتباهات گذشتگان را نباید مرتکب شد و هزار راه رفته را نباید دوباره طی کرد. با درس گرفتن از گذشته، باید گام های خود را هر چند آهسته، ولی محکم و استوار برداریم. لازم است این مهم را برگرفت و به دیگران و نسل های بعد هم آموخت. خاصه آن که در دانشگاه نسل جوان حضور دارد و نسل جوان توام است با ظلم ناپذیری و هیجان. غلیان احساسات را باید در ظرف عقلانیت ریخت و بر حس سرکش انتقام جویی لگام زد. فعالیت مسالمت آمیز باید به عنوان هم استراتژی و هم تاکتیک توسط فعالان، شناخته شده و به کار گرفته شود.
البته باید توجه داشت که مقصود از پرهیز از خشونت شامل اشکال منفی و ناموجه خشونت ورزی است. استفاده کنترل شده و مقطعی از نیروی قهر در مقام دفاع از خود و عقب راندن نیروی های سرکوبگر در شرایطی که هیچ راه دیگری برای گریز وجود ندارد، با راهکارهای فعالیت بی خشونت تعارضی ندارد. جنبش دانشجویی نه تنها بایستی خود فعالیت های ضدخشونت را سرلوحه کار خویش قرار دهد بلکه لازم است در راه تحکیم گفتار ضدخشونت در جامعه نیز تلاش کند. دانشجویان باید بر این اساس تلاش کنند تا آگاهی جامعه را در این خصوص بالا ببرند تا گفتار و رفتار ضدخشونت را بیش از پیش در جامعه نهادینه کنند و آن را به هنجار تبدیل نمایند. از آن جا که سرکوب در برابر کنش های بدون خشونت، غیرموجه تر، ناعادلانه تر و ظالمانه تر است، ترویج و تقویت گفتمان ضدخشونت در جامعه در نهایت انگیزه مشارکت در جنبش مدنی را بالا می برد.

۲ - عقلانی کردن و کنترل هزینه: بی شک یکی از مهم ترین مولفه ها در خصوص فعالیت در فضای فعلی محاسبه هزینه های انجام فعالیت است. البته این محاسبه هزینه با توجه به خصیصه آرمان خواهی جنبش دانشجویی است و از اساس با چرتکه اندازی و بررسی های منفعت طلبانه متفاوت است. دانشجویان با توجه به روحیه شجاعت و دلاوری خود، اصولا آمادگی بیشتری برای پرداخت هزینه و پرهیز از آسایش و آرامش خود به منظور بهبود وضعیت ایران و ملت ایران دارند، اما با این وجود این هزینه باید زمانی پرداخت شود که در چهارچوب اهداف آرمانگرایانه، منافع و نتیایج فعالیت ها، ارزش لازم را داشته باشد و منجر به تغییرات مثبت و ملموسی گردد. به عبارت دیگر هزینه دادن فی نفسه مثبت نیست و فضیلت به شمار نمی رود، اما هر گاه از پرداخت هزینه گریزی نباشد و یا ایجاد تحول و گرفتار نشدن در فضای انفعال و تسلیم، لاجرم حکم به پرداخت هزینه دهد، باید با برخورد عقلانی از آن استقبال کرد. اما نباید فراموش کرد که در هر حال باید تلاش نمود تا هزینه ها را به حداقل ممکن کاهش داد و آن را به مثابه شر اجتناب ناپذیر در نظر گرفت.

در شرایط کنونی متاسفانه دولت آن چنان هزینه فعالیت های منتقدانه و مسالمت آمیز را به صورتی نامتناسب بالا برده است تا به خیال خود جای هیچ گونه انتقاد و اعتراضی باقی نگذارد. اما می توان با برگرفتن تجربیات گذشته و برنامه ریزی دقیق، عملکرد سنجیده ای انجام داد که کمترین هزینه را برای فعالان و بدنه دانشگاه به همراه داشته باشد. شوربختانه حاکمیت راه هرگونه فعالیت علنی و شفاف را بسته است و با این کار، خود را از تعامل با جامعه، سنجش نیازهای عمومی، نظارت بر فعالیت ها و مطالبات و.... محروم کرده است. در این فضا چاره ای جز مراعات اصل پوشیده عمل کردن و غیرعلنی کردن برخی از فعالیت ها نیست. البته این سخن بدان معنا نیست که فعالیت ها به سمت فعالیت های زیرزمینی و خطرزا برود، بلکه در این فضا بایستی فعالیت های مدنی و مسالمت آمیز نیز دور از چشم گزمه های امنیتی و نیروهای حراست صورت گیرد، تا حداقل آسیب به فعالان وارد شود.
یکی دیگر از مواردی که هزینه فعالیت سیاسی را کاهش می دهد، تعداد هر بیشتر مشارکت کنندگان است. کنش های جمعی که بتواند تعداد بیشتری از دانشجویان را درگیر کند، هزینه ها را کاهش می دهد.همچنین بایستی بر روی تجارب انباشه شده گذشته، خصوصا تجربه یک سال و نیم اخیر، تمرکز کرد و از فعالیت های پرهزینه بی حاصل و یا کم اثر پرهیز کرد. باز این گفته به این معنا نیست که هیچ خطر و هزینه ای فعالان دانشجویی را تهدید نمی کند. متاسفانه در فضای فعلی، هر دانشجویی که تصمیم به فعالیت منتقدانه می گیرد بایستی حداقلی از هزینه را برای خود در نظر گیرد. ولی با این همه، جانب احتیاط نیز بایستی نگه داشته شود.

۳ - خلق راه های جدید و پرنشاط و امید برای فعالیت: جنبش دانشجویی نشان داده است که جنبش ساکن و راکدی نیست. این جنبش در هر زمان ابزار و روش های متناسب با همان فضا را خلق می کند و به بهترین شکل از آن ها استفاده می کند. جنبش دانشجویی به نیکی نشان داده است که فرزند زمانه خود است. به همین خاطر در دوره اول ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد که سیاست سرکوب دانشگاه ها شکلی جدید و شدتی سخت تر به خود گرفت، راه های جدید فعالیت، خصوصا در دانشگاه هایی که از نزدیک با این سرکوب مواجه بودند، آغاز شد و در سایر دانشگاه ها نیز پی گرفته شد. از آن جمله می توان به تجربه فعالیت غیررسمی انجمن های اسلامی، پدیده دانشجو-خبرنگار که بعدا در جنبش سبز به شهروند-خبرنگار نیز تعمیم یافت، استفاده از پتانسیل فضای مجازی جهت اطلاع رسانی و مقابله با هجمه های رسانه ای دولتی و... اشاره کرد.

