۱۳۸۹ فروردین ۱۱, چهارشنبه

احضار چند تن از دانشجويان دانشگاه رازى ـ

كميته انضباطى دانشگاه رازى كرمانشاه چند تن از دانشجويان این دانشگاه را احضار كرد. بنا به گزارش كردستان و كردنيوز، پس از اين احضار براى پنج تن از اين دانشجويان حكم تعليق از تحصيل به مدت يک ترم صادر شده است. اسامى اين دانشجويان عبارتند از: محمد اسماعيلى ـ روشنک اميريان ـ نازنين چراغى ـ مجيد شيخ انصارى و محديث ميرقوامى. همچنين عارف عبدلى ـ پوريا کاروان و پوريا نادريان نیز از ديگر دانشجويانى هستند که طى اين مدت به کميته انضباطى دانشگاه رازى كرمانشاه احضار شده اند

بازداشت احمد ميري قائم مقام جبهه مشاركت مازندران

جرس:سيد احمد ميري قائم مقام جبهه مشاركت مازندران، جانباز دفاع مقدس، استاد دانشگاه مازندران و فرماندار سابق بابلسر و رامسر در دولت اصلاحات روز گذشته بازداشت شد.

ميري پيش از عيد به دادسراي بابل احضار شده بود اما بدون آنكه برگ احضاريه به دست وي برسد در تعطيلات نوروزي و طي يك تماس تلفني از سوي معاون دادستاني بابل از اين احضاريه باخبر شد. وي ظهر دیروز به اداره اطلاعات بابل مراجعه كرد كه پس از ساعتي بازداشت و به اداره اطلاعات ساري منتقل شد.

در هفته آخر اسفند نیز سروش و شهميري دو فعال اصلاح طلب بابل بازداشت شده بودند و احتمال مي رود بازداشت ميري در ادامه اين بازداشت هاي فعالان اصلاح طلب بابل باشد.

۱۳۸۹ فروردین ۸, یکشنبه

فرزند منتظری : پیکر همسر آيت الله در اختیار حکومت است!

در پى اعلام خبر درگذشت همسر آيت الله حسينعلى منتظرى در ساعات اوليه بامداد شنبه 27-3-2010 يعنى صد روز پس از رحلت آن مرجع اصلاح طلب، مخالفان از مواجه شدن خانواده ايشان با محدوديت ها و موانع توسط نيروهاى اطلاعاتى، امنيتى و انتظامى برای برگزاری مراسم عزادارى و تشييع جنازه خبردادند. حجت الاسلام سعيد منتظرى فرزند آیت الله العظمی منتظری در مصاحبه كوتاهى با جرس (وبگاه جنبش راه سبز) با اشاره به این محدودیتها اظهار داشت: "صبح امروز از سوی وزارت اطلاعات فردی به دفتر مراجعه کرده و رسما اعلام کرده است که اجازه برگزاری مراسم تشییع را نداریم". فرزند آيت الله منتظرى گفت: "وزارت اطلاعات از بیت آیت الله خواسته است که مطابق برنامه ای که از سوی حکومت برای برگزاری مراسم تشییع تدارك ديده شده، اقدام کنند". وى افزود: "درحال حاضرپیکر مادر دراختیار حکومت است، هر کاری که می خواهند انجام دهند ولی از ما انتظار نداشته باشند که در آن مشارکت داشته باشیم". سعيد منتظری يادآور شد: "عمر مجاهدتهای مادر، بیش از عمر بسیاری از مسئولان است. ایشان از زمانی که با آیت الله منتظری ازدواج کردند تا سن 83 سالگی که دار فانی را وداع کردند، همواره در همه سنگرها درکنار پدر بودند و لحظه ای از آرمانهایی که داشتند عقب نشینی نکردند". ...

