۱۳۸۹ بهمن ۲۹, جمعه

بیانیه دانشجویان دانشگاه آزاد برای پاسداشت یاد شهیدان و دعوت برای حضور در مراسم هفتم شهدا

جمعی از دانشجویان دانشگاه های آزاد با انتشار بیانیه ای ضمن تشکر از حضور سبز مردم در راهپیمایی ۲۵ بهمن ماه و پاسداشت یاد و خاطر شهید" محمد مختاری" از دانشجویان دانشگاه آزاد شاهرود، سرکوب های گسترده نیروهای حکومتی را نشان از ترس و وحشت بی سابقه دولتیان دانسته و از همه مردم شجاع و غیور خواسته اند تا یکم اسفند ماه ساعت ۳ بعد از ظهر با حضور در خیابان ها بر جان فرعونیان لرزه افکنند.

به گزارش دانشجونیوز، همگام با فراخوان بسیاری از رسانه ها و فعالان سیاسی و اجتماعی سبز،از جمله تشکیلات "راه سبز امید" دانشجویان دانشگاه آزاد واحد های: تهران مرکز، تهران جنوب، مشهد، قزوین، تهران شرق، کرج، علوم تحقیقات، شاهرود، شهر ری، رشت، تهران شمال، تهران سما، تهران غرب و دزفول نیز با انتشار بیانه ای همبستگی خویش را با این فراخوان اعلام کرده اند.

بنا بر این گزارش, در بخشی از این بیانیه، آمده است شهید "محمد مختاری" از همکلاسی های ما در دانشگاه آزاد واحد شاهرود و "شهید صانع ژاله" از شهدای سبز این روز هستند که برای گرامیداشت یاد ایشان ما هفته آینده را در عزای عمومی به سر خواهیم برد و با لباس ها و نشان های سیاه و سبز در دانشگاه حاضر خواهیم شد

نسخه کامل این بیانیه که برای دانشجونیوز ارسال شده است به شرح زیر است:

«به نام یگانه خالق آزادی»

و به یاد شهید راه آزادی "محمد مختاری"

بار دیگر بهمن خونین شد و برای چندمین بار روزی سیاه در کارنامه فرعون زمانه سرزمین ما ثبت شد و نهال سبز آزادی خواهی با خون شهیدانی دیگر آبیاری شد. فرعونیان هنوز در این وهم و خیالند که با کشتار و سرکوب و ریختن خون بی گناهان می توانند بذر ترس در دل ها بکارند ولی غافل از این هستند که هر قطره خونی که به پای این نهال آزادی خواهی ریخته می شود ریشه های آن را عمیق تر و آن را تنومندتر خواهد کرد.

عصر بيداري ملت ها فرا رسيده و جنبش هاي ضد استبدادی و دموكراسي خواه در كشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا به پیش می روند و نسیم آزادی در منطقه وزیدن گرفته است که از هم اکنون می توان خنکای آن را در ایران هم احساس کرد.

مردم دلیر و شجاع کشورمان در بیست و پنج بهمن ماه در اعتراض به دیکتاتوری در کشور های منطقه و برای همبستگی با جوانان و مردم آزادی خواه منطقه به خیابان ها آمدند تا بر طبق اصل بیست و هفتم قانون اساسی دست به راهپیمایی کاملا قانونی و آرام و مسالمت آمیر بزنند که حتی این اقدام هم از سوی دیکتاتور و یارانش تحمل نشد و با گشودن آتش به سینه مردم و فرود آوردن چماق بر پیکر ایشان بیش از پیش چهره ریاکارانه و مزورانه خود را نمایاندند.

شهید "محمد مختاری" از همکلاسی های ما در دانشگاه آزاد واحد شاهرود و "شهید صانع ژاله" از شهدای سبز این روز هستند که برای گرامیداشت یاد ایشان ما هفته آینده را در عزای عمومی به سر خواهیم برد و با لباس ها و نشان های سیاه و سبز در دانشگاه حاضر خواهیم شد.

همچنین مقاومت و ایستادگی دو یاور عزیز و شجاع جنبش سبز "شیخ مهدی کروبی" و "میر حسین موسوی" را ارج نهاده و می ستاییم و نسبت به هر گونه تعرض و یا بازداشت ایشان شدیدا هشدار می دهیم و با فریاد اعلام می داریم از هیچ گونه جانفشانی برای دفاع از ایشان دریغ نخواهیم کرد.

همانطور که شهادت امیر جوادی فر، اشکان سهرابی، یعقوب براویه و سایر همکلاسی هایمان ما را در رسیدن به آرمان هایمان مصمم تر نمود با شهادت دیگر همکلاسی مان "محمد مختاری" نیز استوار تر از همیشه راه این شهیدان را ادامه خواهیم داد.

ما دانشجویان دانشگاه آزاد فریاد می کنیم خون ما از خون امیرها، اشکانها، یعقوب ها و محمد ها رنگین تر نیست. همه ما امروز هم نوا با شهید محمد مختاری می گوییم:«خدایا! ایستاده مردن را نصبیم کن که از نشسته زیستن در ذلت خسته ام!»

ما خود به خیابان ها خواهیم آمد و از همه مردم غیور و شجاع و جوانان و دانشجویان عزیز هم می خواهیم تا به منظور پاس داشت خون شهدای راه آزادی و به خصوص دو شهید سبز و سر افراز "صانع ژاله" و "محمد مختاری" با حضور خود در خیابان ها در تاریخ اول اسفند در ساعت سه بار دیگر اتحاد و همبستگی خود را نشان دهند و بر جان فرعونیان لرزه افکنند.

جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد واحد های: تهران مرکز، تهران جنوب، مشهد، قزوین، تهران شرق، کرج، علوم تحقیقات، شاهرود، شهر ری، رشت، تهران شمال، تهران سما، تهران غرب، دزفول

۱۳۸۹ بهمن ۲۷, چهارشنبه

اعلام عزای عمومی و تعطیلی کلاس های درس توسط انجمن اسلامی دانشگاه هنر

در پی وقایع امروز در دانشگاه هنر، انجمن اسلامی این دانشگاه با صدور بیانیه ای ضمن اعلام یک هفته عزای عمومی اعلام کرد کلاس های درس دانشگاه هنر تا آزادی تمامی دانشجویان بازداشت شده این دانشگاه تعطیل خواهد بود.

به گزارش دانشجونیوز انجمن اسلامی دانشگاه هنر در بیانیه خود ضمن محکومیت حمله امروز به دانشجویان این دانشگاه، خواستار شناسایی و بازداشت عاملان حمله به دانشجویان شده است.

این انجمن در بخشی از بیانیه خود همچنین گفته است: "خوشحالیم که آقایان به جایی رسیده اند که نگاه بهت آمیز و پرسکوت ما را تحمل نمیکنند و از آن هم میترسند و در برابر این سلاح بی خشونت ما، چماق به دست میگیرند و حمله میکنند. به جایی رسیده اید که از سکوت هم میترسید؟ راستی شنیده اید که ترس برادر مرگ است؟"

متن کامل این بیانیه که در اختیار دانشجونیوز قرار گرفته به شرح زیر است:

بسم رب شهدا و الصدیقین

بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هنر در محکومیت حمله لباس شخصی ها به دانشگاه

نمی دانیم باید درباره از چه حرف بزنیم و چه بگوییم. درباره مصادره شهید سبزمان صانع ژاله به اسم بسیج سخن بگوییم یا ضرب وشتم دوستان آن شهید در روز تشییع پیکرش. در کشوری که بزرگان آن به راحتی دروغ می گویند و با دروغ میخواهند همه چیز را به نفع خود تمام کنند، انگار تصور میکنند ذهن آن ها ذهن همه مردمان است ای دریغ از تاریخ نخواندن دریغ.

با کشته شدن صانع در ٢۵ بهمن برای ملت ایران دوباره این سوال پیش می آید که چرا (به زعم شما) منافقان در ٢٢ بهمن و ٩ دی کسی را نمی کشند (در حالی که شما میگویید قصد آن ها کشتن مردم و بسیجیان است) و هر چه میکشند در تجمع های اعتراضی است. اگر به این جملات فکر کنید خود میفهمید که صانع را چه کسی کشته است.
امروز چهارشنبه ٢۷ بهمن به دانشگاه مان و به خانه مان رفتیم تا همکلاسی خود شهید صانع ژاله را تشییع کنیم ولی دیدیم که خانه را پر از نااهل کرده اند و خود را میزبان می پندارند. از ما می پرسند چرا آمدید؟ چرا گریه می کنید؟ چرا نگاه میکنید؟ چرا مثل ما شعار نمیدهید؟ چرا ساکتید؟ چرا در دانشگاه ایستاده اید؟ و ... سوال هایی که حتی کلمه ای در منطق ما برای پاسخش پیدا نمیشد جز نگاه بهت آمیز به سرنوشت نظام اسلامی که قرار بود در آن اه هیچ مظلومی بلند نشود ... نگاهی که در آثار هنری ما خواهید دید.

البته از طرفی خوشحالیم بسیار خوشحالیم که آقایان به جایی رسیده اند که نگاه بهت آمیز و پرسکوت ما را تحمل نمیکنند و از آن هم میترسند و در برابر این سلاح بی خشونت ما، چماق به دست میگیرند و حمله میکنند. به جایی رسیده اید که از سکوت هم میترسید؟ راستی شنیده اید که ترس برادر مرگ است؟

صبح امروز شاهد اتفاقات اسفناکی در دانشگاه هنر بودیم آن هم در زمانی که درغم از دست دادن عزیز شهیدمان داغدار بودیم. آمدیم دانشگاه عزا بگیریم نه این که مانند برخی یک میتینگ سیاسی در جهت منافع خود شکل دهیم و هر چه صانع به آن اعتقاد نداشت را در مراسم تشییع پیکرش فریاد کنیم و درخواست اعدام نام های عزیز و بزرگ "کروبی و موسوی" که خود ایمان دارید بین اکثریت ملت ایران چه جایگاهی دارند، را داشته باشیم. هر چند میدانیم این ها همگی یک شو تبلیغاتی است چون اگر جرات این کار را داشتید پیش تر آن را انجام میدادید. عکس العمل مردم را میدانید مگر نه؟

حوالی ساعت ١١ صبح، عناصر لباس شخصی حاضر در مراسم وقتی از شعار دادن سیر و از سکوت دانشجویان خسته شدند به سمت دانشجویان دانشگاه هنر حمله کردند و آن ها را در داخل دانشگاه خود مورد ضرب و شتم قرار دادند، توهین کردند و فحاشی کردند و دانشجویان را که اکثریت آن ها دختر بودند در تالار فارابی محبوس کردند و اجازه خروج به آن ها ندادند. سپس با چماق به دنبال بخش دیگری از دانشجویانی که بیرون تالار بودند افتادند و هر که را توانستند دستگیر کردند یا کتک زدند. پس از حدود دو ساعت حبس دانشجویان را از تالار خارج کردند و باز هم دختر و پسر کتک زدند و عده دیگری را نیز دستگیر کردند طوری که حتی تعداد حدودی دستگیرشدگان نیز مشخص نیست.

انجمن اسلامی دانشگاه هنر ضمن محکومیت این حرکت شنیع اعلام میدارد خواستار دستگیری عاملان حمله به دانشجویان دانشگاه و آزاد شدن دانشجویان دستگیر شده صبح امروز است. همچنین خطاب به رییس دانشگاه هنر اعتراض خود را اعلام میکند که باید او حافظ جان دانشجویان دانشگاه تحت مدیریت خود باشد نه تماشاگر ضرب و شتم آن ها. دانشگاه خانه دانشجو است نه اوباش چماق به دست دین نفهم.

همچنین خطاب به علما و مراجع تقلید اعلام میداریم که دانشجویان دختر دانشگاه به فجیع ترین شکل ممکن مورد توهین و ضرب و شتم لباس شخصی های شناخته شده کشور قرار گرفتند. ما عالم نیستیم ولی میدانیم حکم کسی که بشنود خلخال از پای یک زن یهودی درآورده اند چیست، حکم این ضرب و شتم و توهین را به اجتهاد شما وا میگذاریم و منتظر پاسخ شما بزرگواران هستیم.

در پایان انجمن اسلامی دانشگاه هنر اعلام میدارد که در دانشگاه هنر یک هفته عزای عمومی است و کلاس های درس دانشگاه تا آزادی دانشجویان در بند تعطیل خواهد بود.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هنر

۱۳۸۹ بهمن ۲۴, یکشنبه

بیانیه سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) در رابطه با خیزش آزادیخواهانه مردم مصر

سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی(ادوار تحکیم وحدت) با صدور بیانیه‌ای حمایت خود را از درخواست رهبران جنبش سبز، آقایان مهدی کروبی و مسیرحسین موسوی اعلام کرد.

متن این بیانیه به شرح زیر است:

با اينكه فضاي استبداد و خفقان و مطلق انگاري ديري است كه فضاي منطقه ما را پوشانده است، اما انگار نسيم دلنواز آزادي چنان مستوري و بهجتي مي آفريند كه هيچ انساني از لذت درك وجود ذي جودش حذر نمي كند.

آنچه در كشور تونس و سپس در مصر اتفاق افتاد ، نشان از آن دارد كه با ديكتاتوري هيچ ثباتي ماندني نيست، اگر چه عمري 30 ساله داشته باشد.