بعد از انتخابات هم باز روش های جدید و تازه ای از فعالیت در سطح جامعه و دانشگاه ها خلق شد. پرواضح است که در فضای فعلی، برخی از راه های فعالیت که در گذشته مرسوم و مالوف بود، دیگر کارآمد نیست. البته این سخن به معنای بی اثر بودن هر چه مربوط به گذشته می شود، نیست. چه آن که بسیاری از روش های فعالیت دانشجویی میراث گذشته های دور است. در هر صورت روند خلق راه های جدید فعالیت بایستی با خلاقیت دانشجویان ادامه یابد و راه های کم هزینه و پرفایده به وجود آید و به دیگر دانشگاه ها نیز تسری یابد. همچنین در فضایی که حاکمیت سعی در القای یاس و دلمردگی دارد، بایستی به فعالیت هایی اندیشید که موقعیت ها و فرصت های شاد، سرزنده و نشاط آوری خلق کنند. از این دست فرصت ها در فضاهای عمومی دانشگاه ها کم نیست. باید هنر استفاده از موقعیت ها را در خود پرورش داد. همان گونه که در تجمعات و مراسم های قبل و بعد از انتخابات به وفور شاهد چنین موقعیت هایی و استفاده عمومی از این گونه فضاها بودیم.
ایجاد امید و انگیزه، باید یکی از سرفصل های اصلی فعالیت دانشجویی در شرایط فعلی باشد. دانشجویان به واسطه خصیصه جوانی خود باید از شادترین و امیدوارترین اقشار باشند و به دیگران نیز امید ببخشند. میزان مشارکت در کنش جمعی به میزان برداشت مشارکت کنندگان به اثربخشی فعالیت شان وابسته است و این احساس در گرو امید به دست خواهد آمد.

۴ - حفظ ارتباط فعالان باسابقه، با دانشگاه: در مدت یک سال و نیم گذشته شاهد سرکوب شدید فعالان باسابقه دانشجویی بوده ایم. در این مدت سعی شده است، آن چنان هزینه برای فعالان دانشجویی بالا رود که حضور و فعالیت ایشان در سطح دانشگاه کان لم یکن شود. کسب و انباشت تجربه در جنبش دانشجویی یکی از نقاط کلیدی این جنبش است. فعالیت های دانشجویی بنا به خاصیت و ماهیت خود، خصلتی موقت و مقطعی دارد. لذا آن چه فعالیت دانشجویی را غنا می بخشد و ثمربخش می کند انباشت تجربه و استفاده از ثمره تلاش های گذشتگان است. اتفاقا به همین علت است که اقتدارگرایان همواره سعی کرده اند ارتباط نسل های مختلف دانشجویی را با یکدیگر قطع کنند. فعالان با سابقه دانشجویی در سطح دانشگاه زیر ذره بین حراست و نیروهای امنیتی هستند. هر گونه تحرک آن ها دیده می شود و با شدیدترین وجه با آن برخورد شده و سعی می شود که از سطح دانشگاه ها حذف شوند. نیروهای باسابقه بایستی با درک فضا، جانب احتیاط را رعایت کنند و سعی نمایند ارتباط خود را با فعالان فعلی دانشگاه برقرار کنند، طرف مشورت مداوم فعالان کم تجربه تر باشند، از فعالیت های پرهزینه آن ها را پرهیز دهند، تجربیات خود را به آن ها منتقل کنند. این گونه تجربیات بایستی حتی الامکان به صورت مکتوب درآید و در اختیار نسل های بعد قرار گیرد. خاطرات شفاهی فعالیت های دانشجویی گنجینه ای است که باید نسل به نسل در میان دانشجویان هر دانشگاه بچرخد و این وظیفه فعالان با تجربه تر است.

بر فعالان باسابقه و با تجربه است که با توجه به فضا و پتانسیل های موجود در دانشگاه محل تحصیل خود فعالان جدید را با این فضا و پتانسیل ها آشنا کنند. مطمئنا همه گونه فعالیتی در هر دانشگاه قابلیت اجرایی ندارد و بایستی با توجه به فضای موجود در دانشگاه ها، در مراحل مختلف تاکتیک های مناسب از سوی فعالان اتخاذ شود. فعالان باسابقه باید تجربیاتی چون انتشار و توزیع نشریات دانشجویی به صورت مجازی و چاپ و پخش آن در دانشگاه و خوابگاه، پدیده شهروند-خبرنگار و ارتباط با رسانه های دانشجویی معتبر، ارتباط با فعالان دیگر دانشگاه ها و... را به فعالان جدید یادآور شوند. مهم تر از از تمام این موارد، انجام کار تشکیلاتی و انتظام بخشیدن به فعالیت ها در قالب تشکیلاتی افقی است. هیچ فعالیتی به اندازه تشکیلات سازی در یک دانشگاه مهم تر، ماندگارتر و در بلند مدت تاثیرگذارتر نیست. لازم است که فعالان دانشجویی حتی بعد از فارغ التحصیلی تا مدتی ارتباط خود را با فضای دانشگاه و فعالان جدید حفظ کنند. فعالان باسابقه بایستی اقدام به تشکیل شبکه غیررسمی فعالان در دانشگاه نمایند تا این شبکه با نفوذ در دیگر شبکه های غیررسمی بتواند از ظرفیت آن ها استفاده نماید.

۵ - حفظ تشکل های شناسنامه دار: در طول مدت دولت نهم روند حذف تشکل های باسابقه و شناسنامه دار آغاز و پس از انتخابات اخیر این روند، سرعتی بیش از پیش یافت. حساسیت شدید سرکوبگران بر تداوم حضور تشکل های منتقد سابقه دار تاکیدی بر این نکته است که نقش و فایده این تشکل ها در سطح دانشگاه ها انکارناپذیر است. تشکل های منتقد دانشجویی حامل سابقه و سنت غنی اعتراضی و فعالیت مدنی در یک دانشگاه هستند و حفظ آن ها به تداوم سنت تشکیلات سازی کمک شایانی می نماید. این تشکل ها بعضا از سال ها پیش از انقلاب در نسل های مختلف دانشجویی دست به دست شده تا به نسل حاضر رسیده است. روشن نگاه داشتن چراغ این تشکل ها و جلوگیری از نابودی آن ها سنت حسنه ای بوده که در نسل های مختلف وجود و تداوم داشته است. تلاش برای حفظ و بقای این تشکل ها به روش های مالوف در شرایط حاضر مستلزم صرف هزینه های گزاف است. اما به نظر می رسد نگاه به تجربه تشکیل، فعالیت و بقای انجمن های اسلامی دانشجویان پیش از انقلاب در فضایی که انجمن ها نه دفتری داشتند و نه حضوری رسمی در فضای دانشگاه ها، خالی از لطف نباشد.