بی‌خبری مطلق از وضعیت میترا عالی، دانشجوی دانشگاه شریف

بی‌خبری مطلق از وضعیت میترا عالی، دانشجوی دانشگاه شریف کمیته گزارشگران حقوق بشر - با گذشت نزدیک به ۲۰ روز از بازداشت میترا عالی، دانشجوی كارشناسی ارشد رشته مهندسی پزشكی دانشگاه شريف هیچ اطلاعی از وضعیت وی در دسترس نیست و پیگیری‌های خانواده و دوستان وی تاکنون بی‌نتیجه بوده است. در روزهای منتهی به سال جدید تعدادی از زندانیان سیاسی آزاد شده و برخی از آنان با خانواده‌های خود ملاقات داشتند اما میترا عالی حتی یک تماس تلفنی با خانواده‌اش نداشته است. این دانشجوی دانشگاه شریف پیش از این دوبار طی یورش نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت شده بود. عالی در تاریخ ۱۹ اسفندماه جهت دریافت وسایل توقیف‌شده‌اش به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات مراجعه کرد و از آن تاریخ ناپدید شده است. میترا عالی، دوره کارشناسی را در دانشگاه صنعتی امیرکبیر پایان داد و با رتبه‌ی هفت در مقطع کارشناسی ارشد وارد دانشگاه شریف شد

شرايط طاقت فرسا و غير انسانی بهروز جاويد طهرانی در سلول های انفرادی معروف به سگدونی

زندانی سياسی بهروز جاويد طهرانی ۱۷ اسفند ماه با يورش وحشيانه حسن آخريان رئيس بند۴ و پاسداربندها او را با ضرب وشتم و تهديد به قتل به سلولهای انفرادی بند ۱ زندان گوهردشت کرج معروف به سگ دونی منتقل کردند.آقای جاويد طهرانی در روزهای بعد از انتقال به سلولهای انفرادی چند بار به حفاظت و اطلاعات زندان برده شد و گفته می شود که او در اطلاعات زندان توسط کرمانی و فرجی تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفت. همچنين در طی اين مدت چند بار به زير ۸ برده شد و تو سط حسن آخريان رئيس بند ۱ مورد اذيت وآذار قرار گرفت.حسن آخريان کينه حيوانی نسبت به اين زندانی سياسی دارد و سال گذشته توسط اين فرد مورد ضرب وشتم قرار گرفت و به بند ۱ زندان گوهردشت کرج منتقل شد و از آن زمان تا به حال همچنان در ميان زندانيان عادی و خطرناک بسر می برد.

نامه درخواست آزادی عبدالله یوسف‌زادگان از ریاست قوه قضاییه به امضای المپیادی‌ها و دانشجویان علوم انسانی

جناب آیت‌الله لاریجانی، شما خود از حوزویانی هستید که سالیان سال در وادی مباحث نظری فلسفه، فقه و حقوق سیر کرده‌اید؛ از این رو حضور شما در رأس دستگاه قضایی کشور این نوید را داشت که دانشجویان و پژوهشگران ایرانی ملجأ و مرجعی در نظام قضایی خواهند یافت. امیدمان این بود (و هست) که در دوران ریاست شما بر قوه‌ی قضاییه، اهل اندیشه از گزند تندروی‌های جاری اندکی خلاصی می‌یابند. باور داشتیم که حضرتعالی می‌دانید قدر استعدادهای درخشانی را که تنها از سر دغدغه‌های انسانی و اخلاقی به کار فکری و پژوهشی در علوم انسانی دل می‌بندند، همان‌ها که از معیشت و فراغت خود می‌گذرند تا از مسئولیت‌شان در قبال کشور نگذرند. آیا پاسخ شریف‌ترین و فرهیخته‌ترین فرزندان این سرزمین زندان‌های "نامعلوم" و بازجویی‌های "با چشم‌بند" و غیراصولی است؟ آیا می‌دانید بر ذهن و ضمیر پاک آن‌ها چه می‌رود در این بازداشت‌گاه‌های بی‌نام و نشان و سلو‌ل‌های انفرادی؟ آیا در آستانه‌ی سال نو سزای خانواده‌شان بی‌خبری و سردرگمی و واهمه‌ی بی امان است؟ چرا عبدالله یوسف‌زادگان، صاحب مدال طلای المپیاد ادبی کشور و از استعدادهای بالفعل فرهنگی کشور، باید سال نو را پشت میله‌های زندان بگذراند؟ و به راستی دستگاه قضایی نظام جمهوری اسلامی ...