اكنون اما اين رخسار آزاديخواهان جهان است كه گلگون از شراب شوق شده است و بشاش از نظاره پیروزی انسان هايي كه در اوج سرکوب و ديكتاتوري حق خويش را خواستند و مناسبات سياسي و اقتصادي ديگر گونه اي را طلبیدند و سرانجام شاهد آزادی را در آغوش کشیدند. آنان چيزي نمي خواهند جز آنچه حق خدادادي شان است. مي خواهند آزاد باشند همانگونه كه آزاد آفريده شده اند و چه ظالميني هستند آناني كه انسان را از اين اولين حق طبيعي اش محروم مي سازند و البته چه سرنوشت مشتركي نيز دارند آنانكه خود بنده اند و خويش را در جايگاه خدايي مي نشانند.

سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) ضمن تحسين مقاومت با صلابت مردم آزاديخواه و عدالتجوي مصر در جهت نيل به مطالبات بر حق خود، لازم مي داند حمايت خود را از اقدام در خور ستايش رهبران جنبش سبز براي برگزاري راهپيمايي مردمي در حمايت از جنبش مردم مصر بر ضد استبداد و دیکتاتوری اعلام دارد. چرا كه از نظر ما، مردم و جنبش مسالمت جوي مصر شباهت ويژه اي با مردم حق طلب ايران و جنبش سبزشان دارند. حتی اگر اين هم نبود، حمايت از حركت انسانهايي ستمديده كه براي رهايي از يوغ جور و استبداد مبارزه مي كنند را وظيفه تك تك انسان هاي آزاديخواه و با وجدان مي دانيم.

اميدواريم حاكميت فعلي جمهوري اسلامي نيز در لحظات باقی مانده، با ايجاد شرايط راهپيمايي آرام و مسالمت آميز مردم و تأمين امنيت راهپيمايي كنندگان صداقت خود در امر حمايت از قيام مردمي مصر و پای بندی آن به اصول مصرح قانون اساسی به عنوان میثاق ملی را به اثبات رسانده و اندك اندك راهي براي عملكرد غیر استبدادی و غیر اقتدارگرایانه خويش باز نموده و در راه اقناع و رضایت مردم و احقاق حقوق از دست رقته آحاد ملت و آزادی زندانیان مظلوم سیاسی تلاش نماید كه تاريخ، اينروزها از تكرار برخي سرنوشت هاي محتوم سخن مي گويد.

فاعتبرو يا اولي الابصار- پس پند و عبرت بگيريد اي صاحبان بصيرت ها (حشر-32)

سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت)

فعالین دانشجویی دانشگاه‌های مازندران و صنعتی نوشیروانی بابل: ۲۵ بهمن روز شکستن حفاظ دیکتاتوری ایران

مجموعه فعالین دانشجویی دانشگاه‌های مازندران و صنعتی نوشیروانی بابل با انتشار بیانیه ای مشترک حمایت خود از راهپیمایی ۲۵ بهمن را اعلام کردند.

به گزارش دانشجونیوز این دانشجویان در بیانیه خود ضمن تحسین سرنگونی دیکتاتورهای کشورهای تونس و مصر و تظاهرات های صورت گرفته در کشورهای عربی، گفته‌اند: "امروز، تهران، قاهره، تونس، طرابلس، عمان و ... دستهایی شده اند گره کرده در هم که پشت همه ی تفاوت ها و اعتقادات و فرهنگ ها به این باور و ایمان رسیده اند که دیکتاتور رفتنی است."

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

به نام خالق آزادی
می دانم که باد جریحه دار،
بدجوری از جانب تشنگی می وزد،
با این حال، من هنوز هم امیدوارهمان پیاله ی آبم
که شب، ناشناسی غریب کنار پنجره نهاد و رفت . . .

این روزها باد از شمال افریقا می وزد؛ از مصر، که زمانیست شاهد آتش و خون و فریاد و اشک برای رسیدن به کلمه ای است که آزادی خوانده می شود.

این روزها، میدان التحریر قاهره، قلب تپنده ی خاورمیانه است که امید به عدالت را به رگهای بی رمق باز می گرداند. آن ها که این روزها به خیابان های قاهره کوچ کرده اند و نان و دموکراسی را شعار می دهند، روزهایی نه چندان دور، حسرت خیابان های سبز تهران را می خوردند که از آتش وخون و فریاد و اشک پر بود و آزادی کلمه ای بود که با مشت، فریاد می شد.

این روزها اما مهم نیست که منشا انقلاب تونس و مصر و غرش کشورهای عربی، تهران ۵۷ است یا تهران ۸۸؛ مهم این است که دومینوی دیکتاتورها، اولین ضربه را خورده. مصادره ی خواست های یک ملت برای فرار از واقعیت، دروغ، زندان، زندان، زندان، اعدام، زور و اسلحه و باز کردن پای تازه به دوران رسیده های بی ریشه به میدان، راه حل نخواهد بود. مهم این است، که هر حکومتی در مصر روی کار بیاید، حتی اگر حکومتی اسلامی باشد، هیچ وقت تکرار یک دیکتاتوری اسلامی آنگونه که امروز در این دیار شاهد آن هستیم، نخواهد بود. مهم درس گرفتن است، برای رسیدن به آنچه می خواهیم و ایمان داریم که درست است، مهم بازگشتن آن شور خفته به نگاه و در و دیوارهای شهر است که سبز باشد یا سفید، درد و زجر را بپوشاند، مهم همین تلاش و جنب و جوشی است که برای راهپیمایی ۲۵ بهمن شاهد آن هستیم که نتیجه ی مطلوب را بدهد یا نه، همان امید است برای تلنگر، برای ضربه، برای شکستن حفاظ محکم ترین دیکتاتوری منطقه که خود را در گورهای خاوران و بهشت زهرا، پشت دیوارهای اوین و رجایی شهر مخفی کرده و ترسان از افتادن، به طناب های دار متوسل شده.

مهم این است، که امروز،تهران، قاهره، تونس، طرابلس، عمان، . . . دستهایی شده اند گره کرده در هم که پشت همه ی تفاوت ها و اعتقادات و فرهنگ ها به این باور و ایمان رسیده اند که دیکتاتور رفتنی است.

ما جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه مازندران و صنعتی نوشیروانی بابل، ضمن حمایت از حرکات آزادی خواهانه ملت مصر و تونس، و تمامی مردم آزادیخواه خاورمیانه، اعلام می کنیم:

"همانند همیشه دوشادوش ملت هوشیار، آگاه و سبز ایران و با تاسی از شهدای جنبش سبز در به زیر کشاندن تخت دیکتاتور، تا آخرین قطره خونمان ایستاده ایم، و این بار هوشیارتر از همیشه از پای نخواهیم نشست. "

و اینک بیش از هر زمان دیگر ایمان داریم که:
" عزم و اراده مردم موجب رفتن شب سیاه خواهد شد.

صفار هرندی با شعار "مرگ بر دیکتاتور" دانشجویان سهند تبریز استقبال شد

صحن آمفی تئاتر دانشگاه صنعتی سهند تبریز امروز ۲۴ بهمن ماه بار دیگر شاهد فریاد اعتراضی دانشجویان به حضور حامیان دیکتاتوری ایران در دانشگاه بود.

به گزارش دانشجونیوز صفار هرندی وزیر سابق ارشاد و از اعضای سابق سپاه پاسداران به دعوت نهاد رهبری دانشگاه به مناسبت سالگرد ۲۲ بهمن در دانشگاه سهند تبریز حضور یافته بود که با اعتراض گسترده و پرشکوه دانشجویان این دانشگاه مواجه شد.

این برنامه با سخنرانی حجت الاسلام خدیوی، رئیس دفتر نهاد رهبری دانشگاه آغاز شد. وی در ابتدا پیرو اتفاقات قبلی روی داده در دانشگاه، و با توجه به جو اعتراضی دانشجویان سعی در آرام کردن آنها و تشویق دانشجویان به سکوت و عدم اعتراض به حضور صفار هرندی داشت.

صفار هرندی با بحث پیرامون صادر کردن انقلاب به سایر کشورها و کشیدن بحث به موضوعات کلی سعی در تحریف ماهیت انقلاب های مردمی سایر کشورها به ویژه انقلاب های مردمی مصر و تونس داشت. دانشجویان در اعتراض به این روند و نیز دیکتاتوری حاکم بر ایران و حضور عناصر کودتا در دانشگاه با خواندن سرود یار دبستانی و سردادن شعارهایی همچون "مرگ بر دیکتاتور" آمفی تئاتر دانشگاه را ترک کردند.

در پی این حرکت اعتراضی دانشجویان، صفار هرندی دانشجویان معترض را اغتشاشگر و عامل آمریکا خواند و اذعان کرد حضور او در دانشگاه های کشور همواره با اعتراض همراه بوده است.

لازم به ذکر است که در طی این مراسم بیانیه ی فعالین سیاسی دانشگاه تبریز و روزنامه کلمه و پیام میرحسین موسوی و مهدی کروبی در بین دانشجویان به صورت گسترده ای پخش شد. این اتفاقات در حالی رخ داد که حضور لباس شخصی ها و حراست در دانشگاه محسوس بود.

حضور صفارهرندی پیش از این در دیگر دانشگاه های کشور نیز با اعتراض گسترده مواجه شده بود. در یکی از این موارد دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر، با تجمعی گسترده صفار هرندی را پرتاب کفش بدرقه کردند.

به نظر می رسد صفار هرندی یکز از نفراتی است که هر از گاهی از سوی مسئولین امنیتی کشور برای بررسی شرایط و جو اعتراضی دانشگاه های کشور، برای سخنرانی به یکی از دانشگاه های فرستاده می شود.

v

۱۳۸۹ بهمن ۱۰, یکشنبه

فراخوان اتحادیه دانشجویان کوی دانشگاه تهران به تظاهرات در ۲۲ بهمن

اتحادیه دانشجویان کوی دانشگاه تهران در فراخوانی از مردم خواسته اند تا در یک راهپیمایی موازی با راهپیمایی دولتی در ۲۲ بهمن شرکت کنند.

به گزارش دانشجو نیوز، این گروه از دانشجویان در فراخوان خود نوشته اند: "از همه شهروندان آزادیخواه تهران می خواهیم تا در مکان ها و مسیرهای مشخصی، از قبیل میدان هفت تیر، تخت طاووس، میدان ولیعصر تا چهارراه ولیعصر، میدان نازی آباد و میدان خراسان حضور یابند و صدای اعتراض خود را به گوش مردم آزادیخواه دنیا برسانند.

متن کامل این فراخوان به شرح زیر است :


ملتی یکدل و یکصدا هرگز شکست نخواهد خورد

ملت شریف ایران

بار دیگر سالگرد انقلاب اسلامی فرا می رسد. انقلابی که سرنوشت ۳۲ ساله یک ملت را رقم زد. انقلابی که جز کشتار و اعدام، جنگ، دروغ، عوام فریبی، فساد، عقب ماندگی، به تاراج رفتن منابع و منافع ملی، تفرقه، نصیبی برای کشور و ملت نداشت. ۳۲ سال است که رژیم جمهوری اسلامی به بهانه حفظ انقلاب و ارزشهای انقلاب رأی و خواست مردم را به بازی گرفته است، و هر صدای منتقدی را یا به بند می کشد و یا بالای دار. هنوز حافظه ملت ایران آن همه قتل و کشتار وحشیانه اول انقلاب را از یاد نبرده است . هنوز قتل و کشتار سال های ۶۴ و ۶۷ در حافظه ملت ایران فراموش نشده است. مصیبت های 8 سال جنگ، تغییر قانون اساسی و دادن همه اختیارات و در رأس امور قرار دادن یک نفر به عنوان ولایت مطلقه فقیه و پشت پا زدن به خواسته های ملتی که انقلاب کرد، قتل های زنجیره ای، حمله به کوی دانشگاه تهران و ضرب و شتم دانشجویان، رواج دروغ ، تهمت، فساد وعادت شدن آن برای مسولان نظام، زندانی کردن هزاران مرد و زن آزاده ایرانی و پلیسی و امنیتی کردن جو جامعه و نفاق و تفرقه افکنی در میان ملت، اتفاقات رخ داده در جریان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و دزدیدن رأی مردم، سرکوب خونین تظاهرات مردمی، به گلوله بستن جوانان عزیز کشور از جمله ندا آقاسلطان و ده ها عزیز دیگر، پرت کردن مردم معترض از روی پل و زیر گرفتن مردم توسط ماشین نیروی انتظامی، توهین به مردم و خس وخاشاک خواندن آنها توسط رئیس جمهور انتصابی و میکروب خواندن مردم توسط شخص رهبری نظام جمهوری اسلامی، بیکاری و فقر روزافزون با وجود منابع سرشار ملی و حیف و میل کردن اموال و منابع ملی ،اجرای شتاب زده طرح هدفمند کردن یارانه ها و تحمیل فشار مضاعف بر اقشار کم درآمد و ضعیف جامعه و بدتر از همه اعدام های فله ای و بی رویه دو ماهه اخیر، چیزی نیست که وجدان بیدار یک ملت به سادگی از آن بگذرد.

ملت آزاده ایران، امروز که دنیا صدای اعتراض شما را شنیده و جنبش آزادیخواهی شما در حال فراگیر شدن است و ما شاهد بیدار شدن وجدان حق طلبانه و آزادی خواهانه مردم کشورهای عربی هستیم، و اعتراضات مردمی آنها کاخ دیکتاتورها و فرعونیان زمان را به لرزه درآورده است، وقت آن فرا رسیده تا بار دیگر دست در دست هم بدهیم وبا فریاد اعتراضمان به دنیا ثابت کنیم که سرنوشت دیکتاتوری سید علی همان چیزی است که بن علی به آن گرفتار شد.