واضح است که عدم نوزایی، پرورش و جذب فعالان جدید تدریجا موجب مرگ و اضمحلال تشکل های دانشجویی می شود. از این رو در فضای سرکوب فعلی، بر فعالان انجمن های اسلامی است که با استفاده از فضاهای عمومی موجود در داخل و خارج از دانشگاه و خوابگاه به دور از نگاه گماشتگان اقتدارگرایان، اقدام به تشکیل مجمع عمومی خود، هر چند کم تعداد و کوچک، نمایند و از میان خود گروهی را به عنوان افراد هماهنگ کننده و شورای مرکزی انتخاب کنند. حفظ و تطابق اساسنامه با شرایط فعلی و ایجاد امکان نوزایی و جذب نیروهای جدید و فعال سازی آن ها در شرایط حال حاضر نکته ای مهم می نماید. پر واضح است که مقصود از فعالیت شورای مرکزی، فعالیت به شکل سابق نیست. بلکه فضای فعلی شکلی جدید از فعالیت را می طلبد که در این نوشتار سعی در بازگویی قالب های آن داریم.
شورای مرکزی نیز باید درگیر با متن دانشگاه باشد و با بدنه دانشجویان در ارتباط و تماس مستمر باشد. شورای مرکزی تشکل ها، باید جلسات منظم خود را تداوم بخشند. همچنین به علت شناسایی و سرکوب افراد فعال در قالب تشکل های رسمی لازم است در خصوص عضویت و فعالیت افراد در رده های مختلف تشکیلاتی، به اصل محرمانگی موارد تشکیلاتی مجموعه توجه شود. اعضای شورای مرکزی نیز بایستی هر یک برای خود یک یا چند نیروی جایگزین در نظر بگیرند و با آن ها ارتباط داشته باشند. نیروهای جایگزین نیز باید در متن فعالیت ها باشند تا در صورت حذف افراد اصلی از سطح دانشگاه، به هر علتی، فعالیت های آن واحد یا انجمن به یکباره به تعطیلی نینجامد.

۶ - استفاده از پتانسیل شبکه های غیررسمی: شبکه های اجتماعی در جنبش های اجتماعی می توانند دو نقش کلیدی برعهده داشته باشند؛ نخست، در معرض جنبش قرار دادن افرادِ همسو و همدل با جنبش از طریق تکثیر آگاهی، توزیع اخبار و انتشار برنامه ها و تحولات جامعه، جنبش و سپهر سیاسی-اقتصادی-فرهنگی کشور. دوم، افزایش انگیزه اجتماعی و اخلاقی مشارکت و انگیزه رسیدن به نفع عمومی که به مشارکت در جنبش اجتماعی می انجامد. در نظام های دموکراتیک این هر دو نقش بیشتر از سوی شبکه های رسمی احزاب، تشکل ها و سازمان ها ایفا می شود، اما تحت سیطره حکومت های غیردموکراتیک اقتدارگرا که هیچ گونه کار تشکیلاتی رسمی پذیرفتنی نیست، شبکه های رسمی تا حدی توان نقش بازی کردن خود را از دست می دهند. بنابراین نقش شبکه های اجتماعی غیررسمی نسبت به شبکه های رسمی در آگاهی رسانی و انگیزش افراد پررنگ تر می شود. در شرایط کنونی جامعه و ساختار سیاسی ایران نیز، شبکه های اجتماعی غیررسمی، یعنی مجموعه شبکه های شخصی افراد جامعه که به واسطه شغل، خانواده، محل زندگی و علایق شان در آن ها درگیر هستند، به شکل قابل توجهی از شبکه های رسمی در پیشبرد اهداف جنبش آزادیخواهی ایران بااهمیت ترند.
بدین ترتیب تقویت و گسترده کردن این شبکه ها از کارویژه های گروه ها و جریانات فعال است. به ویژه دانشجویان و جنبش دانشجویی که به لحاظ ویژگی های جمعیت شناسی و ذاتی خود می توانند از دو جهت نقش بسیار بااهمیت و بی بدیلی در تقویت این شبکه های اجتماعی غیررسمی ایفا کنند. دانشجویان از یک سو در شبکه های دانشجویی حاضر هستند و از سوی دیگر به دلیل زمینه های خانوادگی و محلی خود در شبکه های متنوع و گسترده اجتماعی جای دارند. توجه به این هر دو شبکه و ارتباطات درون آن دو، موقعیت بی نظیر و حساس دانشجویان را می نماید.

دانشجویان به لحاظ همگونی نسبی با دیگر دانشجویان از نظر فرهنگی، سطح دانش و آگاهی، مطالبات صنفی و نسلی و.... دارای روابط مستحکمی در شبکه های دانشجویی، از قبیل شبکه ای از همکلاسی ها، هم ورودی ها، شبکه دانشجویان خوابگاهی، تیم های ورزشی دانشجویی، گروه های کوهنوردی و... هستند. این روابط قوی و مستحکم می تواند به همبستگی شبکه دانشجویان یاری رساند، دیدگاه ها را به یکدیگر نزدیک کند و انتشار اخبار و آگاهی ها را سرعت و تسهیل بخشد. فعالان دانشجویی باید به قدرت و پتانسیل این حجم گسترده از شبکه های غیررسمی مستحکم و همبسته در سطح دانشگاه ها توجه ویژه ای داشته باشند. تلاش دولت احمدی نژاد از ابتدای بر سر کار آمدن کاستن از قدرت شبکه های غیررسمی در دانشگاه ها به انحاء مختلف بوده است. شبکه فعالان دانشجویی هر دانشگاه بایستی بر تقویت هر چه بیشتر شبکه های غیررسمی موجود در دانشگاه اهتمام ورزند. هر یک از فعالان دانشجویی بی شک در یک یا چند شبکه غیررسمی موجود در دانشگاه عضویت دارند. شبکه های غیررسمی موجود بایستی تقویت شده و در کنار آن ها شبکه های جدید ایجاد شوند. فعالان دانشجویی بایستی نقش خود را در شبکه های غیررسمی که عضو آن هستند بارز کنند و از پتانسیل هر یک از این شبکه ها و ارتباطات آن ها با یکدیگر جهت انجام اطلاع رسانی، فعالیت های جمعی و کم هزینه، همبستگی میان دانشجویان و... کمال استفاده را ببرند.
علاوه بر شبکه های غیررسمی موجود در دانشگاه، دانشجویان از طریق خانواده، محل زندگی، دوستان و ... با شبکه های متنوع و کلان اجتماعی دیگری از قبیل فرودستان، کارگران، اقوام و حاشیه نشینان در ارتباط هستند. این ارتباط های ضعیف با شبکه های متنوع اجتماعی می تواند پل های ارتباطی شبکه شهرنشین، جوان، تحصیل کرده و مرتبط به ابزارهای مدرن ارتباطی چون اینترنت با دیگر گروه های اجتماعی باشد. اگر دانشجویان به این ارتباط های ضعیف توجه نشان دهند، هم قادر خواهند بود از یک سو خواست ها، مطالبات و اخبار این گروه ها در شبکه اصلی طبقه متوسط تبیین کنند و هم از سوی دیگر می توانند اخبار و آگاهی هایی که در فضای اطلاع رسانی جنبش های دموکراسی خواهی ایران (جنبش سبز) در جریان است به گوششان برسانند. توجه به ارتباط های ضعیف می تواند نقش ارزنده ای در گسترش جنبش اجتماعی بازی کند.