ضرب و شتم و اهانت به آيت الله بروجردی در زندان

همسر آیت الله العظمی منتظری صبح امروز به دیدار معبود شتافت



بانوی بزرگوار و فداکار، حاجیه خانم ربانی، همسر مکرمه حضرت آیت الله العظمی منتظری که عمری به همراه فقیه عالیقدر مصائب فراوان را تحمل نمود و در راه خدا استقامت ورزید به رحمت ایزدی پیوست. پیکر مطهره آن مرحومه روز یکشنبه 8 فروردین ماه 1389 ساعت 10 صبح از بیت ایشان به سمت حرم مطهر حضرت معصومه تشییع خواهد شد.

دل نوشته دختر دکتر علی اکبر سروش


به نام خدا

از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح

بوی زلف تو همان مونس جانست که بود

جز عشق چه می توان دید؟ آن دم که بزرگ مردی آن چنان از شور سرشار است که با فاصله های بدرنگ ، باز هم ، گرمای ایمان و اراده اش را به همه و همه می بخشد .

چگونه می توانم بگویم دورم از پدری بزرگ ، حال آنکه زمزمه های معنویش را به گوش جان می شنوم و چگونه می توانم بگویم نزدیکِ نزدیکم ، حال آنکه نبود حضور سبزش ، کلام سحرانگیزش ، بارقه های معنویش و رأفت نگاهش ، رنگ از رخ بهار برده است ؟

آری ! زیستن عشق و شهامت می طلبد ، که گر جز این باشد خواب و خوری بیش نیست .

هزار غنچه می شکفد ، هزار پرنده می خواند ، هزار درخت سبز می شود ، هزار شعاع از ستیغ کوه می تابد ، اما سرخی شرم همچنان بر گونه ی بهار پیداست که چگونه می توان بدون قرآن خواندن پدر ، سالی را تحویل کرد و یا مقلب القلوب را سر داد ؟

بیست بهار را با تو آغاز کردم و به یمن صلابت کلامت در دعای تحویل سال، تمامی سال را با دلگرمی به سر بردم …چگونه می شود بدون خیره شدن در چشمانت شب های بهار را به گونه ای شاعرانه و عارفانه ورق زد ؟ …نه…نمی شود…سخت است…

اما با خودم که خلوت می کنم ، صدایت را ، در هر جایی که باشی ، می شنوم که می گوید :

غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل شاید که چو وا بینی خیر تو در این باشد

بیشتر که به ایمانت و احساست متصل می شوم ، می شنوم که برایم و برای همه ی فرزندان دیارت ، شب تحویل سال ، قرآن می خوانی و دعا می کنی و با خلوص نیت طلب سعادت و رادمردی می کنی .

می دانم که سحر وجودت و تشعشع کلامت از سدِ هزار دیوار می گذرد و باز هم چون سال های گذشته بهار را برایم سبز معنی می کند ، نوروز را برایم خجسته می خواند و ردپای معجزه را در جوانه های نازک اندام نشان می دهد…

بهار بی حضور تو در کنارم ، آمد…اما بسی امید که باید به یزدان برد…

پدر ! اکنون تو در کنارم ، دست در دست هایم ، نشسته نیستی ، اما ایمانت ، عشقت ، شورت ، کلامت و ایثارت همیشه و هر لحظه راه گشای من و همه ی فرزندان دیارت است .

امید که بهارت سبز و حضورت مستدام باشد…

منبع=انجمن اسلامي دانشگاه علوم وفنون مازندران

http://ofnews1.blogfa.com/


صدور حکم دادگاه برای دو فعال دانشجویی و وضعیت وخیم سه دانشجوی زندانی





جرس: بنا به گزارش رسانه های خبری، حکم حبس یک فعال دانشجویی مازندران تایید شد و برای یکی از دانشجویان آن استان حکم زندان صادر گردید و همزمان گزارش ها از وضعیت وخیم جسمانی و روحی سه دانشجوی زندانی در یکی از زندان های آن استان شمالی ایران خبر می دهند.