ما گروهی از دانشجویان دانشگاه تهران با عنوان اتحادیه دانشجویان کوی دانشگاه تهران از عموم ملت آزاه ایران می خواهیم تا در راهپیمایی سبز ۲۲ بهمن شرکت کنیم و در یک راهپیمایی موازی با راهپیمایی دولتی ثابت کنیم که ملت ایران حامی و پشتیبان اعمال و رفتارهای وحشیانه و غیر انسانی رژیم نیست و نگذاریم بار دیگر رژیم جمهوری اسلامی با به تصویر کشیدن صحنه ی راهپیمایی ۲۲ بهمن، ملت ایران را به عنوان حامی و پشتیبان سیاست ها و اعمال ضد بشری خود، به دنیا معرفی کند و بیش از این نام ملت ایران را در دنیا بدنام کند. اتحادیه دانشجویان کوی دانشگاه تهران از همه شهروندان آزادیخواه تهران می خواهیم تا در مکان ها و مسیرهای مشخصی، از قبیل میدان هفت تیر، تخت طاووس، میدان ولیعصر تا چهارراه ولیعصر، میدان نازی آباد و میدان خراسان حضور یابند و صدای اعتراض خود را به گوش مردم آزادیخواه دنیا برسانند.اتحادیه دانشجویان کوی دانشگاه تهران از همه کسانی که این فراخوان را می خوانند می خواهد تا با تکثیر و تبلیغ آن ما را در انجام این رسالت بزرگ ملی یاری رسانند.

زنده باد ایران

زنده باد ملت ایران

اتحادیه دانشجویان کوی دانشگاه تهران

۱۳۸۹ آذر ۲۹, دوشنبه

ادامه فشارها بر فعالین دانشجویی شمال کشور

ایمان صدیقی دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل در روز یک شنبه به وزارت اطلاعات احضار گردید و مورد بازجویی 3 ساعته قرار گرفت.

به گزارش دانشجونیوز ایمان صدیقی روز یکشنبه پس از تماس تلفنی به وزارت اطلاعات احضار و مورد تهدید و بازجوئی قرار گرفت.

ایمان صدیقی دانشجوی محروم از تحصیل در جریان حوادث بعد از انتخابات از تحصیل در دانشگاه محروم و به دستور دکتر جانعلیزاده ریاست انتصابی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل از دانشگاه اخراج گردید. این عضو سابق ستاد مهدی کروبی در بابل به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام بیش از 150 روز در زندان به سر برد. وی در تابستان امسال به صورت مشروط از زندان آزاد شد.

بهاره هدايت در زندان به بيماری سنگ کيسه صفرا دچار شد

امین احمدیان همسر بهاره هدایت فعال دانشجویی و زندانی عقیدتی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که نزدیک به هشت ماه است که از ملاقات حضوری با همسرش محروم بوده است و علیرغم درخواست های مکرر به مقامات قضایی هنوز پاسخی به این درخواست ونیز درخواست مرخصی وی داده نشده است. او همچنین گفت که بهاره هدایت در زندان به عارضه سنگ کیسه صفرا دچار شده است و احتمالا نیازمند جراحی است.

او گفت هم اکنون بهاره هدایت به همراه جمعی دیگر از زندانیان سیاسی زن در بند موسوم به متادون نگهداری می شود که نسبت به بندعمومی زنان از امکانات بسیار محدودتری برخوردار است. او به کمپین گفت: «‌فقط روزی چهل و پنج دقیقه تا یک ساعت درب را باز می کنند برای هواخوری. الان در یک سوییت ۳۰-۳۵ متری هستند که در بسته است و با کس دیگری تماس ندارند. خود بهاره می گفت که مکان نگهداریشان مانند سلول های جمعی ۲۰۹ اوین است. از روزی هم که به بند متادون بردند آنها را تلفن هایشان قطع است.

امین احمدیان در خصوص دسترسی به دیگر امکانات متداول زندانیانی که در بند عمومی نگهداری می شوند به کمپین گفت: « دسترسی به کتابخانه و مواردی از این دست ندارند. اگر چه بهاره می گفت که از نظر بهداشتی این بند از بند عمومی بهتر است. ولی از نظرهای دیگر مثل ورزش کردن چون بند عمومی باز است می توانند ورزش کنند. اما در این بند چنین امکانی را ندارند و یا اینکه همیشه امکان هواخوری وجود دارد.

وی درخصوص درخواست همسرش برای انتقال به بند عمومی گفت: « هم اکنون بیش از ۱۵ نفر در بند متادون هستند و درخواست کرده اند که به بند عمومی منتقل شوند اما موافقت نمی شود. در واقع تا الان که موافقت نشده است. اگر چه با تقاضای دو نفر به نام های زهرابهرامی و هنگامه شهیدی موافقت شد و آنها را به بند عادی بردند.

همسر بهاره هدایت در خصوص وضعیت سلامتی او به کمپین گفت: « چند ماهی بود که در گیر دل درد مزمن بود. بالاخره چند هفته پیش دکتر بهداری سونوگرافی نوشته برایش. تشخیص دادند سنگ کیسه صفراست. الان هم دو هفته هست منتظر دکتر جراح هستند که نظر بدهد که هنوز نیامده است.» آقای احمدیان تصریح کرد که بهاره هدایت پیش از رفتن به زندان بیماری نداشت واین بیماری محصول شرایط زندان است.

وی در خصوص امکان ارسال کتاب برای مطالعه در زندان نیز گفت: « کتاب هایی که می دهم بعضا عودت داده می شود. درواقع ممیزی می کنند. حتی کتابهایی که توی همین دولت و با مجوز ارشاد خودشان چاپ شده رو برمی گردانند.»

بهاره هدایت که با حکم بسیار سنگین ۹ ونیم سال زندان روبروست با توجه به تایید دادگاه تجدید نظر عملا به لحاظ حقوقی راه پیگیری برای تغییر حکم ندارد. مقامات دادستانی علیرغم مساعدت شفاهی از مرخصی دادن به او وبرخی دیگر از زنان زندانی خودداری کرده اند. هم اکنون به گفته آقای احمدیان هفته ای یک بار به مدت بیست دقیقه به صورت کابینی می تواند با همسرش صحبت کند و در حال حاضر هشت ماه است که ملاقات حضوری نداشته است. به گفته وی دادستان با درخواست برای ملاقات حضوری موافقت نکرده است. آخرین ملاقات وی با بهاره هدایت به ماه اردیبهشت ماه باز می گردد.

او در پایان به کمپین گفت: « چندماه پیش با دادستان ملاقات داشتم. خود دادستان هم با بهاره در زندان ملاقات داشته است و صحبت کرده است و صحبت هایش هم مثبت بوده است ولی عملا هیچ گشایشی نداشته است. با این حال روحیه بهاره -خداراشکر- خوب است.

بهاره هدایت در تاریخ ۱۰ دی ماه بازداشت شد وهم اکنون نیز در زندان اوین به سر می برد. دادگاه تجدیدنظر حکم ۹ سال زندان را که وی در دادگاه بدوی دریافت کرده بود قطعی اعلام کرد. بهاره هدایت به صورت جزیی ۲ سال از آن به دلیل توهین به رهبری، ۶ ماه به دلیل توهین به رییس جمهوری است. برای اقدام علیه امنیت ملی، نشر اکاذیب و تبانی برای تجمع ۵ سال مجموعا زندان به وی داده شده که با اضافه شدن یک حکم دو سال حبس تعلیقی- به دلیل برگزاری تجمع زنان در میدان هفتم که برعلیه قوانین زن ستیز بود -مجموعا ۹ و سال وشش ماه زندان به این فعال دانشجویی داده شده است.

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران

۱۳۸۹ آذر ۱۶, سه‌شنبه

بيانيه دانشجويان ساري


براي ديدن اندازه واقعي روي عكس كليك كنيد

۱۳۸۹ آذر ۱۵, دوشنبه

یک سال و نیم گذشت...اما همچنان طنین مرگ بر دیکتاتور ما لرزه بر اندام کودتاچیان میاندازد

یک سال و نیم از سرکوب و تجاوز و کشتار و بازداشت گذشت. حجت هایی بر ما تمام شد اما امروز ۱۵ آذر دوباره فریاد مرگ بر دیکتاتور طنین انداز شد. دوباره فریاد یا حسین میر حسین شنیده شد. آفرین بر تمامی دانشجویان شجاع این سرزمین.

دانشجو میمیرد ذلت نمیپذیرد/ تجمع امروز دانشجویان دانشگاه تهران

دانشكده فني 15 آذر 89 حدود ساعت 15(چند ساعت پيش)

هنوز دانشگاه تهران و دانشكده فني زنده است و در مقابل جور فرياد مي زند..

http://www.youtube.com/watch?v=NdNBgL6c03Q

با فریاد مرگ بر دیکتاتور و یاحسین میر حسین دانشجویان قهرمان روح تازه در جنبش سبز دمیده شد

و یدئو تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه تهران - ۱۵ آذر ۱۳۸۹
http://www.youtube.com/watch?v=qfUdC-X3fvg&feature=player_embedded

۱۳۸۹ آذر ۱۲, جمعه

بنابه گزارشات رسیده به "فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران" در پی افشای فیلم شکنجه های ضدبشری که سال گذشته در بند 1 زندان گوهردشت کرج روی داد و در آن اظهارات زندانیانی مانند بهرام تصویری ،محسن بیک وند،سامان محمدی در مورد تجاوز جنسی با باتون ، شکستن دست و پای زندانیان و سایر اعمال ضد بشری را تشریح می کردند. انعکاسی گسترده وموجی از خشم و نفرت در ایران و جهانیان برانگیخت. این مسئله باعث شد که یکی از شعبه های بازپرسی دادگاه انقلاب کرج را ناچار کند تا در مورد آن تحقیق نماید.
در این راستا روز پنجشنبه 11 آذرماه زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی یکی از شاهدان این جنایت برای تشریح مشاهدات خود به شعبۀ 14 بازپرسی دادگاه انقلاب ناحیۀ 3 کرج فراخوانده شد. زمانی که آقای جاوید تهرانی عازم بازپرسی دادگاه بود یکی از بازجویان وزارت اطلاعات با لحن تهدید آمیزی او را خطاب قرار داد و گفت:«جاوید حواست باشه توی دادگاه چه میگویی ،تو 11 ماه دیگر مهمان مایی و میتونه هر اتفاقی برایت بیفتد».
همچنین زمانی که او را به دادگاه منتقل می کردند 2 افسر پاسدار به نام های مهران آقایی و امیر مختاری سعی داشتند که به او پابند بزنند که با مخالفت شدید آقای جاوید طهرانی مواجه شد و ناچار به عقب نشینی شدند. این دو پاسدار سپس اقدام به تهیۀ گزارشی دروغین نمودند که در آن ذکر شده است که با آنها برخورد فیزیکی داشته است.
زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی تمامی مشاهدات خود را که حاکی از شکنجه های قرون وسطایی و ضدبشری بود تشریح کرد و همچنین تهدیدات بازجوی وزارت اطلاعات را یادآور شد. سپس زندانیان که مورد شکجه قرار گرفته بودند مانند؛محسن بیک وند،سامان محمدی،حسن شریفی و بهرام تصویری برای تشریح شکنجه ها به بازپرسی آورده شدند. این 4 زندانی تهدید شده بودند در صورت افشای شکنجه ها آنها را به قتل خواهند رساند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، تهدید به حذف فیزیکی زندانیان سیاسی و سایر زندانیان به صرف افشای شکنجه های قرون وسطایی را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به جنایت علیه بشریت در ایران است.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
12 آباد 1389 برابر با 03 دسامبر 2010
گزارش فوق را به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
http://hrdai.net
info@hrdai.net
http://hrdai.blogspot.com
pejvak_zendanyan10@yahoo.com
pejvakzendanyan@gmail.com
Tel.:0031620720193
استفاده از گزارشهای فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران تنها با ذکر منبع مجاز است

پيش به سوي 16 آذر براي دانشگاه آزاد ساري

در يادآوري ايستادگي ها و مبارزات دانشجوياني كه براي حقوق ملت ايران در چند دهه اخير خصوصاً در چندين ماه اخير در مقابل حاكميت مستبد ايستادگي كرده و خواستار حقوق مردم شده اند ما از شما دانشجويان دانشگاه هاي كشور بخصوص دانشجويان دانشگاه آزاد واحد ساري خواستار شركت در تجمع اعتراضي در روز 16 آذر 89 هستيم تا به ديكتاتور نشان دهيم كه نمي توان مقابل رويش جوانه ها ايستادگي كرد وعاقبت ديكتاتوري چيزي جز شكست ديكتاتور نيست واين ماهستيم كه با ايستادگي در مقابل استبداد به پيروزي مي رسيم با اميد به فردا روشن براي ايران و ايراني






انجمن اسلامی نوشيروانی بابل: پس نيك به ۱۶ آذر بينديش و بسنج، "نوشيروانی آزاد يا نوشيروانی كلهم دربند"

در آستانه فرا رسیدن ۱۶ آذر شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي نوشيرواني بابل با انتشار بیانیه ای خواستار آزادی ۳ دانشجوی دربند این دانشگاه (سيد ضياء نبوي ، محسن برزگر و نيما نحوي) شده است.

به گزارش دانشجو نیوز، در قسمتی از این بیانیه آماده است: "دست از كينه بردار اي لجوج كه ما جز صلح و صلاح نمي خواهيم. هم كلاسي هاي ما را آزاد كن كه اين كينه توزي هاي تو نسبت به ما چيزي جز هيزم آتش خانه ات نخواهد شد. مخواه كه اين آتش زير خاكستر بيدار شود كه خود نيك مي داني آتش دماوند اگر لبريز شد به خود نيز رحم نخواهد كرد."


متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

به نام دادار هور
چند صباحي بيش تا روز تولد ما باقي نمانده است. تمام جنبش دانشجوئي در تكاپوي اين روز است به جز نوشيرواني. اين روز بر خلاف همگان براي نوشيرواني روز غم است زيرا آنگاه كه سه آذر اهورائي ما دربندند، نوشيرواني حتي لبخند را بر خود حرام مي داند. چه جاي شور و شعف است آنگاه كه صندلي هم كلاسي هاي ما خالي است. چه جاي آرامش آنگاه كه پاره هاي تنمان مدت هاست شايد لحظه اي نياسوده اند.

ديگر چه جاي جشن و سرور كه اين روز برايمان روز عزاست در نبود جگرگوشه هايمان.

آري! روزي ما را قلب تپنده شمال كشور مي خواندند اما امروز هيچ كس از آنچه بر ما رفته بي خبر نيست. همه ديده اند جاي چنگ و دندان استبداد را بر پيكرمان و حتي مي دانند كه ديگر خوني در تن نداريم به جز خون دل و همه شاهدند همه اينها را به جرم اصلاح بر ما روا داشتند و ديدند كه اين كينه توزان چگونه يارانمان را براي سوزاندن جگرهايمان به اسيري مي برند. اي كاش كينه كنار مي نهادند و دست دوستي ما را براي مصلحت مُلك مي فشردند اما حتما امروز خوشحال اند كه ديگر تير سه شعبه اي كه بر اين قلب پر تلاطم نشاندند كار خود را كرده و اين آخرين تپش هاي عمرش است. اما زهي خيال باطل!

ما امزوز تير زهرآگين بر دل همچنان ايستاده ايم و اين بار فرياد مي زنيم:

" اينجا نوشيرواني است ، دماوند خفته مازندران "
ما قلب فسرده زمينيم
از درد ورم نموده يك چند
و حاصل اين همه كينه ورزي استبداد چيزي نيست جز يك صدا كه در گوش ما مي خواند:
شو منفجر اي دل زمانه
آن آتش خود نهفته مپسند
هُراي تو افكند زلازل
از نيشابور تا نهاوند
وز برق تنوره ات بتابد
زالبرز اشعه تا به الوند

دست از كينه بردار اي لجوج كه ما جز صلح و صلاح نمي خواهيم. هم كلاسي هاي ما را آزاد كن كه اين كينه توزي هاي تو نسبت به ما چيزي جز هيزم آتش خانه ات نخواهد شد.

مخواه كه اين آتش زير خاكستر بيدار شود كه خود نيك مي داني آتش دماوند اگر لبريز شد به خود نيز رحم نخواهد كرد.

دست از كينه و لجاجت بردار و بگذار برادرانمان سيد ضياء نبوي ، محسن برزگر و نيما نحوي به آغوش گرم دانشگاه بازگردند والا نوشيرواني نزد آنها مي رود.

پس نيك به ۱۶ آذر بينديش و بسنج!
" نوشيرواني آزاد يا نوشيرواني كلهم دربند"

شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشگاه صنعتي نوشيرواني بابل
آذر ۸۹

۱۳۸۹ آذر ۱۰, چهارشنبه

دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز: به یاد یک تاریخ ایستادگی در مقابل گام های استبداد قد علم خواهیم کرد





دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مر کز در آستانه فرا رسیدن روز دانشجو اقدام به صدور بیانیه ای اعتراضی کردند.

به گزارش دانشجونیوز دانشجویان دانشگاه آزاد با برگزاری تجمعات متوالی پیشتاز اعتراضات دانشجویی در سال گذشته بودند. این اعتراضات به حدی شدید بود که نیروهای امنیتی بارها مجبور به استفاده از خشونت در داخل محیط دانشگاه شدند که حملات وحشیانه به دانشگاه های آزاد مشهد و تهران مرکز از آن جمله بود.
همچنین گفتنی است "اشکان سهرابی" و "امیر جوادی فر" دو تن از شهدای جنبش سبز از دانشجویان دانشگاه آزاد هستند که جان خود را پس از وقایع مربوط به انتخابات از دست دادند.

در بیانیه صادر شده از سوی دانشجویان دانشگاه آزاد تهران مرکز، که علی رغم جو شدید امنیتی به صورت گسترده و همراه با ویژه نامه ی "کلمه" بین دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز و به خصوص در دانشکده فنی این دانشگاه توزیع شده است، با اشاره به حمایت و یکپارچگی دانشجویان واحد های مختلف دانشگاه آزاد در تجمعات اعتراضی سال گذشته، ضرورت بهره گیری از تجربیات به دست آمده عنوان شده است. همچنین دانشجویان خواستار خلاقیت و نوآوری در ادامه مبارزه و توجه به راهکار های دیگر مبارزه و مقاومت شده اند.

در این بیانیه آمده است: "راه های مبارزه و مقاومت بسیار است چه آنچه این راه ها فقط به حضور در خیابان نباید ختم شود.تمرین وتفکر و رسیدن به راه حلی جمعی و استقامت و از خود گذشتگی می تواند موجب اعتماد دانشجویان شود و سبب ساز حرکت های اثر گذار شود." در پایان نیز دانشجویان با وعده قرار دادن روز سه شنبه 16 آذر از دیگر همکلاسی های خود خواسته اند که در مقابل گام های ویرانگر استبداد ایستادگی کنند.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر می باشد:

آذری دیگر فرارسیده است. آذری که یادآور سال ها مبارزه دانشجویان این سرزمین با استبداد و خفقان است. آذری که نیمه آن را به نام ما دانشجویان نام گذاری کرده اند. آذری که پس از گذشت 57 سال از شهادت یاران دبستانی هنوز تازه است. آذر هر سال تکرار می شود و خاطره اش هر سال زنده تر.

تکرار آذر نه از آن حیث که آخرین ماه پاییز است بلکه از آن روست که هنوز در این سرزمین دانشجو به مسلخ برده می شود. هنوز دانشجو و استادش را به جای کلاس درس به زندان می برند. آذر هر ساله تکرار می شود و ترکه بیداد و ستم زخمش هر ساله تازه تر و هنوز هم به جای مرهم؛ نمک بر زخم هایش پاشیده می شود.

آذر امسال را در حالی سپری می کنیم که بیش از هشتاد تن از دانشجویان و نخبگان این سرزمین همان ها که قرار بود روزی آینده سازان این سرزمین باشند مشق آزادگی و ایستادگی را در کنج کنج دیوارها و سلول های زندان تمرین می کنند. البته دیر نخواهد بود که اینان همان آینده سازان خواهند شد.

بسیارند دانشجویانی که از سال گذشته در سخت ترین شرایط در سلول های مخوف زندان محبوسند. ما را چه شده؟ و چه بر سر ما آمده است که نه عید و نه بهاری داریم و نه حتی روزی که به اسم خود ماست!!؟ یاران دبستانی ما همچون "اشکان سهرابی" و "امیر جوادی فر" در سینه ایران زمین خفته اند و یا همچون "مهدی خدایی" و "علی ملیحی" و "حسن اسدی زیدآبادی" در بند هستند!!!

بیش از هفده ماه از تقلب گسترده در انتخابات و تاراج رأی و اعتماد مردم می گذرد و در این مدت مردم ایران زخم ها و رنج های بسیاری دیده اند. در طول این مبارزه دانشجویان همواره در صف اول نبرد با استبداد ایستاده اند و آماج بیشترین حملات بوده اند و از پرداخت هیچ هزینه ای دریغ نکرده اند.

سال گذشته سالی نیست که از خاطر ما دانشجویان برود. ورق دیگری از تاریخ این سرزمین است. آنجا که تاریخ از دانشجویان دانشگاه آزاد با افتخار یاد خواهد کرد. آنجا که دانشجویان دانشگاه آزاد همدلانه و شجاعانه در صف اول مبارزه قرار گرفتند. آنجا که بسیج و مزدوران استبداد در دانشکده فنی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز با هماهنگی با ریاست مزدور دانشگاه با باطوم و زنجیر و گاز اشک آور و ... چندین مرتبه وحشیانه به جان دانشجویان حمله ور شدند. آنجا که دوستان ما در دیگر واحدهای دانشگاه آزاد از جمله: تهران جنوب، علوم تحقیقات، کرج، قزوین و سایر دانشگاه ها به حمایت و یاری ما برخواستند.

در طول جنبش سبز که با یاری دانشجویان پیش رفته و می رود در اخلاق پیروز شدیم. در نهادینه کردن نفی خشونت، در گفتگوی جمعی، در آگاهی بخشی و شکستن انحصار رسانه ای استبداد پیروز شدیم. در این مدت تجربه ها اندوخته شده است که بایستی در ادامه مسیر سرمشق قرار گیرد.

امروز لزوم خلاقیت و نوآوری برای ادامه این راه سبز که برگزیده ایم بیش از پیش به چشم میخورد. در این رابطه باید به حرکاتی توجه شود که تاثیرگذاری بیشتر و هزینه کمتر داشته باشد. راه های مبارزه و مقاومت بسیار است چه آنچه این راه ها فقط به حضور در خیابان نباید ختم شود. تمرین و تفکر و رسیدن به راه حلی جمعی و استقامت و از خود گذشتگی می تواند موجب اعتماد دانشجویان و سبب ساز حرکت های اثر گذار شود. ابتکارات فردی و خلاقیت های گوناگون همه می تواند ادامه داشته باشد. حرکت های کوچک فردی، چند نفره و جمعی هیچ یک بی ثمر نخواهد بود. استفاده از تمام ظرفیت های موجود و تقویت اخلاق و دوستی ها و کمک رسانی به هم در کنار آگاهی بخشی عبور از این راه سخت را آسانتر خواهد نمود.

اما هیچ گاه صدای گام های ویرانگر استبداد را از یاد نخواهیم برد و به رسم یک تاریخ ایستادگی در مقابلش قدم علم کرده و خواهیم کرد.

باشد که به یاری فرد فردمان ایرانی سازیم آباد؛ دور از دستان استبداد !

وعده ی ما ١۶ آذر ۸٩
جنبش راه سبز آزادی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز

پخش هزاران نشریه تک صفحه ای در دانشگاه بین المللی قزوین در آستانه ۱۶ آذر



گروه وسیعی از دانشجویان دانشگاه بین الملل قزوین به مناسبت ۱۶ آذر، اقدام به پخش چندین شماره از نشریات تک صفحه ای "دانشجو" ، "اعتماد ملی" و "کلمه" کرده اند. این اقدام در حالی صورت میگیرد که دانشجویان دانشگاه بین المللی قزوین در طول ۲ سال گذشته تحت شدیدترین فشارها و تهدیدات نیروهای امنیتی و انضباطی قرار داشته اند.


به گزارش دانشجو نیوز، با انتشار گسترده این نشریات در سطح دانشگاه و خوابگاه‌های مرکزی خواهران و برادران، از دانشجویان خواسته شده که در اعتراضات روز ۱۶ آذر حضور بهم رسانند. در حال حاضر بیش از ۱۵ تن‌ از فعالین دانشجویی دانشگاه بین الملل قزوین، در حال گذراندن ایام محرومیت از تحصیل خود می باشند و چندین تن‌ از دانشجویان نیز به صورت قطعی با حکم اخراج و محرومیت از شرکت در آزمون‌های سراسری مواجه شده اند. این دانشجویان طبق دستور ریاست دانشگاه اجازه ورود به محوطه دانشگاه و رسیدگی به امور آموزشی خویش را ندارند.

شایان ذکر است که مسئولین دانشگاه در پی‌ دعوت و اطلاع رسانی وسیع دانشجویان به مناسبت فرا رسیدن "روز دانشجو" در اقدامی جدید با خانواده‌های برخی‌ دانشجویان تماس گرفته و با ادبیاتی بسیار زننده و رکیک به تهدید دانشجویان و خانواده‌ها پرداخته اند.

گزارش ها از دانشگاه بین المللی قزوین، همچنین حکایت از حضور ده‌ها نیروی امنیتی و لباس شخصی‌ در فضای داخلی‌ دانشگاه و خوابگاه دارد که با اعتراض دانشجویان همراه شده است.

گفتنی است که در روزهای آتی "بیانیه رسمی‌ دانشجویان دانشگاه بین المللی قزوین به مناسبت ۱۶ آذر" به همراه اعلام مواضع و برنامه‌ها منتشر خواهد شد.



۱۳۸۹ آذر ۸, دوشنبه

محمد حیدرزاده، از اعضای منتخب دفتر تحکیم وحدت، آزاد شد

پس از گذشت سه هفته از بازداشت چهار عضو منتخب دفتر تحکیم وحدت، محمد حیدرزاده، یکی از دانشجویان بازداشت شده صبح امروز با قید وثیقه آزاد شد.

به گزارش دانشجو نیوز، محمد حیدرزاده، محسن برزگر و علیرضا کیانی در روز ۱۶ آبان ماه و علی قلی زاده در روز ۱۴ آبان ماه دستگیر و سپس به زندان اوین منتقل شدند. پس از دستگیری این چهار فعال دانشجویی، روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت با انتشار بیانیه ای بازداشت فعالین دانشجویی را محکوم کرد و خواستار آزادی دانشجویان در بند شد.