جنبه ی مهم دیگری از بحث شبکه های غیر رسمی مربوط به یکی از ویژگی های مذکور جنبش دانشجویی است. همان طور که در بالا گفتیم، دانشجویان نشان داده اند که فرزند زمانه ی خود هستند. از ابتدای سده ی اخیر میلادی و با تحولات شگرفی که در دنیای مجازی و رسانه ای بوجود آمده، ابزارهای خاص شکل دهی به شبکه های نامحسوس، غیر رسمی، و همبسته به شکلی خاص و جدید فراهم شده است. همان طور که تاکنون نیز از همین طریق، گام هایی ابتدایی برداشته شده است، در شرایطی که صحن عمومی دانشگاه زیر تسلط نیروهای سرکوب قرار گرفته است، ما از تمامی ابزارهای مجازی و رسانه ای جهت شبکه سازی و بسیج منابع استفاده خواهیم برد.
یکی دیگر از بااهمیت‌ترین بحث‌ها پیرامون جنبش‌های اجتماعی، بحث مشارکت است. از عوامل افزایشِ مشارکت، می‌توان به میزان اعتماد اجتماعی اشاره کرد. هر چه میزان نفوذ فعالان دانشجویی در شبکه های غیررسمی اطراف خود در دانشگاه بیشتر باشد به همان میزان اعتماد و اعتبار آن ها در آن شبکه ها بیشتر خواهد شد و به تبع آن مشارکت افراد نیز بیشتر می شود. در یک شبکه قابل اعتماد و همراه با اطمینان خاطر بالا، میزان مشارکت در کارهای جمعی، ازخودگذشتگی، استقامت و پایداری بر عهد مشترک بیشتر است. نکته مهم این است که توجه کنیم ایجاد تغییر و جلب مشارکت افراد یک فرآیند کاملا تدریجی است و ناگهان نمی توان از افراد انتظار حرکت ها و گام های بزرگ داشت. نسنجیده گام برداشتن و هزینه گزاف وارد کردن بر افرادی که آماده فعالیت و مشارکت در فعالیت ها هستند، قطعا پتانسیل افراد مشارکت کننده و سرمایه اجتماعی فعالین، که همانا اعتماد دیگر دانشجویان است، را دستخوش زوال می کند.
ناگفته نماند که شبکه فعالین دانشجویی بایستی ارتباط ارگانیک و منظمی با شبکه اساتید منتقد در دانشگاه نیز داشته باشند و در خصوص وضعیت دانشگاه و دانشجویان به آن ها اطلاع رسانی کنند و از طریق آن ها در جریان وقایعی که در سطح اساتید و مدیریت دانشگاه اتفاق می افتد، قرار گیرند و معتقابا اخبار آن ها را در سطح شبکه های دانشجویی پخش کنند. همچنین این امکان وجود دارد که در مواقع لزوم در برخی موضوعات با اساتید منتقد حاکمیت، پروژه اعتراضی مشترکی را به صورت هماهنگ به اجرا گذاشت.

۷ - استفاده از تمام ظرفیت های دانشگاه: دانشجویان آزادیخواه نشان داده اند که چگونه با هنرمندی خود می توانند فضای دانشگاه را از آن خود کنند. از آن جا که حاکمیت اقتدارگرا در اقلیت محض قرار دارد، آن هم در دانشگاه ها که همواره فضایی برای انتقاد و اعتراض و پرسشگری بوده است، نمی تواند با کنترل و سرکوب از فضای دانشگاه ها در جهت مطامع خود سوء استفاده نماید. دانشگاه هیچ گاه زمین بازی اقتدارگرایان نبوده و بعد از این هم نخواهد بود. دانشجویان بایستی همان گونه که تاکنون نشان داده اند از هر فضایی جهت تشکل یابی، دور هم جمع شدن و شبکه سازی در جهت اهداف آزادیخواهانه خود استفاده نمایند. باید از حضور عمومی دانشجویان در مکان های عمومی مانند سلف سرویس ها، کتابخانه ها، و سایر اجتماعات عمومی به بهترین شکل استفاده کرد. همچنین به جز نهادهایی که اساسا ماهیت دانشجویی ندارند و همواره همانند یک نهاد نظامی از بالا و بیرون دانشگاه کنترل می شوند، سایر نهادهای موجود در دانشگاه قابلیت این را دارند که در اختیار دانشجویان قرار گیرند. نمونه بارز این سخن شوراهای صنفی است که همواره در کنار دانشجویان و از آن دانشجویان بوده است. از این قبیل می توان به کانون های فرهنگی-هنری، انجمن های ورزشی، انجمن های علمی و حتی کرسی های آزاد اندیشی، که اخیرا در دانشگاه ها توسط دولت در حال تاسیس است، اشاره کرد. باید توجه داشت که با عجله و فعالیت مقطعی نباید یک نهاد و مجموعه را از دست داد. بلکه باید به صورت تدریجی از تمام ظرفیت های آن جهت متشکل شدن بیشتر دانشجویان استفاده کرد.

۸ - ارتباط با فعالان دیگر دانشگاه ها و شبکه های اجتماعی-سیاسی: شبکه فعالان دانشجویی هر دانشگاه بایستی سعی کند با استفاده بهینه از فضای مجازی، با شبکه فعالان دانشگاه های دیگر شهرها و از طریق نیروهای رابط با فعالان دانشگاه های همان شهر مرتبط باشد. فعالان دانشگاه ها می توانند با استفاده از فضای مجازی یا محیط های غیر حساسیت زا جلسات منظم بحث و گفت و گو در سطح محلی و فرامحلی برگزار کنند. تا از این طریق بتوانند تجربیات خود را منتقل کنند، با فضای دیگر دانشگاه ها آشنا شوند، در جریان کاستی ها و ظرفیت های یکدیگر قرار گیرند و... . دانشجویان هر دانشگاه همچنین بایستی با استفاده از رابط های مناسب، با شبکه های رسمی چون احزاب و جریانات سیاسی منتقد، فعالان زن، کارگری، معلمان و... ارتباط برقرار کنند و بدین ترتیب شبکه بزرگ تر فعالان سیاسی-اجتماعی را تشکیل دهند. مطالبات و اخبار مربوط به نقض حقوق دیگر اقشار جامعه را به گوش دانشجویان و رسانه ها برسانند و مطالبات دانشجویی را نیز به دیگر فعالان و احزاب و گروه های سیاسی منتقل کنند. شبکه فعالان دانشجویی هر دانشگاه بایستی همچنین با رصد مداوم تولیدات فکری نخبگان و روشنفکران، ارتباط خود را با آن ها برقرار نماید و از این طریق اقدام به دریافت آگاهی از نخبگان جامعه نموده و تولیدات فکری را در اختیار دیگر دانشجویان و دیگر بخش های جامعه قرار دهد.