به گزارش پایگاه اینترنتی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، دادگاه تجدیدنظر استان مازندران، حکم شش ماه حبس تعزیریِ مشفق سمندری، فعال دانشجویی آن استان را که مدت ۸۰ روز در بند انفرادی زندان اداره اطلاعات ساری بازداشت بود، به اتهام "تبلیغ دیانت بهائی" تایید کرد .


این گزارش می افزاید نامبرده به دلیل فشار های عصبی که ناشی از شرایط نامناسب نگهداری و بازجویی او می باشد، دچار عارضه قلبی گردیده و هم اکنون تحت درمان می باشد.


این سامانه خبری همچنین گزارش داد حکم اولیه مهدی داوودیان فعال دانشجوئی دانشگاه مازندران و فعال ستاد ۸۸ بابل نیز توسط دادگاه انقلاب صادر شد و این دانشجوی فعال را که در جریان اعتراضات پس از انتخابات ریاست جمهوری سه هفته در بازداشت بود، به ۶ ماه حبس تعزیری به مدت ۳ سال تعلیق محکوم نمود.


دیگر گزارش ها از استان مازندران حاکی از این است که محسن برزگر فعال دانشجویی دربند دانشگاه صنعتی نوشیروانی که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در حال گذراندن ۱۰ ماه حبس در زندانبابل است، در تماسی تلفنی از حال نامساعد و همچنین شرایط بد نگهداری خود و ایمان صدیقی و محمد اسماعیل زاده دو دانشجو دیگر زندانی بابل در بند قاتلین و مجرمین خطرناک خبر داد.


این دبیر فرهنگی سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل، درحالیکه از دو هفته پیش جهت سپری کردن دوره محکومیتِ خود، در زندان بابل (واقع در استان مازندران) به سر می برد، روز یکشنبه هفته اخیر و در اولین روز سال نو، توسط مجرمین خطرناکِ آن زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته و عازم بیمارستان گردیده بود.