دفتر تحکیم وحدت در بیانیه خود نوشت: "در روزهای اخیر و در حالی که به آذرماه، ماه فریاد دانشجویان علیه ظلم و استبداد، نزدیک می شویم شاهد بازداشت گسترده اعضای شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت هستیم. آقایان علی قلی زاده، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه شاهرود و دانشجوی ستاره دار دانشگاه تهران در مقطع کارشناسی ارشد، علیرضا کیانی، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه مازندران، محسن برزگر، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه نوشیروانی بابل، و محمد حیدرزاده، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی شهرکرد، در روزهای اخیر بازداشت شدند."

جمعی از فعالین فرهنگی-سیاسی دانشگاه شهرکرد نیز با انتشار بیانیه ای بازداشت چهار عضو منتخب دفتر تحکیم وحدت، را محکوم کردند و ۱۶ آذر امسال را در دانشگاه شهرکرد به نام محمد حیدرزاده نامگذاری نمودند. فعالین فرهنگی-سیاسی دانشگاه شهرکرد در بیانیه خود نوشتند: "ما فعالین فرهنگی سیاسی دانشگاه شهرکرد در محکومیت بازداشت نابخردانه محمد حیدر زاده و همسنگرانش علی قلی زاده ، محسن برزگر،علیرضا کیانی ضمن نامگذاری ۱۶ آذر امسال به نام «روز محمد حیدرزاده در دانشگاه شهرکرد» امیدواریم جشنی بزرگ را با حضور وی به عنوان نماد جنبش دانشجویی برگزار کنیم."

گفتنی است که بعد از دستگیری چهار عضو منتخب دفتر تحکیم وحدت، سیاوش حاتم، فعال دانشجویی و دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه بوعلی همدان که از اعضای شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت بود، در تاریخ سه شنبه ۲ آذر ماه دستگیر شد.

گمانه زنی میشود که افزایش فشار ها بر روی فعالین دانشجویی به مناسبت نزدیک شدن به روز دانشجو است.

دیدار جمعی از دانشجویان با خانواده مجید توکلی در آستانه ۱۶ آذر

جمعی از اعضای شورای عمومی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر به همراه فعالان دانشجویی در آستانه ۱۶ آذر با خانواده مجید توکلی، دانشجوی دربند این دانشگاه دیدار کردند.

به گزارش دانشجو نیوز، در این دیدار که در منزل پدری مجید توکلی در شیراز انجام شد، دانشجویان ضمن ستایش صبر و ایستادگی خانواده توکلی و شجاعت و صراحت فرزند این خانواده، این ویژگی ها را مایه افتخار جنبش دانشجویی و دانشجویان دانشگاه امیرکبیر دانستند.

خانواده توکلی نیز شرح مختصری از آن چه در سه سال اخیر و از زمان اولین بازداشت مجید در اردیبهشت ۸۶ تا کنون بر فرزندشان گذشته است ارائه کردند.‏ ایشان هم چنین به بعضی از ایرادات قضایی روند بررسی پرونده فرزند شان اشاره کردند و شرایط نا مطلوب و مخاطره آمیز زندان رجایی شهر را "نگران کننده" توصیف نمودند.

مجید توکلی فعال سرشناس دانشجویی در تاریخ ۱۶ آذر سال ۸۸ و پس از آنکه در دانشگاه امیرکبیر به مناسبت روز دانشجو سخنرانی کرد، دستگیر و سپس به زندان اوین منتقل شد. مجید توکلی در سخنان خود در این روز، ۱۶ آذر را روز "آزادی خواهی و استبداد ستیزی" ملت ایران خواند و افزود: "امروز، روزی است که آماده ایم تا در کنار همدیگر جمع بشویم، علیه استبداد بایستیم و تمام فریادمان را بر سر استبداد بزنیم."

مجید توکلی هم اکنون در زندان رجایی شهر کرج دوران محکومیت ۸ سال ونیم خود را می گذراند.





فراخوان جمعی از فعالین دانشجویی به مناسبت ۱۶ آذر: " تاکنون ایستادگی کرده ایم، از این پس نیزخواهیم ایستاد"

جمعی از فعالین دانشجویی فراخوانی را به منظور برگزاری مراسم روز دانشجو صادر کرده اند.

به گزارش دانشجونیوز این دانشجویان در فراخوان خود ضمن تاکید بر اهمیت برگزاری مراسمات اعتراضی در این روز آورده اند: " برما دانشجویان آزادی خواه است که در روز 16 آذر سکوت نکنیم و به انحا مختلف اعتراض خود را به استبداد نشان دهیم. بر مبارزین دانشجویی است که با توجه شرایط دانشگاه محل تحصیل خود برنامه های مستقل اعتراضی برگزار کنند. در حال حاضر تجویز یک شکل از حرکت های اعتراضی برای دانشگاه های مختلف با شرایط متفاوت نمی تواند نتیجه یکسانی داشته باشد. فعالین دانشجویی در دانشگاه محل تحصیل خود می بایست با در نظرگرفتن امکانات و محدودیت ها، ایده های جدید برای گرامی داشت روز دانشجو بپرورانند. برپایی تجمع و تحصن اعتراضی موثرترین راه برای تزریق روحیه مبارزه طلبی به شریان جنبش دانشجویی است. در صورت عدم امکان برگزاری تجمع، حرکات اعتراضی همه گیرتر و کم هزینه تر چون تعطیلی کلاس های درس و حتی تعطیلی دانشگاه و نیز شعار نویسی و پخش شب نامه های اعتراضی می تواند توسط فعالین دانشجویی در دانشگاه ها مورد توجه قرار گیرد."

مشروح فراخوان به شرح زیر است.


ما زنده به آنیم که آرام نگیریم / موجیم که آسودگی ما عدم ماست

سالی دیگر شد و 16 آذر دگری در راه است. روزی که بی شک در اذهان ایرانیان یادآور شجاعت، آزادگی و ایثار در راه آرمان های ملی یعنی حاکمیت مردم و عدالت است. نیم قرن پیش 3 آذر اهورایی به دست چکمه پوشان حکومت پهلوی و در دامان مقدس دانشگاه به خاک و خون نشستند و با شهادت خویش جوانه های آزادی خواهی و حق طلبی را تا ابد در دل و جان دانشجویان این سرزمین کاشتند. سالها از آن واقعه غم انگیزگذشت، و 3 آذر اهورایی نماد به حق ایستادگی در مبارزات دانشجویان شدند. نمادهایی که بی شک در استمرار جنبش دانشجویی نقش بسزایی داشته و خواهد داشت. جنبش دانشجویی که در برهه های حساس و سرنوشت ساز میهن همواره نقش مهم خود را ایفا کرده و خواهد کرد. انقلاب 57، 2 خرداد 1376، اعتراضات 18 تیر ماه 1378 و در نهایت انتخابات سال گدشته بی شک هریک نقاط عطفی در تاریخ این مرز و بوم پر گهر ایجاد کرده اند.

اما افسوس که این مبارزات مستمر تاکنون هدف غایی خود که همانا مردم سالاری و آزادی است را به دست نیاورده.

همواره دانشگاه، این محل پروراننده نورانیت و آگاهی، مورد تهاجم و تاخت و تاز شب پرستان بوده است. درپی انتخابات سال گذشته فجایع و مظالمی در حق جامعه دانشگاهی روا داشته شده که به جرات می توان گفت در تاریخ ایران بی سابقه بوده است. اگر کودتا گران در سال 1332 سه دانشجوی آزاده این مملکت را در دانشگاه تهران کشتند، نزدیک به نیم قرن بعد در همان دانشگاه فجایعی به مراتب دهشتناکتر از اسلاف خود در دانشگاه ها خلق کردند.

هنوز هم زخم ددمنشی شان در حمله به کوی دانشگاه تهران، دانشگاه شیراز، دانشگاه اصفهان، دانشگاه آزاد مشهد و ... جان و روح مان را می آزارد.
با این خیال باطل که روح آزادگی در دانشگاه ها خشک خواهد شد، ده هاتن از جوانان و دانشجویان را در مقابل دانشگاه به گلوله بستند، صدها دانشجو را راهی زندان کردند و شکنجه گران را مزد مزید دادند تا اعتراف ناروا و مضحک اخذ کنند، هزاران دانشجو از تحصیل در دانشگاه محروم شدند تا فرمایش پیامبر اسلام(ص) که گفتند "طلب العلم فریضة علی كل مسلم" در نظام جمهوری اسلامی به معنای کامل خویش تحقق یابد. اما ما با وجود این همه بدکاریها تاکنون ایستادگی کرده ایم. از این پس نیزخواهیم ایستاد.

و اما اکنون خطابمان با شما دانشجویان آگاه و مبارزین خستگی ناپذیر ره مقدس آزادی است.
ای مدافعین ارزش های انسانی و ای پاسداران خرد انسانی،

ما جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه های تهران از همرزمان خود در دانشگاه های مختلف در سراسر کشور می خواهیم تا حداکثر توان خود را برای پاسداشت خون شهدای جنبش سبز و رهانیدن اسرای دربند به کار گیرید و با تمام قوا برای برگزاری مراسم روز 16 آذر به پیش روید.
هرجند که برخوردهای ددمنشانه با فعالین دانشجویی در یک سال گذشته کمر جنبش دانشجویی را خم کرده است اما تنه این درخت سرو سربلند مستحکم تر از آن است تا با تیغ به کندی گراییده سرکوب منقطع شود. این درخت تنومند و پرغرور ریشه در خاک آزادگی و انسانیت دارد. تا زمانی که انسانیت در این مملکت زنده است، جنبش دانشجویی منتقد استبداد و بیداد، جاری و ساری خواهد بود.

برما دانشجویان آزادی خواه است که در روز 16 آذر سکوت نکنیم و به انحا مختلف اعتراض خود را به استبداد نشان دهیم. بر مبارزین دانشجویی است که با توجه شرایط دانشگاه محل تحصیل خود برنامه های مستقل اعتراضی برگزار کنند. در حال حاضر تجویز یک شکل از حرکت های اعتراضی برای دانشگاه های مختلف با شرایط متفاوت نمی تواند نتیجه یکسانی داشته باشد. فعالین دانشجویی در دانشگاه محل تحصیل خود می بایست با در نظرگرفتن امکانات و محدودیت ها، ایده های جدید برای گرامی داشت روز دانشجو بپرورانند. برپایی تجمع و تحصن اعتراضی موثرترین راه برای تزریق روحیه مبارزه طلبی به شریان جنبش دانشجویی است. در صورت عدم امکان برگزاری تجمع، حرکات اعتراضی همه گیرتر و کم هزینه تر چون تعطیلی کلاس های درس و حتی تعطیلی دانشگاه و نیز شعار نویسی و پخش شب نامه های اعتراضی می تواند توسط فعالین دانشجویی در دانشگاه ها مورد توجه قرار گیرد.

در آخر می خواهیم بر اهمیت انجام حرکات اعتراضی مجددا تاکید کنیم که در درجه نخست می تواند نشاط و روحیه مبارزه را بعد از دوره ای طولانی از سرکوب به دانشگاه بازگرداند. همچنین دانشجویان باید به خاطر داشته باشند که در صورت عقب نشینی در هر مرحله، دشمن با گستاخی بیشتری به پیش خواهد آمد.

جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه های تهران

فرشید آذر نیوش: پیام میر حسین موسوی در آستانه ۱۶ آذر موجی از امید و تبسم را در لایه های جریانات دانشجویی باز تولید کرد

نزدیک شدن به یکی‌ از تاریخی‌‌ترین روزهای دانشگاهیان یعنی‌ ۱۶"" آذر؛ یاد آور ایستادگی و مقاومت دانشجویان در برابر استبداد و دیکتاتوری‌های تاریخ؛ بسیاری از هوادران و فعالین جنبش سبز را با این سٔوال مواجه کرده که "چه تدابیری را برای نمایان ساختن صدای اعتراض خویش و همچنین همدردی و همبستگی‌ با یاران دبستانی در بندشان در برابر دولتمردان جمهوری اسلامی اتخاذ نمایند! "از سال گذشته بیش از ۱۰۰ تن‌ از فعالین دانشجویی به بهانه ی اعتراض و مخالفت بازداشت و روانه زندان‌ها و سلول‌های انفرادی شده اند که هم اکنون ۷۰ نفر از آنان تحت سخترین شکنجه ها در داخل زندان دوران محکومیت خویش را سپری می‌‌کنند، فراز و فرود‌های جنبش دانشجویی در کنار جنبش سبز و همچنین چیستی استراتژی‌های نوین دانشجویی بهانه‌ا‌ی شد تا با دو تن‌ از فعالین دانشجویی که به تازگی تیغ "اخراج و محرومیت از شرکت در کلیه آزمون‌های سراسری دانشگاه های کل کشور را خورده اند"

فرشید آذرنیوش: فعال دانشجویی کُرد دانشگاه بین الملل قزوین، دبیر کمیته پیگیری حقوق دانشجویان وعضو کمیته مطبوعات ‌ستاد میر حسین موسوی در قزوین

مصاحبه با این فعال دانشجویی به همان اندازه جالب و ارزشمند است که رمزگشایی از جعبه سیاه های متعدد جنبش دانشجویی در کنار جنبش اعتراضی مردم ایران؛ مشروح گفتگو را بخوانید:

آقای آذرنیوش ؛ جایگاه گفتمان دانشجویی را در جنبش اعتراضی اخیر چگونه ارزیابی می کنید؟

قبل از پاسخ به این سٔوال بنده می‌خواهم فلش بکی بزنم به مطالبات خود جنبش نه تنها در ۱۷ ماه اخیر بلکه یک قرن کوشش و مبارزه برای استقرار دموکراسی و مشروطه گری در ایران ؛ با اندکی‌ تساهل و تسامح مطالبات و اهداف مبارزاتی مردم در طول یک سال امیزه ای بوده از ملی‌ گرایی، آزادی قلم و عقیده، آشتی‌ با فضای مدرنیزاسیون و رها شدن از قید و بند‌های بنیاد گرایان حکومتی بوده است. آنچه که ما در طول قریب ۵۰۰ روز که از عمر جنبش سبز مردم ایران می‌‌گذارد دیده ایم دقیقا مصداق مبحث"فشار از پایین"در حوزه "جامعه شناسی‌" جنبش های اجتماعی محسوب میشود، همان حلقه‌یی که پیش از اینها همگام با تئوری چانه زنی‌ از بالا مطرح شده بود اما محقق نشده بود، به یکبار دیدیم که فشار از پایین در غیاب اهرم"چانه زنی‌ از بالا" شکل گرفت، یعنی‌ به طور گویا تر عرض کنم که به یکباره میزان قابل توجه از بخش‌های فعال جامعه مواجهه مستقیم در مقابل نظام کودتاگردر خیابان‌ها پرداختند. اعتراضاتی که استقرار دولت نهم و متعاقب آن انسداد کامل فضای سیاسی و فرهنگی‌ و حتی اجتمایی‌ واقتصادی مخصوصاً در "دانشگاه ها" در وقوع آن مباشرت کاملی داشته و نهایتأ پروژه‌های عظیم سرکوب و کشتارهای بی‌ سابقه که با پشت گرمی‌ نیروهای جوان نظامی و عقیدتی‌ انجام شد؛ دقیقا از همین زاویه قابل بررسی است، واقعه تلخ ۲۴ خرداد در کوی دانشگاه و شدت گرفتن ماشین سرکوب کودتاگرن شاهد خوبی‌ بر این مدعا است.