در پایان به موارد دیگری چون پرهیز از حل شدن جنبش دانشجویی در دیگر جنبش ها در حین ارتباط ارگانیک با آن ها، حفظ موضع انتقادی نسبت به عملکرد سیاستمداران، احزاب و گروه ها در جهت رشد و بالندگی و شکوفایی هر چه بیشتر حرکت های آزادیخواهانه، تاکید بر مطالبه محوری و حضور حول معیارها به جای اشخاص در جنبش دانشجویی و تلاش برای گسترش این پارادایم میان اقشار مختلف جامعه، پرهیز از اختلاف افکنی و دامن زدن به اختلافات بی ثمر و بعضا شخصی میان فعالان دانشجویی و دیگران، درنیفتادن در دام اتهام زنی و نگاه منفی در فعالیت های دانشجویی و... می توان اشاره کرد که همگی از جمله سرفصل هایی است که به عنوان استراتژی جنبش دانشجویی در فضای فعلی می توان از آن ها یاد کرد.

همچنین در طول چند سال گذشته، خصوصا یک سال و نیم پیش، روند فرار مغزها و مهاجرت نسل جوان به خارج از کشور به شدت فزونی گرفته است. به صورتی که جمع زیادی از فعالان دانشجویی سالیان اخیر، اکثرا برای ادامه تحصیل به خارج از کشور مهاجرت کرده اند. این فعالان چشم و دلشان هنوز به دانشجویان داخل ایران است و آماده هر گونه یاری رسانی به این فعالان هستند. در این شرایط باید از نیروی ایشان به نحو احسن استفاده کرد و نیرو و توان آن ها را برای کمک به جنبش دانشجویی به خدمت گرفت. به عنوان مثال در حال حاضر که اطلاع رسانی در خصوص وضعیت دانشجویان بسیار پرهزینه است این افراد می توانند در خارج از کشور زبان گویا و یاور راستین جنبش دانشجویی ایران زمین باشند.

اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان (دفتر تحکیم وحدت)

انجمن های اسلامی دانشجویان و دفتر تحکیم وحدت تاریخ چندین ساله ای را پشت سر خود دارند. ما میراث دار پیشینیان خود هستیم. یکی از کارکردهای ایدئولوژی در حکومت های اقتدارگرا تلاش برای تغییر تاریخ و حذف هر فرد و جریانی اعم از انجمن ها و شخصیت های منتقد از دل تاریخ است. دفتر تحکیم وحدت به خاطر هویت انتقادی خود که از سال های میانی دهه ی هفتاد از آنِ خود کرده، همواره در معرض حذف، چه فیزیکی به معنای بسته شدنِ دفتر و به زندان افتادن اعضا، و چه در سطح گفتمانی به معنای خالی شدن از هویت از طریق ایجاد دفتر تحکیم وحدت طیف شیراز و یا حذف از طریق منع کردن روزنامه ها از به کار بردن عبارت دفتر تحکیم وحدت، بوده است. تلاش ما برای حفظ اتحادیه، دست کم در سطح گفتمانی، یک شکل از مبارزه با حاکمیت اقتدارگراست.

بر این باوریم که اتحادیه انجمن های اسلامی بایستی در قالب استراتژی ارائه شده در بالا (که با کمک روشنفکران و اساتید خبره پخته و ورزیده تر خواهد شد) فعالیت های خود را در چارچوبی جدید تعریف کنند. همان گونه که در بالا هم به تفصیل آمد از فعالان انجمن های اسلامی و دفتر تحکیم وحدت انتظار می رود که حضور خود در فضا حفظ کنند، در قالب اتحادیه با یکدگیر در ارتباط باشند و تجربیات خود را به فعالان جدید انتقال دهند. قطعا با به وجود آمدن شبکه های افقی و گسترده غیررسمی در سطح دانشگاه ها و فعالیت دانشجویان در این قالب در فضای فعلی، نیاز است که رویکرد تشکل های رسمی چون انجمن های اسلامی تغییر کند و با کم کردن میزان هزینه، بخش اعظم فعالیت در سطح دانشگاه ها را از طریق شبکه های غیررسمی دنبال کنند.

شورای عمومی
دفتر تحکیم وحدت
آبان ماه ۱۳۸۹

۱۳۸۹ آبان ۲۹, شنبه

جوانترین وبلاگ نویس زندانی جهان در ایران

گزارشگران بدون مرز: در تاریخ ٢٣ آبان ماه جوان‌ترین وبلاگ نویس زندانی جهان در شهر آمل در دادگاهی بدون حضور وکیل مدافع و در پشت درهای بسته، محاکمه شد. نوید محبی ١٨ ساله، هم اکنون در زندان شهر ساری در انتظار صدور محکومیت خود است.

نوید محبی، مدیر وبلاگ "گاه نوشته های " و از مدافعان حقوق زنان در تاریخ ١٨ سپتامبر از سوی ٨ مامور وزارت اطلاعات با خشونت و ضرب و شتم در منزلش بازداشت شد. وی از آن تاریخ در بند مجرمان عادی زندانی است. اتهامات این وبلاگ نویس جوان " اقدام عليه امنيت ملی، توهين به بنيانگذار و رهبر فعلی جمهوری اسلامی، تبليغ عليه نظام از طريق ارتباط با رسانه‌های بيگانه" و "عضويت در کمپين يک ميليون امضاء و حمايت از اعضای آن" اعلام شده است.

تا پیش از بازداشت نوید محبی جوان ترین وبلاگ نویس زندانی در جهان، تال ال ملاویحی دختر دانشجوی از کشور سوریه بود که در دی ماه سال ٢٠٠٩ در هیجده سالگی بازداشت شده است و بدون هیج اتهامی همچنان در زندان بسر می برد.

نوید محبی تنها وبلاگ‌نویس زندانی در ایران نیست. بسیاری از شهروند وب‌نگاران برای ابراز عقایدشان خود بر روی اینترنت بازداشت و یا تحت تعقیب قضایی قرار دارند و به حبس های طولانی مدت محکوم شده‌اند. هم اکنون در ایران ده وب‌نگار در زندان بسر می‌برند. از جمله احمد رضا احمد پور نویسنده وبلاگ" پژواک خاموش" که ازشش دی ماه سال گذشته در زندان قم بسر می‌برد. این روحانی وبلاگ‌نویس به یک سال زندان برای " تبلیغ علیه نظام و نشر اکاذیب و هتک حیثیت روحانیت " محکوم شده است. احمد رضا احمد پور در اعتراض به وضعیت نابسامان بازداشت به مدت ١٦ روز دست به اعتصاب زد و نامه ای سرگشاده برای بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد ارسال کرد، که به همین دلیل پرونده دیگری در دادگاه ویژه روحانیت برای وی گشوده شده است.