منبع =دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل

http://eterazedaneshjoo1.blogfa.com

(تکمیل شده)به یاد محسن برزگر، خط به خط از من بشنو... ؛ سارا عدنانی*

در نگاه عمیقتری نسبت به هستی جدا از رنگ و زبان و فرهنگ و جغرافیا به یک چیز رسیدم و آن اینکه از ابتدای درک هستی تا به حال تاریخ در تداوم خویش تکرار می شود.
و از پس هر انسان ، انسان دیگری و انسان های دیگری که رنج هستی را بر دوش می کشند و از پس این انسان باز هم انسان دیگری.
نه؛پرومتئه در بند است.آری، پرومتئه را به بند کشیدند زیرا تاب آزاد اندیشی و انسان دوستی او را نداشتند زیرا اوعصیان کرده بود و محدودیت را درهم شکسته بود زیرا او انسان را لایق آگاهی می دانست .
او را به بند کشیدند و هر روز زمانی که عقابان شکنجه گر را به سوی او می فرستادند تا عذابش دهند و زمانی که فریادهای دردآمیز او که هیچ نشانی از ضعف نداشت کوه ها را به لرزش می انداخت؛انسان وامدار انسانیت خویش گردید.
اما پرومتئه همانگونه که در باورهای یک قوم زاده شد ؛ آزاد نشد.آری،صدای پرومتئه ی دربند هنوز می آید.زمانی که ابرهای سیاه آسمان بالای سررا فراگرفته اند عقابان جگر او را میدرند و زمانی که ابرهای تیره با قطرات آب تطهیر میشوند.سفید و پاک ؛ گوئی پرومتئه از نو جان میگیرد.
اما هر لحظه ؛ در هر لحظه ی زیست خود رنج تمامی لحظات گذشته را بر دوش دارد.
همیشه فاصله ایست و رنج همین است.همیشه میان انسان و حقیقت فاصله ایست و انسان خود حقیقت است.
و پرومتئه تجسد یک انسانیت است.
هنوز که هنوز است صدای درد کشیدن انسانیت و صدای از نو زاده شدنش از آغاز تا به حال در هستی شنیده می شود.پرومتئه اما در انتظار نجات بخش است.
نجات دهنده اندیشه ی جاری توست .آگاهی توست.درک رنجی که هستی بر شانه ات نهاده است و آگاهی به چرا بودنت و چگونه بودنت و ایمان به آن.
تو این رنج را درک کردی . سنگینیش را بر روحت احساس کردی و درمانش را چاره ای جز قدم برداشتن در راهی که میدانی
سرشار از جای پای انسان های قبل از توست ندیدی اما بدان و دوست دارم که بدانی هر انسانی که هستی اش را درک کرد جایی که نشان قدمش ناتمام باقی خواهد ماند راه را بازتر کرده است ، ردپای جدیدی را برای راهنمایی انسان های بعدی در هجوم این کورراها بر جای خواهد گذاشت و بدان دوست دارم که بدانی که این ردپا ها تا به ابد برجای خواهد ماند و اطمینان بخش انسان دیگری است که راه تو، ایمان تو را پس از تو ادامه می دهد.
روزی تو آنرا به زندگی ققنوسی که ازنو از آتش زاده می شود تشبیه کردی ، اینک من به راهی بی بازگشت که در آن مرگ هست اما بازگشت نیست.
چه حقیرند کسانی که می پندارند با دربند کردن تو با شعله ور کردن آتش ظلمشان غنچه ی لبان تو را می سوزانند و تو را می شکنند.روح عصیانگر و معترض تو را به سازش وا می دارند.
گناه تو چیزی به غیر از درک هستی خویش و هراکلس شدن برای یک پرومتئه نبود.تو را با جانیان و قاتلان یک انسان،انسانی که تو برای زنده کردنش می جنگی، دربند کرده اند.اما بدان و دوست دارم بدانی که تک تک این جانیان و این قاتلان فریب خورده و بازیچه ی دست همان حقیرانند.بدان که انسانیتشان را،شرفشان را فراموش کرده اند بدان تک تک ضربه هایی که با دستان پر از ننگشان بر بدن تو روا داشته اند روزی به خودشان بر خواهد گشت و جای ضربه های بی پروایشان جسم تورا دردمند کرد و آنها چه پستنتد که نمی دانند درد تو درد جسم تو دردی که حال با درد روحت پیوند خورده است تمام می شود اما خشم روح تو درد روح تو بزرگ تر از تمامی دردهاست .دردی که هرگز فرو نمینشیند.
و میدانم و دوست دارم که بدانی زمانی که از پس میله ها توانستی آزادانه نفس بکشی انسانی به مراتب انسانی تر از انسان های دیگری زیرا که درد را و رنج را دگر بار و دگر گونه در انفرادیت که پراز تنهایی محض است احساس کردی ودرد در تنهایی محض بیشتر شکوفا می شودو درد روح انسان را انسانی تر می کند.
بدان در این روزها با تو لحظه های شادیمان را شریک می کنیم زیرا می دانیم هدف تواز راهت و ایمانت آزاد زیستن است که همانا شاد زیستن آدمیست.وجود تو به اثر بخشی توست نه به حضور ملموست.
و اما زندان...
زندان جاییست که روح تو را صیقلی تر می کند.جای ضربه هایشان روی پوستت برق می اندازد و می دانم و دوست دارم که بدانی که زمانی که خورشید نور حیات بخشش رابر تو تابید انعکاس روشنی ات این چشمان حریص گرگ منشانه را آزار خواهد داد و بر تارو پود روح این خوک منشان لرزه خواهد افکند.
3 فروردین 1389

* عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم و فنون بابل


منبع =دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل

http://eterazedaneshjoo1.blogfa.com


۱۳۸۸ اسفند ۲۸, جمعه

دیداردانشجویان دانشگاه های شیراز با خانواده مجید توکلی

دانشجویان نیز ضمن تقدیر از استقامت مجید، او را مقاوم ترین فرد جنبش دانشجویی دانسته و آزادی مجیدهای در بند را از درگاه خداوند طلب نمودند.