آنچه که دانشجویان در این چند دهه و به طور مشخص مقاطع زمانی‌ پس از دهه هفتاد به فضای عمومی‌ جامعه تزریق و تکثیر کردند ملغمه‌ای بوده از کوشش برای عملیاتی کردن پروژه‌های بر جای مانده از دولت‌های هفتم و هشتم همچون جامعه مدنی، حاکمیت قانون، روشنگری در مباحث دینی و فقهی‌، پرسشگری از نحوه مصرف سرمایه‌های عظیم سوختی توسط دولتمردان، و کوشش‌های آماری برای شفافیّت پرونده های کذایی تحصیلی‌ و شغلی‌ وزیران و موارد بسیاری که به تفسیر به آن پرداخته شده است. اگر بگوییم که بسیاری از مطالبات و دغدغه‌های اجتماعی و سیاسی توسط نهادهای دانشگاهی و دانشجویان تئوریزه شده و گفتمان فعلی‌ فضای داخل ایران با مطالبات چندین ساله دانشگاهیان به هم نزدیک شده که منجر به کشته و زخمی و ربوده شدن و بازداشت و اخراج دانشجویان بسیاری گشته، سخن به گزاف نگفته ایم.

به نظر شما چرا حاکمیت بعد از ظهور اعتراضات و بحران‌ها به بلافاصله در صدد زدودن علوم انسانی‌ در دانشگاه‌ها شده است ؟

آنچه که در ورای حرکت‌های اعتراضی تحت عنوان "مبارزات بی‌ خشونت" چه همزمان با انتخابات و چه بعد از آن منجر به شروع همه جانبه اعتراضات خیابانی و در راس اش؛ زیر سٔوال رفتن مشروعیت سران کودتاگر نظام شد، مشخصا به تغذیه فکری و آموزشی فعالین جنبش و حتی عامه معترضین به شاخص‌های اصیل و شناخت شده در علوم انسانی‌ ربط پیدا می‌کند. آنچه که سنجه‌های علوم انسانی‌ و اجتماعی از جنبش‌های موفق و در عین حال نتیجه بخش به نمایش گذشته؛ نمایه‌ هایی‌ بوده از مبارزات مسلمات آمیز با هزینه‌های انسانی‌ بسیار کمتر. مسلما اعتقاد داشتن به اینگونه مبارزات نیازمند تئوریز سازی‌های عمیق فلسفی‌ همچون شکاکیت نسبت به بنیان‌های مطلق فکری که " ردّ اندیشه ولایت فقیه" در این مقال می‌ گنجد و هم چنین کنار گذاشتن جزم اندیشی‌ در مباحث نظری و البته تاکتیک مآبانه جامعه شناختی‌ مدرن می‌‌باشد. اقتدار طلبان در مواجهه با یافته‌های علمی‌ و پژوهشی حوزه هایی‌ از علوم انسانی‌ نظیر علوم سیاسی، فلسفه، جامعه شناسی‌، روان شناسی‌ و حتی حقوق هیچ گونه آلترناتیو دیالکتیک و با ثباتی را ارائه نکرده اند البته این سخن بدین معنی‌ هم نیست که آن فاجعه‌یی که در سال ۱۳۵۹ اتفاق افتاد تحت عنوان"انقلاب فرهنگی‌"هیچ تغییری در علوم انسانی‌ ایجاد نکرد که ما اکنون شاهد این تغییرات باشیم، در بدو این حرکت مهمترین رشته حوزه علوم انسانی‌ مثل "علوم سیاسی"با تعطیلی سه ساله مواجه شد که بعدا هم با اسلامی سازی‌های گسترده‌ای مواجه شده و از سال ۶۲ مجددا از سر گرفته شد. پس شاهد هستیم که کودتاگران در همهٔ مقاطع خصوصا به هنگام ظهور بحران‌های عظیم سیاسی و اجتماعی و برای از بین بردن مخالفین خویش قبل از همه چیز، حملات گسترده‌ای را بر علیه علوم انسانی‌ ترتیب داده اند.

بحث بومی سازی علوم انسانی‌ در دانشگاه‌ها هم که چندی است باب زبان مسئولین فرهنگی‌ و دانشگاهی شده حاصلی جز بر جای ماندن پاره‌ای نظریات حداکثری از انگاره‌های ایدئولوژیک نداشته است. وقتی‌ سنجه‌های علم روان شناسی‌ و جامعه شناسی‌ عمیقا برخورد با شهروندان مخل اجتماع و یا به تعبیر حاکمیت"اراذل و اوباش"در قالب طرح "امنیت اجتماعی" با مختصات بسیار کذایی و خشونت آمیز نیروهای غیر مسول را ردّ می‌‌کند و یا حتی علوم اقتصادی به افزایش تورم در اثر نقدینگی و تکثیر پول در جامعه در قالب طرح‌هایی‌ نظیر "سهام عدالت" و "حذف یارانه ها" تاکید می‌‌کند، در چنین حالتی راهی‌ که دولتمردان در پیش گرفته اند پاک کردن صورت مساله یا همان نادیده گرفتن ذات و نتایج این علوم هست که در نهایت منجر به حذف علنی این علوم شده است. و نکته بسیار مهم دیگر برخورد ضربتی محافظه کاران داخلی‌ با هدف تغییر در اندیشه‌های شناخته شده سیاسی که با دست پاچگی و اضطرار هرچه تمامتر صورت گرفت؛ شما ملاحظه فرمایید اینها نظریه پردازن با سابقه اصلاحات نظیر "سعید حجاریان" و حتی سعید شریعتی‌ را که آنچنان هم در شکل دادن اعتراضات داخل ایران هم تاثیری نداشتند به دادگاه‌ها کشاندند محاکماتی که نه برای یک شخص و یا گروه بلکه در یک کلام "مؤاخذه علوم انسانی‌" محسوب می‌‌شود!

به همگرایی گفتمانی مردم و دانشجویان اشاره کردید به نظرتان؛ تا چه میزان گفتمان و ساختار جنبش سبز با مطالبات جنبش دانشجویی اصیل در هم تنیده شده اند ؟

با توجه به اشاره صریح بنده به اشتراکات گفتمانی نسبی‌ جنبش‌های دانشجویی در ایران با فضای عمومی‌ جامعه؛ باید عرض کنم که این در هم تنیدگی به طور مشخص با زده شدن کلید انتخابات دهم ریاست جمهوری بیش از پیش خودش را نمایان کرد، آنچه که ما در طول این مدت از جنبش سبز دیده ایم تا حدی حاصلی بوده از کوشش‌ها و طراحی‌های دانشجویان یا بهتر بگویم نزدیکی‌ گفتمانی دانشگاهیان با بدنه اجتماعی با پر شور شدن این اعتراضات نقش غیر قابل انکاری داشته است.آنچه که ما در ۱۶ آذر سال گذشته دیدیم نمایشی بیپرده بود از همین در هم تنیدگی ها؛ این اولین باری بود درحیات ۳۱ ساله جمهوری اسلامی "روز دانشجو"که غالباً هرساله در در داخل دانشگاه‌ها برگزار می‌‌شد با دخالت قشر وسیع از معترضین سبز در حمایت از دانشجویان همراه بود،مردمی که در ۱۶ آذر سال ۸۸ به خیابان‌های اطراف دانشگاه‌ها آمدند، فراتر از بحث اعتراض و تداوم سلسله مبارزاتی خویش برای استعفای دولت کودتا، به نوعی نمایشی خاطره انگیزی بود از همبستگی‌‌شان با دانشجویان زخم خورده که پیش از این یکبار نیز در۲۴ خرداد سال گذشته و یا حتی ۱۸ تیرماه سال ۱۳۷۸ که با بی‌ مهری‌های دلتمردان اصلاحاتی مواجه شده بودند. مصداق بارز این در هم تنیدگی و همبستگی‌ را می‌‌توان در اعتراض و واکنش‌های بی‌ نظیر و همه گیر مردم به بازداشت دانشجویان و تحقق خواسته‌های آنان بوده است. آنچنان که ناظر بوده ایم؛توامان با تکیه بر مطالبات اصیل از طرف لایه‌های عمومی‌ مردم و شبکه‌های اجتماعی سبز، بحث "تحقق وعده‌های دانشگاهیان و آزادی هر چه سریعتر دانشجویان در بند"را در صدر محور‌های مطالباتی خویش گنجانده اند.

با توجه به اشاره‌های شما مبنی بر برخوردهای بی‌ سابقه قضایی‌ و انضباطی با دانشجویان سراسر کشور، به زعم شما اساسا چرا برخورد جمهوری اسلامی با دانشگاهیان از شدت بیشتری برخوردار بوده است؟

با توجه به وارسی و فیلترینگ اجتماعی خاصی‌ که در ایران وجود دارد لایه‌های فردی و اجتماعی تحت کنترل شدید نیروهای امنیتی و اطلاعاتی‌ ایران قرار دارد،این سخن بدین معنی‌ نیست که دولتمردان با زیرکی و اقتدار به این مهم دست پیدا کرده، بلکه برعکس آنقدر بی‌ خرادن و شعبان بی‌ مخ‌ها را در داخل پرورش داده که در فضای جامعه به تکثیر وحشت و اختناق مشغولند. ساده بگویم تحلیل حاکمیت از شرایط ویژه بعد از انتخابات در حد بازداشت‌های قرون وسطایی و کاملا غیر قانونی‌ تقلیل پیدا کرد یعنی‌ مشخصا کودتاگرن همان لیست ۱۰۰ نفر فعال سیاسی و اجتماعی را در اولین گام دستگیر کرد این دستگیری‌ها حتی گریبان گیر دگر اندیشان نیز گشت همان دگر اندیشانی و هنرمندان که به قول آقای خامنه‌ای قرار بود برخوردی با آنها صورت نگیرد چرا که آنها هیچ جدال آنچنانی‌ با حکومت نداشته اند، اخراج و بازداشت و بازنشسته کردن اساتید دگر اندیش حوزه علوم انسانی‌ از آن نمونه بوده اند به تدریج کوچکترین شاخه‌ها و رابطین این فعالین نیز دستگیر شده و تحت شدید‌ترین و غیر انسانی‌‌ترین شکنجه‌ها و برخورد‌ها برای اعترافات مضحک قرار گرفتند اعترافاتی که مختصات‌شان با دست نوشته‌های زندانیانی چون "حمزه کرمی و عبدالله مومنی و حتی آریا آرام نژاد خواننده مازندرانی از وضعیت بازجویی کاملا مشخص گردید، تصور کنید در اوج این شرایط وحشتناک و پر خطر این دانشجویان بوده اند که در کنار اندک نیروهای چراغ خاموش مدنی در متن و بطن جامعه فریاد‌های آزادی خواهانه خویش را بر سر دیکتاتورهای پوپولیست و عوام فریب بر آورده و چهره واقعی‌ این چماق به دستان را به مردم شناسانده اند.