پیام میرحسین موسوی به مناسبت آذر، ماه دانشجو

کلمه: میرحسین موسوی، در پیامی که به مناسبت فرارسیدن ماه آذر خطاب به دانشجویان نوشته، آنها را همراهان پرمهر و شجاع جنبش سبز نامیده و گفته است که با توجه به ایجاد محدودیتها برای دیدار مستقیم وی با دانشجویان، لازم دیده که به عنوان قدردانی این پیام را برای آنها بفرستد. موسوی آذر را ماه دانشجو نامیده و تلاش کرده است در این پیام به بخشی از سوالات و دغدغه هایی که در این مدت از سوی دانشجویان مطرح شده، پاسخ گوید.

میرحسین در این پیام که شامل یک مقدمه و پنج بند است، ۱۶ آذرماه را یادآور حادثه ای دانسته که در آن دانشجویان هوشیار و پیشتاز ایران، به خاطر اعتراض به استبداد داخلی و استعمار خارجی، به خاک و خون کشیده شدند؛ روزی که نشان داد سرکوب برای بقای بیشتر تکیه گاه بدی است. میرحسین در تجلیل از دانشجویان، آنها را «دیده بان بیدار مخاطرات جامعه ایران» خوانده و به مستبدان یادآوری کرده است که به کارگیری زر و زور و تزویر، فاصله مردم را با آنها بیشتر می کند، و آنها را به کنج خلوتکده امن تخیلی می راند که توسط مداحان و ثناگویان منفعت جوی و دشمن مردم طراحی و اجرا شده است تا بلکه تألم ناشی از دست دادن پشتوانه مردم را از یاد ببرند.

وی در بند نخست پیام خود «شیوه خریدن فرصت» توسط دولتمداران را مورد نقد قرار داده و گفته است: «همه جا صحبت از فشارهای طاقت فرسا بر خانواده هایی است که این روزها بیش از هر زمان دیگر با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنند. صاحب منصبان نظامی و انتظامی به صراحت از بیمناکی خود نسبت به واکنش های عصبی مردم و خطر سوء استفاده های احتمالی دشمنان خارجی و مخالفان داخلی سخن می گویند.»

میرحسین سپس از دولتمداران پرسیده است:

«چرا این همه اصرار برچشم بستن به نظرات اقتصاددان های برجسته کشور و نمایندگان مجلس دارید؟ کجا رفت وعده های آموزش مجانی و ایجاد اشتغال و اصل ۴۳ قانون اساسی؟ چرا به مردم نمی گویید که با پولی که می خواهید با افزایش قیمتها از جیب مردم بردارید، در غیبت سازمان برنامه و بودجه و تضعیف مجلس و بی خاصیت شدن شوراها و سازمانهای نظارتی، چه می خواهید بکنید؟ آیا سوءاستفاده از نیاز و فقر مردم با توزیع بخشی از پولی که ازدست آنان ربوده اید می تواند بحرانهای بعدی را کنترل کند؟ کجا رفت وعده نفت برسر سفره ها و قول برخورد با مفسدین؟ چگونه است که به نجوا و آهسته از سرنوشت سند چشم انداز بیست ساله نام می برید؟»

موسوی پس از طرح این سوالات اطمینان داده است که سه میلیون دانشجوی آگاه و فرهیخته، حتی اگر تمام مساجد و تکایا و نهادهای سنتی آمرانه و بخشنامه ای در خدمت محکومیت جنبش سبز به کارگرفته شود، می توانند با پراکندن سوالها و نقدها پل های ارتباطی نیرومندی با همه اقشار مومن و مستضعف برقرار کنند و به آنها ریشه های عقب ماندگی و فقر و سقوط تولید ملی را توضیح دهند.

وی در همین پیام، ضمن یادآوری تجربه کهریزک، کوی دانشگاه و عاشورای تهران و با تاکید بر این که اقتدارگرایان خروش مردم را در راهپیمائیهای ۲۵ و۲۸ و۳۰ خرداد و دیگر روزها ندیده و به تجمع های مهندسی شده دلخوش کرده اند، نتیجه گرفته که نشانی از بصیرت برای برگشت به سوی مردم دیده نمی شود.

موسوی با اشاره به این پرسش مهم بسیاری از همراهان جنبش سبز که در این روزها که امکان بیان اعتراض ها به سبب سرکوب های شدید و برخوردهای امنیتی وجود ندارد، چه باید کرد؟ گفته است که پاسخ به این پرسش باید محصول عقل جمعی باشد و همه همراهان راه سبز امید باید راهکار ارائه کنند. وی با تاکید بر اینکه «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است»، گسترش آگاهی در میان مردم را یکی از مهمترین راهکارها در شرایط موجود دانسته است.

میرحسین در پایان ضمن تجلیل از مبارزان در بند از زن و مرد، به ویژه دانشجویان در بندی که نشان داده اند راه سه آذر اهورایی ۱۶ آذر فراموش نشده است، رسیدگی به خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جنبش سبز را جزو وظایف همه ما دانسته است.

به گزارش کلمه متن کامل پیام میرحسین موسوی به مناسبت ماه دانشجو به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

دانشجویان همراه جنبش سبز،

دوستان جوان و پرمهر و شجاع هموطن،

سلام و درود بر شما باد

در آستانه ماه آذر -ماه دانشجو- در یادآوری ایستادگی ها و مبارزات شما برای پاسداری از حقوق ملت ایران و حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، لازم دیدم چند کلمه از باب قدردانی و احترام برای شما عزیزان بنویسم، به ویژه آنکه امکان دیدار مستقیم با شما کم شده است.

در دوسال اخیر، در ملاقات هایی که با شما داشته ام و یا در نامه ها و یادداشت هایی که فرستاده اید، همواره شاهد دغدغه های شما درباره آینده ایران عزیز و جنبش سبز آزادیخواهانه مردم ایران بوده ام. و البته از شما نیز جز این انتظار نیست، چرا که در سرزمین ما، دانشجو همواره ی تاریخ دیده بان بیدار مخاطراتی بوده است که جامعه ایرانی را تهدید می کرده است و در این راه خود نیز، به گواهی تاریخ، از خطرهای بزرگ در راه دفاع از مردم و ملت استقبال کرده است. و مگر نه این است که ۱۶ آذرماه هرسال یادآور حادثه تلخی است که در آن، دانشجویان هوشیار و پیشتاز این دیار، که در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی حامی آن دهان به اعتراض گشوده بودند، به خاک و خون کشیده شدند؟ در آن روز مستبدان و خودکامگان تصور می کردند که بعد از آن سرکوب و کشتار، دهان انتقاد و اعتراض برای همیشه بسته خواهد ماند؛ خطایی که همه کسانی که به پیروزی برپایه ارعاب تکیه می کنند مرتکب می شوند، و چه بد تکیه گاهی است ابزارسرکوب برای بقای چند روز بیشتر.

مستبدان نمی دانند که به کارگیری زر و زور و تزویر، فاصله مردم را با آنها بیشتر می کند، وآنها را به کنج خلوتکده تخیلی به ظاهر امنی می راند که توسط مداحان و ثناگویان منفعت جوی و دشمن مردم طراحی و اجرا شده است، تا بلکه تألم ناشی از از دست دادن پشتوانه مردم را از یاد ببرند.

مستبدان، روز به روز تنهاتر می شوند و به همه چیز و همه کس گمان بد می برند، دوستان دیروزشان را از خود می رانند، و هر انتقاد و نصیحتی را توطئه ای برای نابودی خویش می پندارند. و بدتر آنکه منافع خودشان را مساوی با منافع ملی می گیرند و در چنین وضعی ناچار به سلاح داران تکیه می کنند، و به دنبال کسانی می گردند که چشم و گوش بسته از آنها فرمان برند و سایه شک و تردید نسبت به افکار و اعمال آنها را حتی برای لحظه ای از دل نگذرانند.

مستبدان در دایره تنگی که برای خود فراهم کرده اند، آنقدر گرد خویش می چرخند که از شنیدن همهمه سقوط کاخ خودکامگی و خودرایی باز می مانند و زمانی بیدار می شوند که بسیار دیر است برای بازگشت به آغوش مردم.

آنان نمی دانند که دهان و گوش و چشمان مردمان را شاید بتوان از گفتن و شنیدن و دیدن بازداشت، اما اندیشیدن موهبتی الهی است که دروازه های خلوتگاه آن به روی زورمندان بسته است. راز این همه احساس خطر از دانش و دانشجو و دانشمند، این همه اضطراب از آزادی چرخش اطلاعات، این همه ترس از رسانه های آزاد، این همه واهمه از تجمع حتی آرام و مسالمت جویانه منتقدان و معترضان، و نیز این همه تلاش برای بیگانه نمایی دوستان مردم و انقلاب، و روند مستمر پایان ناپذیر ناخودی کردن فرزندان ایران، این همه هراس از هرآنچه با عقلانیت جمعی پیوند دارد و این همه پرهیز از هر آنچه با برنامه ریزی و مدیریت دانش محور مرتبط است آیا درهمین نیست؟ و سرانجام، مستبدین در جهت کسب پیروزی با حاکمیت ترس، از همان روشی استفاده می کنند که فرعون و همه فرعونیان بهره بردند. طایفه طایفه کردن مردم «با خودی و غیرخودی کردن ملت» و قرار دادن مردم در مقابل هم، تحقیر مردم با گوساله و بزغاله و خس و خاشاک نامیدن برای واداشتن آنها به کرنش، و سرانجام رنگ قدسی بخشیدن به قدرت، که «انا ربکم الاعلی». و این آخری به گواهی تاریخ بدترین جنبه جباریت است. یعنی واجب است که اطاعت کنید و سوال نکنید و ما برتر از آن هستیم که مورد سوال قرار گیریم. آیا قانون گریزیهای گسترده و حساسیت در برابر خواست بازگشت بدون تنازل به قانون اساسی وعدم تمکین در مقابل رای مردم و گریز از انتخابات های آزاد و رقابتی غیرگزینشی و بستن روزنامه ها جز این معنی می دهد که عده ای خود را برتر از قانون و مستغنی از آرا و نظرات مردم می دانند؟

مگر امام رحمت الله علیه در سال ۵۹ نگفت «همه روی قانون عمل بکنند. این قانونی که ملت برایش رای داده است. همین رای نداده است که توی طاقچه بگذارید و کاری به آن نداشته باشید. بروید مشغول کار خودتان بشوید.»

ودر سال ۶۰ نیز فرمودند:

«البته دزدها از قانون بدشان میاید و دیکتاتورها هم از قانون بدشان می آید»

وهم ایشان بودند که در جواب نامه صریح نمایندگان مجلس در مورد انحراف نظام از حدود قانون اساسی گفتند که همه باید به قانون برگردیم.

۱- چنین است دوستان عزیز که امروز، به واسطه به کارگیری شیوه غلط خریدن فرصت های زودگذر از طریق ایجاد بحران های پیاپی، هزینه های سنگینی بر مردم ما تحمیل می شود، تا با تمسک به شیوه از پیش شکست خورده فرار به جلو، تحکیم مناسبات فرقه ای با الگوی «اطاعت محض یا اخراج»، برانگیختن کینه های ناشی از شکاف عمیق تر شده میان فقرا و اغنیا، این قدرت چندروزه چند روزی بیشتر در دست قدرتمندان باقی بماند.

روندی که می بایست در بستر اعتمادسازی گسترده مردم -مردمی که به دولتمردان به دلیل انتخابات پر از تخلف و تقلب و دستکاری رایانه ای آرا بدبین شده بودند- و با تکیه بر خرد جمعی واستفاده از صاحبنظران خداترس و بیطرف صورت می گرفت، اینک جراحی دردناکی نامیده می شود که جان اقتصاد بیمار ناشی از سیاستهای من در آوردی و فساد عمیق را بیش از پیش در مخاطره قرار داده است. همه جا صحبت از فشارهای طاقت فرسا بر خانواده هایی است که این روزها بیش از هر زمان دیگر با فقر و نداری دست و پنجه نرم می کنند.

صاحب منصبان نظامی و انتظامی به صراحت از بیمناکی خود نسبت به واکنش های عصبی مردم و خطر سوء استفاده های احتمالی دشمنان خارجی و مخالفان داخلی سخن می گویند.

پرسش بزرگ مردم ما از آنها این است که اگر به راستی بر این حقایق آگاهید و می شنوید نظر کارشناسان را که متفق اند اجرای این طرح به شکلی که شما تهیه کرده و اجرا می کنید جز خسارت های مادی و انسانی و تشدید بی عدالتی، دستاوردی در بر ندارد، چرا این همه اصرار بر چشم بستن به نظرات اقتصاددان های برجسته کشور و نمایندگان مجلس دارید؟ کجا رفت وعده های آموزش مجانی و ایجاد اشتغال و اصل ۴۳ قانون اساسی؟ چرا به مردم نمی گویید با پولی که می خواهید با افزایش قیمتها از جیب مردم بردارید، در غیبت سازمان برنامه و بودجه و تضعیف مجلس و بی خاصیت شدن شوراها و سازمانهای نظارتی، چه می خواهید بکنید؟ آیا سوءاستفاده از نیاز و فقر مردم، با توزیع بخشی از پولی که از دست آنان ربوده اید، می تواند بحرانهای بعدی را کنترل کند؟ کجا رفت وعده نفت بر سرسفره ها و قول برخورد با مفسدین؟ چگونه است که به نجوا و آهسته از سرنوشت سند چشم انداز بیست ساله نام می برید؟ نمی اندیشید که حتی اگر تمام مساجد و تکایا و نهادهای سنتی را آمرانه و بخشنامه ای در خدمت محکومیت جنبش سبز به کار بگیرید، سه میلیون دانشجوی آگاه و فرهیخته می توانند با پراکندن پرسشها و نقدها پل های ارتباطی نیرومندی با همه اقشار مومن و مستضعف برقرار کنند و به آنها ریشه های عقب ماندگی و فقر و سقوط تولید ملی را توضیح دهند؟