این سخنان مرادف این نیست که دانشجویان در قبال سایر فعالان مدنی و بازیگران اپوزیسیون کشور از آزادی و یا حتا توان لازم برخوردارهستند. این موضوع را می‌خواهم عرض کنم که شدیدترین سرکوب بعد از کودتای انتصاباتی ۲۲ خرداد ۸۸ بلافاصله دو روز بعد آن یعنی‌ در ۲۴ خرداد ماه در کوی دانشگاه تهران بر علیه دانشجویان بی‌ دفاع بوده است طوری که به جرأت می‌گویم نهایت وحشیگری و تمامیت قدرت نظامی سرکوبگرانه حکام جاعل در تاریخ معاصربه ثبت رسید و یا حتی حملات گسترده به دانشجویان دانشگاه‌های آزاد مشهد،حمله به دختران دانشگاه شیراز و و همچنین دانشگاه قزوین و همدان گویای این مدعا است. به نظر می‌‌رسد کودتاگران به خوبی‌ و بسیار دیر دریافته اند که دانشجویان به هیچ وجه در مقابل آنان تسلیم نشده و صحنه پیکار را ترک نخواهد گفت. حال شما تصوّر کنید همه این تلاش‌ها در حساس‌ترین مقاطع زمانی‌ صورت می‌گیرد، تلاش‌های که بر روی زمین مین‌های اطلاعاتی‌ و امنیتی انجام می‌‌گیرد، که در مقابل تنها اقدام و عکس‌العمل دولت و بخش‌های امنیتی دستگیری و تهدید و اخراج هست.اقداماتی که همواره توسط حکام دیکتاتور و فاسد بکار گرفته و تماماً به دور شکست انجامیده است. باور ما این هست که حفظ قدرت و ثروت فرصت هرگونه چاره اندیشی‌ و نگاه کارشناسانه از حاکمان امروزی ایران گرفته است، چرا که بخش قابل ملاحظه زندانیان خصوصا بعد از انتخابات بخش متخصص و راهگشای کشور هستند که فداکارانه پیگیر مطالبات مردم و دانشجویان بوده اند، فراموش نخواهد شد نامه های دیکتاتور شکن مجید توکلی، عبدالله مومنی، مجید دری و ضیا نبوی و یا حتی یادداشت‌های معصومانه شبنم مدد زاده همه و همه حکایت از شکست افتضاح آمیز بازجویان اطلاعاتی‌ و امنیتی و رسوایی شخصیت های کذایی نظام حاکم شده است و دقیقا همین موضوع به قدری آن‌ها را عصبانی کرده که دیوانه وار عرصه را بر دانشجویان بسته و آنها را روانه سیاهچاله‌های نایبان امام زمان می‌‌کنند

با پیش فرض قرار دادن محرومیت ها و بازداشت‌های بی‌ سابقه فعالان دانشجویی سراسر کشور و حاکم بودن شرایط بسیار ویژه امنیتی و اطلاعاتی‌ در دانشگاه ها که در پاسخ هایتان به آن اشاره داشتید چه راهکارهایی را برای بازیابی قوای اعتراضی دانشگاه ها پیشنهاد می‌کنید؟

دلایلی که این روزها جنبش دانشجویی را با انفعال مقطعی و سکوت تاکتیکی مواجه ساخته، نه ترس و واهمه از اقتدار طلبان، بلکه خلق فرصت‌هایی‌ است برای بازیابی و سنجیدن پتانسیل‌ها و مطالبات فعلی جامعه است.

مطابق با این مفاهیم و پیش فرض‌ها تعاریف جدیدی از مبارزه و اعتراض سازمان یافته به دست می‌‌آید. آنچه که ما امروز از وضعیت جنبش اعتراضی مشاهده می‌کنیم مطلقاً رکود و خمودگی محسوب نمی‌‌شود بلکه چرخش و تغییر فاز مبارزتی مردم هست، به باور بنده دانشگاه‌ها هم در حل طی‌ کردن چنین پروسه‌ها و فاز هاست.

به ضرس قاطع عرض می‌کنم که دانشجویان تاثیر انکار ناپذیری در بحث "تئوریزه سازی"گسترش شبکه‌های اجتماعی و تبدیل کردن فضا‌های رسانه‌ای به افشاگری و اعتراضات مدنی و جهانی‌ داشته است چه در بحث راه اندازی کمپین‌های اعتراضی و چه شکل دادن مجازی گفتگو و هم اندیشی‌ با رهبران جنبش; مطالبات آزادی خواهانه مردم به طور جدی در دانشگاه‌ها تا حدی به شکل زیرزمینی در حال پیگیری است. خودکامگان حکومتی در این اندیشه اند که با مواجه ساختن دانشجویان با احکام بسیار سنگین انضباطی و همچنین قضایی‌، دانشگاه‌ها را تبدیل به گورستان‌های با خاک یکسان شده مطلوب‌شان خواهند کرد اما غافل از اینکه قویترین و با انگیزه‌ترین حلقه‌های دانشجویی با راهبردهای موثر و تعریف شده در حال شکل گیری است، آن ها در پی‌ سنگین تر کردن احکام نجومی قضایی‌ قصد دارند دانشجویان را به انزوا بکشانند, هنر و بصیرت‌شان را در نسبت دادن پاکترین و نخبه‌ترین نسل‌های دانشگاهی به احزاب و گروه‌های مسلح و معاند نظام،نشان میدهند. دلیلش روشن هست حتی قانون‌های سراسر مردود شان هم نتوانسته این دانشجویان را با احکام خاصی‌ مواجه کند و ناخواسته دست به دامن"اتهمات مضحکی همچون ارتباط با مجاهدین،سازمان‌های جاسوسی و موسسات مشابه" شده اند.

اما چیزی که در این شرایط مهم مینماید در بند بودن ۷۰ دانشجوی سراسر کشور که بخش عمده ای از آنان نیز نخبه‌ها و سرمایه‌ای علمی‌ بوده و در بسیاری از المپیاد‌های رسمی‌ کشور حائز مقام بوده اند،هم اکنون پشت میله‌های زندان اند اره به طور مشخص بهترین دوران تحصیلی‌ و اجتماعی خویش را باید صرف قدرت طلبی و دروغ پردازی‌های بی‌ سابقه سکان دارن نظام‌شان سازند.به نظر می‌‌رسد در این فضا شدت گرفتن جریان اعتصابات سراسری و همه گیر و تحریم‌های مقطعی دانشجویان خصوصا با توجه به امنیتی شدن بی‌ سابقه فضای دانشگاه‌ها و انسداد کلیه تشکل‌ها و نشریات منتقد،مکانیزم هایی‌ نسبتا سازنده و کم هزینه محسوب میشوند

شرکت فعالانه دانشگاهیان در نقد و پرسشگری معادلات سیاسی دولت و وزنه‌های شناخت شده نظام و حتی چهره‌های سبزاندیش و متعاقب آن شفاف سازی برای مردم و طبقات پایین جامعه در این مقطع از ضروریات کارکردی دانشجویان برای بالفعل ساختن مطالبات جنبش آزادی خواهانه مردم ایران می‌‌باشد.با توجه به نزدیکتر شدن روز ملی‌-تاریخی‌ دانشجویان در ایران پیش بینی‌ می‌‌شود روند احضارها ی فله‌ای و بازداشت‌های خودسرانه افزایش یابد،فلذا لازم می‌‌بینم یک نکته اساسی‌ را برای دانشجویان یاد آور شوم،مشخصا عرض می‌‌کنم بسیاری از رفتار‌های که نیروهای امنیتی و اطلاعاتی‌ با دانشجویان داشته،از اساس رفتارهایی خلاف قانون و مقررات آئین دادرسی جمهوری اسلامی مصوب نمایندگان مجلس است.ماده‌های ۱۰۸ و ۱۱۶ بخش چهارم آئین دادرسی کیفری صراحتاً به احضارها ی کتبی‌ برای جلب و بازداشت متهمین اشاره دارد.این در حالی‌ است که روند بازداشت دانشجویان در چند سال اخیر یا با احضارهای تلفنی بوده یا با یورش‌های ناگهانی و عمدتاً شبانه بوده است.بر همین منوال در بسیاری از مورد وزارت اطلاعات و نیروهای امنیتی بدون مجوز‌های قضایی‌ اقدام به احضار‌هایی‌ خود خواسته ی دانشجویان می‌‌نماید که این موضوع کاملا خلاف قوانین هست.فلذا پیشنهاد بنده دقیقا بر همین مطلب استوار است که دانشجویان دانشگاه‌ها از مراجعه به ‌ستاد‌های خبری وزارت اطلاعات به خاطر احضارها ی تلفنی امتناع نمایند.



در آستانه ۱۶ آذر هستیم و باتوجه به بیانیه اخیر میر حسین موسوی و فشار‌ها و محدودیت‌های احتمالی‌ جنبش اعتراضی دانشجویان؛ گمان زنی‌‌ها برای حضور حداکثری دانشجویان در تجمعات اعتراضی همچنان ادامه دارد، پتانسیل‌های موجود را برای از سر گیری این اعتراضات را چگونه ارزیابی می‌‌کنید؟

استنباط بنده این هست که با توجه به دستگیری‌های گسترده و حتی فشارهای بی‌ سابقه انضباطی و امنیتی که فضای داخلی‌ دانشگاه‌ها و مؤسسات عالی‌ و حتی مدارس آموزشی را آلوده ساخته،موج نارضایتی و مخالفت‌ها در درون جریانات دانشجویی پایتخت و حتی شهرستان‌ها به صورت ملموسی دیده می‌‌شود.هم چنان که قبلا نیز اشاره کردم برخوردهای قضایی‌ و تکثیر فضای رعب و وحشت به صورت مطلق برای کودتاچیان حکومتی ثمر بخش نبوده و فقط به عنوان یک مکانیزم لرزان و قهقرایی در صدد کنترل گروه‌های دانشجویی در شرف انجام است.به عبارتی می‌‌توان گفت هنوز کنش‌های سیاسی دانشجویان در برابر حاکمیت به قوّت خویش باقی‌ است، حتی ده‌ها فعال دانشجویی که در مرکز فشار‌ها و شکنجه‌های دولتمردان ایران و پشت میله ها، تقاص حقیقت گویی و مسولیت پذیری در قبال ملت را به نمایش گذشته اند؛ با نامه‌ها و شکایاتی که از مخوف‌ترین جریان‌های نظامی کشور اعم از سپاه و اطلاعات و و حتی شخص احمدی نژاد منتشر ساخته اند گویای زنده بودن جنبش دانشجویی و مطرح بودن به عنوان مزاحمان اصلی‌ و کابوس قدرت طلبان داخلی‌ دارد.

به جرأت می‌‌توان گفت که نگارش این نامه‌ها تابو شکنی اپوزیسیون دانشگاهی در طول چند سال اخیر محسوب می‌‌شود که تمامیت نظام آغشته به خون را با سردرگمی و تزلزل مواجه ساخته است؛به نظر بنده موج این نارضایتی‌‌ها با افق امید بخش این نامه‌ها و رشادت‌ها در هم آمیخته شده و فضای دانشگاه‌ها را بیش از هر چیزی برای اعتراضات و التهابات پیش رو، مهیا خواهد ساخت؛ عکس تحلیل دولتمردان امروزی که قلع و قمع را برای پایان دادن به اعتراضات و تجمعات انتخاب نموده اند،بنده معتقدم نسل جدیدی که وارد دانشگاه شده اند با ذهنیات آغشته به مطالبات و آزادی خواهی‌ سیاسیون در بند ؛باب جدیدی را در شکل گیری اعتراضات و حتی خط و مشی‌های دانشجویی گشایش خواهند داد چرا که در بسیاری از آن‌ها هم در پروسه کودتایی، رای و تاریخ شان توسط فاسدان قدرت به تاراج برده شد و با تلخی‌‌ها و ناکامی‌های بسیاری با به عرصه دانشگاهی گذشته اند.

بی‌ راه نیست سخن به یاد ماندنی مبارزین سیاسی ناظر بر اینکه "زندانی کردن نیروهای سیاسی،اعتقادات و تفکراتشان را با سرعتی باور نکردنی گسترش خواهد داد، قطع به یقین این تکثیر روحیات و شجاعت‌ها و تفکرات سیاسی زندانیان چه در عرصه دانشگاهی و چه در فضای عمومی‌ جامعه گسترش یافته و در حال ثمره بخشی است.

اما پیام میر حسین موسوی خطاب به دانشجویان که در آستانه روز تاریخی‌ دانشجویان صورت گرفت که ایشان ماه "آذر"را ماه دانشجو خواند با فرض انتقاداتی که تا کنون به شخص ایشان و حتی این بیانیه وارد هست، تا حد زیادی فضای دانشگاه‌ها و موسسات عالی‌ را تحت تاثیر قرار داده و موج نسبی‌ از امید و تبسم را در لایه به لایه جریانات دانشجویی باز تولید کرد؛ اینکه میر حسین موسوی بعد از مدت‌ها اقدام به انتشار پیامی خاصّ برای دانشجویان داشته فی‌ نفسه حرکت بسیار مثبت و قابل ستایشی است. البته قائل به این هستیم که این پیام ایشان تفاوت‌هایی‌ نیاز با بیانیه‌های سابق نیز داشت چرا که لحن متفاوت او در سخن گفتن از ردّ قدسی‌ بودن قدرت و تشابه حاکمان امروزی و به طور مشخص رهبر فعلی‌ جمهوری اسلامی با فرعون و اشاره مستقیم ایشان به سرمایه سه میلیونی دانشجویان را قطعاً باید به فال نیک‌ گرفته شود، البته انتقاد از این جهت که ایشان اشاره بسیار کمی‌ به وضعیت دانشجویان دربند داشته و اصلا یادی از ایستادگی ها در مقابل بی‌ رحمانه‌ترین شکنجه‌های بازجویان ولایت فقیه و حتی وضعیت نامناسب خانواده‌های دانشجویان و قدردانی از دست نوشته‌های دانشجویان سبز در بند نکرده، که این روز‌ها یک تنه رویای استقرار دولت سبز و آزادمان را به ساحل واقعیت نزدیک ساخته اند، و نکته حائز اهمیت اینکه سکوت محافل دانشگاهی خصوصا در ۱۶ آذر پیش رو امکان مانور قدرت و سرکوب‌های بیشتر و به تعبیری قتل عام‌های عمومی‌ را افزایش خواهد داد و دستگیری جدی‌ترین همراهان جنبش سبز مردمی ایران یعنی موسوی و کروبی را به همراه خواهد داشت. فلذا باور بنده این هست که شکل دادن اعتصابات سراسری و هماهنگ شده با سایر دانشگاه‌ها و حفظ کردن نیروهای تازه نفس دانشگاهی نه تنها در کاهش سرکوب‌ها و عقب نشینی کودتاچیان تاثیر خواهد داشت، بلکه نهایتاً منجر به از سر گیری تدریجی‌ مبارزات و اعتراضات مردمی در داخل نیز خواهد شد.