۲- شاید قرار است که به این بهانه، باز هم آب گل آلود شود و کسانی باز هم به جای پاسخگویی، راهبرد فرار به جلو و از بین بردن فرصت ها تا مرز نابودی نظام و ایجاد بحران های شدید در این کشور را دنبال کنند. امروز بیش از همیشه شاهد دشمن دشمن کردن دست اندر کاران، به عنوان جزئی از استراتژی پیروزی از طریق ترساندن هستیم. پیش از این شاهد بوده ایم که به گواه تصاویری که ضبط شده است، مأموران امنیتی و افراد موسوم به لباس شخصی، خودروها و موتورسیکلت ها را می سوزانند، شیشه ها را خرد و ساختمان ها را تخریب می کنند، و با بی شرمی، معترضان را متهم به انجام آن می کنند. آیا برای آنهایی که به راحتی کارناوال راه می اندازند و برای مأموران دولتی کلاه گیس و آرایش ها و لباس های جنس مخالف فراهم می کنند، دشوار است که این بار هم تحت عنوان فتنه سبز یا سرخ یا هر عنوان دیگری، آشوب های ساختگی بر پا کنند و آن را وسیله ای برای فریب افکار عمومی و انحراف نهادهای نظارتی و تسویه حساب های جدید سیاسی قرار دهند؟

متاسفانه تجربه کهریزک و کوی دانشگاه و زیر گرفتن بی پناهان با اتومبیل پلیس و از پل پائین انداختن و سر زندانیان را به چاه توالت فروکردن و خروش مردم را در راهپیمائیهای ۲۵ و۲۸ و۳۰ خرداد و دیگر روزها ندیدن و دل بستن به تجمعهای مهندسی شده و فرمایشی، جلوی روی ماست و نشانی از بصیرت برای بازگشت به سوی مردم دیده نمی شود.

۳- همراهان جنبش سبز همچنان درخواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی، پرهیز از خشونت، التزام به اخلاق و روش های اخلاقی را خط مشی اصولی خود می دانند و با هر کس که به هر عنوان و بهانه آشوب کور بیافریند، مخالفند و آن را به ضرر مصالح و منافع ملی ایرانیان و اهداف جنبش سبز می دانند. باید به دیگران نیز توصیه شود که به سیره عقلا متعهد باشند و اگر تشخیص می دهند حرکتی مخرب است، آن را متوقف کنند.

هزینه ناکارآمدی های دولتمردان را مردم کوچه و بازار نباید پرداخت کنند، و نباید بر زخم های عمیق نابسامانی هایشان نمک پاشید. برعکس، چنانچه این همراه کوچک بارها درخواست کرده ام، باید با دستگیری از کسانی که این روزها بر اثر انبوه مشکلات به زمین می خورند کمک شود تا، به دور از روش هایی که کرامت انسانی آنان را از میان ببرد، به زندگی آبرومندانه شان ادامه دهند. چهره زندگی برای بسیاری از مردم زشت شده است، آن را زشت تر نکنیم، بلکه در حد توانمان، در زیبا کردن آن بکوشیم.

۴- دوستان گرامی، پرسیده اید که این روزها که امکان بیان اعتراض ها و انتقادها به سبب سرکوب های شدید و برخوردهای امنیتی وجود ندارد، همراهان جنبش سبز چه باید بکنند؟ حقیقت این است که پاسخ به این پرسش هم باید محصول عقل جمعی باشد و شایسته است که همه همراهان و علاقه مندان به راه سبز امید در ارائه راهکارهای مناسب مشارکت داشته باشند.

به نظر من، به عنوان یک فرد از این خیل عظیم، «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است». گسترش آگاهی به دایره کسانی که به فضای مجازی دسترسی ندارند، تماس های چهره به چهره، بالابردن توانمندی ها در تحلیل آنچه پیرامون ما در جریان است، با مطالعه و بحث و گفتگو در جمع های کوچک حقیقی یا مجازی و با توسعه شبکه های اجتماعی که از آسیب فضای امنیتی موجود در امان باشند، آشنایی با تاریخ اسلام و ایران و به ویژه حوادث جنبش های مردم این سرزمین از مشروطه تا کنون، می توانند بخشی از تلاش های ما و نه همه آن باشد.

می توان با معرفی نظری و عملی اسلام رحمانی و تبری از افکار و اعمالی که به نام دین رواج یافته و با سرچشمه های وحیانی و سیره پیشوایان دینی بیگانه است، جلوی نهادینه شدن رفتارهای نابهنجاری را که دولتمردان و صاحب منصبان برای بقای قدرت خود استخدام کرده اند، گرفت.

یادمان باشد که برای ما، هدف وسیله را توجیه نمی کند. یادمان باشد که شعار «دروغ ممنوع» در روزهای پرشکوه پیش از انتخابات، چگونه از جان مردم خسته از دروغ های پیاپی قدرتمندان برخاست و فضای این دیار را فراگرفت. یادمان باشد که تا یکایک ما، خود را از آلودگی ها و نقایص اخلاقی پاک نسازیم، انتظار داشتن جامعه اخلاق بنیادی که در آن همه انسانها بتوانند به قله های شکوفایی انسانی خود برسند، بیهوده است. و یادمان باشد که در این راه، شکست نیست، اما صبر و استقامت فراوان، و عدم ترس از پرونده سازی و سایر اقدامات سرکوبگرانه ضروری است. یادمان نرود که همه باهم می گفتیم نترسید نترسید ما همه با هم هستیم.

۵- یاد و یادآوری مبارزان در بند از زن و مرد و آگاه کردن مردم از ایستادگی زندانیان سیاسی و رسیدگی به خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جزو وظایف همه ماست. در این میان جا دارد در ماه آذر، «ماه دانشجو»، از دانشجویان در بند یاد شود؛ دانشجویانی که راه سه شهید اهورائی ۱۶ آذر را فراموش نکرده و نشان داده اند که در راه نیل به جامعه ای عادلانه و آزاد و متعلق به همه ایرانیان، از هیچ خطری نمی هراسند و دلیرانه مقاومت می کنند.

و سرانجام آن که چه کسی است که نداند سه میلیون دانشجوی آگاه کشور بزرگترین سرمایه جنبش سبز است؟ جنبشی که همراهان آن بی شمارند و هریک به نوعی رهبر این جریان عظیم مردمی هستند.