آخرین سٔوال در مورد تداوم این برخوردها است، دقیقا سٔوال این هست که بر خورد با دانشجویان تا چه زمانی‌ ادامه پیدا خواهد کرد؟

به ضرس قاطع عرض می‌‌کنم که تا زمانی‌ این دولت نا مشروع بر آماده از کودتا و سردران نو ظهور سپاهی، قطب نمای نظام را در دست دارند این برخورد‌ها و سرکوب‌ها نه تنها برای دانشجویان بلکه برای همه طبقات و بخش‌های جامعه کنونی ایران ادامه پیدا خواهد کرد. ادله سخنان و ادعا های مطروحه را با مصداقی روشن می‌‌کنم، بنگرید رفتار و منش تمامیت خواهان در قبال خودی‌ترین نیروهایشان موسوم به "اصولگرایان منتقد"یا به تعبیری بهتر بنیادگرایان غیر همسو با دولت که همیشه در بیانات خامنه‌ای به محرم‌های کشتی‌ نظام یاد می‌‌شود ؛با بی‌ رحمانه‌ترین شکل از دایره قدرت حاکم کنار گذشته شده اند؛ از محمد خوش چهره "مدیر بخش اقتصادی ستاد احمدی نژاد در انتخابات دور نهم ریاست جمهوری و نماینده چند دوره مجلس جمهوری اسلامی ایران"تا عماد افروغ و سعید ابوطالب که اینک به منتقدین سرسخت دولت احمدی نژاد تبدیل شده اند و یا حتی خود لاریجانی رئیس مجلس خامنه‌ای،، تا همین امروز این دایره خودی‌های نظامشان در داخل تنگ و تنگ تر شده اما همچنان جزم اندیشان حاکم اذعانی به اشتباهات و افتضاحات خویش ندارند، مقصود من از بیان این حقایق؛ دقیقا حمل به موضوع برخورد با فعالان دانشجویی می‌‌باشد چرا که آن‌ها حتی به نیروهای اصیل و هم خطّ خویش و با وجود تاکیدات مراجع تقلید شان که منافعشان نیز در گرو حفظ نظام است نه بهائی می‌‌دهند و نه رحمی میکنند،حال با این وجود تصور کنید آنها بخواهند به مخالفین اصلی‌ خود مخصوصاً دانشجویان رحم کنند؛ مطلقا نه!بلکه سنت رفتاری سه دهه این حاکمیت نشان داده که با گذشت زمان و فروکش کردن اعتراضات و فشار‌های خیابانی این حملات و دستگیری‌ها افزایش یافته تا به هدف مورد نظر خویش که همان تصفیه کامل دانشگاه‌ها در قالب تکمیل پروژه کودتا و فتح دانشگاه‌ها نائل آیند.

۱۳۸۹ آذر ۲, سه‌شنبه

بیانیه شماره ٢ فعالان دانشجویی برای اعتصابات سراسری در دانشگاهها به مناسبت روز دانشجو

بیانیه شماره ٢ فعالان دانشجویی برای اعتصابات سراسری در دانشگاهها به مناسبت روز دانشجو
بیانیه شماره ٢ فعالان دانشجویی برای اعتصابات سراسری در دانشگاهها  به مناسبت روز دانشجو

جرس: در پی انتشار فراخوان جمعی از فعالان دانشجویی برای اعتصابات سراسری دانشگاهها به مناسبت ۱۶ آذر و روز دانشجو و استقبال دانشجویان دانشگاههای مختلف سراسر کشور از این موضوع، بیانیه شماره ٢ این فعالان دانشجویی با ارائه پیشنهاداتی جهت اعتصاب و اعتراضات هماهنگ و منسجم، منتشر شد.


این فعالان دانشجویی در بیاینه شماره یک خود، که ابتدای هفته جاری آن را منتشر کرده بودند، دانشجویان را به اعتصاب سراسری در تاریخ های ۱۵ و ۱۶ و ۱٧ آذر امسال فراخواندند.


به گزارش منابع خبری جرس، متن بیانیه شماره ٢ فعالان دانشجویی برای ایجاد هماهنگی و ارائه پیشنهاداتی جهت اعتصابات دانشجویی به شرح زیر است:

از آنجایی كه اولین بیانیه این گروه در آستانه فرارسیدن ماه آذر و ماه دانشجو و فراخوان برای اعتصابات سراسری دانشجویی در سراسر دانشگاه های تهران و شهرستان ؛با استقبال زیادی در سایت های خبری و اجتماعی و در محافل دانشجویی روبه رو شد؛ ما جمعی از دانشجویان دانشگاه های تهران در راستای تحقق هر چه بهتر این اعتصاب و منسجم بودن و هماهنگ بودن آن در پوشش یك اعتصاب واقعی سراسری دانشجویی برنامه های خود را پیشنهاد می دهیم :

۱- در روز ۱۵ آذر ماه همه دانشجویان بایدبا حضور در دانشگاه از رفتن به كلاس درس خود داری كرده و در مقابل دا نشكده های مربوطه تجمع نمایند. دانشجویان در این روز می توانند با در دست داشتن پلاكارد یا عكسهایی با مضمون دانشجو و ۱۶ آذر برای فردای آن روز كه ۱۶ آذر ماه می باشد برنامه ریزی كنند.ما از همه دانشجویان می خواهیم تا رفتن به كلاس درس را در این روز و روز های بعد تعطیل كنند.در دانشگاه هایی كه چند دانشكده نزدیك به هم دارند دانشجویان می توانند با به هم پیوستن به هم فریاد اعتراضات خود را در صحن دانشگاه طنین انداز كنند.همچنین با دادن پیام هایی در قالب بیانیه و اطلاعیه از دانشجویان سایر دانشگاه های كشور از دولتی و ازاد گرفته تا پیام نور و هر دانشگاه دیگری بخواهند كه به جمع اعتصابیون بپیونندند. برای جلوگیری از اتفاقات به دور از شان فعالیت مدنی كه ممكن است مثل هر زمان دیگری نیروهای خودسر به راه بیندازند دانشجویان باید هوشیار و آگاه باشند.


عزیزان دانشجو نیاز به گفتن نیست كه اگر در این روز بتوانیم به این شیوه و با اعتماد و شجاعت كامل عمل نمائیم قطعا نه تنها برای روزهای بعد منسجم تر و هماهنگ تر شده ایم بلكه با برد خبری آن می توانیم دانشجویان بیشتری را با خود همراه كنیم.

٢- در روز ۱۶ آذر ماه همه دانشجویان با برگذاری مراسم بزرگداشت روز دانشجو محكم تر از دیروز باید فریاد حق طلبی و آزادی خواهی خود را سر دهند. در این روز نیز دانشجویان باید از رفتن به كلاس درس خودداری كرده و در صحن علنی هر دانشگاه تجمع كرده وخواسته های خود را در قالب بیانیه اعلام بدارند. از آنجایی كه جای جای ایران عزیز امروز روزهای سخت و دردناكی را به خود می بیند این وظیفه ملی و انسانی ما دانشجویان به عنوان قشر تحصیل كرده می باشد كه در قبال سرنوشت كشورمان و ملت مان و خودمان احساس مسئولیت كنیم و انزجار خود را از وضع آشفته كشورمان نشان دهیم. همه ما می دانیم كه چه انسان های آزاده و بی گناهی كه امروز در زندان های حکومت نامشروع جمهوری اسلامی گرفتار آمده اند؛ همه ما از كشته شدن دوستان و همكلاسی هایمان به دست عوامل حکومت باخبریم؛ همه ما دوستان و همكلاسی های دربند مان را هنوز می شناسیم و هر روز می شنویم از فشار ها وشكنجه هایی كه بر آنها روا داشته می شود؛ همه ما اوضاع بد و دردناك اقتصاد ملی را به خاطر سیاست های سو و كینه توزانه رژیم با تمام وجود لمس می كنیم؛ همه ما شور واشتیاق و امید مردم را دیدیم و دیدیم كه خودكامه گان چطور یاس و نا امیدی و افسردگی را به چهره ملت ما پاشیدند؛ همه ما هنوز یاد سهراب ها و ندا ها و كمانگر ها را در خاطرمان گرامی می داریم؛ همه ما می دانیم كه چشم امید ملت دردمندمان به ما به عنوان جوانان تحصیل كرده و دانشگاهی دوخته شده و می دانیم كه جمهوری اسلامی از به بند و زنجیر كردن و كشتن و اعدام ابایی ندارد و مثل خون آشامی است كه هر روز از خوردن خون ملت بیشتر لذت می برد.


با همه اینها این وظیفه ملی و انسانی ماست كه در حد توان خود انزچار و تنفر خود را نسبت به این اوضاع اسفناك اعلام داریم. روز ۱۶ آذر كه روز گرامیداشت سه دانشجوی شهید و كشته شده راه آزادی و عدالت هست فرصت بسیار مناسبی است تا جنبش دانشجویی برای اولین بار متفاوت از همیشه و در قالب یك جنبش سراسری و منسجم این دین خود را جامه عمل بپوشاند. در این روز دانشجویان باید خواستار بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی و عقیدتی شده و محاكمه عاملین این جنایت ضد بشری را خواستار شوند. دانشجویان باید بر مسأله استقلال و آزادی دانشگاه تاكید كرده و خواستار بازگشت اساتید دلسوز و گرانقدر بازداشت شده و اخراج شده به جمع دانشگاه شوند. در این روز همچنین باید یاد شهدای سبز گرامی داشته شود تا نشان بدهیم كه یاد آنها هنوز زنده است و جنبش مردمی سبز زنده تر. دانشجویان بعد از برگذاری مراسم بزرگداشت ۱۶ آذر در حالی كه عكس ها و نماد های روز دانشجو و جنبش سبز را به همراه دارند در صحن دانشگاه دست به راهپیمایی های آرام بزنند.


٣- در روز ۱٧ نیز دانشجویان باید با حضور در دانشگاه ها از رفتن به كلاس درس خودداری نمایند و یك بار دیگر با جمع شدن در مقابل دانشكده ها بر مواضع خود پافشاری كنند. بعد از آن با تشكیل اجتماعات بزرگ تر اقدام به راهپیمایی آرام در دانشگاه نمایند.
دانشجویان باید بدانند كه ۱۶ آذر روز دانشجوست و خیلی از یاران دبستانی و همكلاسی های ما امروز در زندانهای پوشالی رژیم نامشروع گرفتار آمده اند. ما باید در این روز خواستار آزادی هر چه سریع تر همكلاسی هایمان و بازگشت سرفرازانه آنها به جمع دانشگاه باشیم
عزیزان امید است كه با یاری شما در این سه روز برای اولین بار در تارخ جنبش دانشجویی ایران متفاوت ظاهر شویم.
در پایان از همه از همه دوستانی كه این بیانیه را می خوانند می خواهیم در گسترش آن ما را یاری دهند. از كسانی كه در سایت ها و شبكه های اجتماعی اینترنتی فعالیت می كنند می خواهیم تا این بیانیه را به صورت گسترده منعكس نمایند. الان به خاطر جو امنیتی و پلیسی حاكم بر جامعه هر كدام از ما خود یك لیدر برای این اقدام مبارك و عظیم محسوب می شویم. هر فرد باید این خبر را به نوبه خود چه در سطح دانشگاه ها و چه در سطح خوابگاه های دانشجویی و یا سایت های خبری و یا حتی رسانه های شنیداری و دیداری منعكس نماید.


جمعی از دانشجویان دانشگاه های تهران( دانشگاه تهران- دانشگاه علامه طباطبایی- دانشگاه علم وصنعت ایران- دانشگاه امیر كبیر- دانشگاه صنعتی شریف- دانشگاه شهید بهشتی- دانشگاه تربیت معلم تهران )


گفتنی است گروهی از دانشجویان و همچنین فعالان دانشجویی جنبش سبز مقیم خارج از کشور نیز، در آستانه فرا رسیدن ١۶ آذر و روز دانشجو، طی فراخوانی از دانشجویان ایرانی سراسر جهان خواستار گرامیداشت این روز و سازماندهی مشترک برای برگزاری مراسم همزمان شده بودند.


۱۳۸۹ آذر ۱, دوشنبه

حبس و شلاق محکومیت یک فعال دانش‌جویی

روز یک‌شنبه، با صدور حکمی از سوی دادگاه انقلاب، امیر‌احمد منظمی از فعالان دانش‌جویی دانش‌گاه آزاد تهران جنوب به یک‌سال حبس تعزیری و 74 ضربه شلاق محکوم شده است.

به گزارش هرانا، وی در تاریخ 29 آذر ماه هنگام شرکت در مراسم آیت‌اله منتظری بازداشت و پس از یک ماه بازداشت در بند 209 زندان اوین با قرار وثیقه آزاد شد‌.

دادگاه این دانش‌جو در 11 آبان ماه به ریاست قاضی پیر‌عباسی برگزار و به اتهام اجتماع و تبانی علیه نظام و اخلال در نظم عمومی به یک‌سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم شد.