کلمه:جمعی از فعالین دانشجویی دانشگاه های شیراز با خانواده مجید توکلی دیدار کردند.

در این دیدار دانشجویان در حالی که مجید توکلی را برادر خود خواندند، اقدامات صورت گرفته در سرکوب و بازداشت دانشجویان و منتقدین را بی شرمانه و مغایر با احکام اسلام و قانون اساسی دانستند.

خانواده مجید توکلی نیز با اظهار بی اطلاعی از مجید، اظهار داشتند که مسئولین از پاسخگویی در مورد اوضاع مجید طفره می روند.آنها همچنین از اینکه اجازه ملاقات با فرزندشان را ندارند اظهار گلایه نمودند.

خانواده توکلی با بیان اینکه همه ی دانشجویان را فرزند خود می دانند عنوان نمودند در وضعیت فعلی، بلا تکلیفی و فشار نه تنها بر دانشجویان که بر اقشار دیگر ملت نیز تحمیل شده است و آرزو نمودند که به زودی شاهد بازگشت آرامش ، امنیت و آزادی به جامعه باشند و همه ی زندانیان سیاسی به آغوش گرم خانواده اشان بازگردند.

دانشجویان نیز ضمن تقدیر از استقامت مجید، او را مقاوم ترین فرد جنبش دانشجویی دانسته و آزادی مجیدهای در بند را از درگاه خداوند طلب نمودند.

این سومین نوروزی است که توکلی در زندان می گذراند.

تجمع اعتراضی مردم بابلسر در چهارشنبه سوری سبز

در بابلسر جلوی پارك نزدیك دریا بیش از هزار نفر از مردم جمع شده و شعار دادند.مامورین امنیتی چند نفر را بازداشت کردند.

لینک فیلم در یوتیوب :

http://www.youtube.com/watch?v=MpjudJ-h9r8

دانلود فیلم شلاق زدن به یک جوان در فریدونکنار

علیرضا فلاحتی آزاد شد.

علیرضا فلاحتی مسئول شاخه جوانان مشارکت استان مازندران و مسئول ستاد ۸۸ در شهر بابل پس از یک ماه بازداشت آزاد شد.

ونگ
نیوز

محمد یوسف رشیدی آزاد شد.

کمیته گزارشگران حقوق بشر - محمد یوسف رشیدی، از فعالان دانشجویی طیف چپ شب گذشته (دوشنبه) حدود ساعت ۱۲، پس از تحمل بیش از ۱۰۰ روز حبس از زندان اوین آزاد شد.

رشیدی دانشجوی رشته کامپیوتر دانشگاه پلی‌تکنیک، و سردبیر نشریه «فریاد» است. وی نزدیک به دو ماه را در انفرادی به سر برده و سپس به بند ۳۵۰ منتقل شد. این فعال دانشجویی مدتی را نیز در اعتصاب غذا به سر برده بود.

محمد یوسف رشیدی، ششم آذرماه با حکم دادسرای انقلاب شهرستان نوشهر در منزل پدری‌اش بازداشت و پس از سپری‌کردن دو روز در بازداشتگاه نوشهر به زندان اوین منتقل شد.

وی همچنین از سوی کمیته انظباطی دانشگاه امیرکبیر، مجموعا به پنج ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده است.

منبع==http://eterazedaneshjoo1.blogfa.com/


۱۳۸۸ اسفند ۲۶, چهارشنبه

آتش زدن روزنامه کیهان / چهارشنبه سوری - چالوس

کلیپ===

آقای دیکتاتور انقدر به خودت دروغ گفتی‌ شاید یادت رفته بود که ما بیشماریم.

عزم جنبش سبز براي ديدار با شهداي جنبش در آخرين پنج شنبه سال

محکومیت علیرضا کیانی به 20 ماه حبس تعزیری و 70 ضربه شلاق

علیرضا کیانی فعال دانشجوی دانشگاه مازندران از سوی دادگاه انقلاب و دادگاه عمومی شهرستان بابل در مجموع به 20 ماه زندان تعزیری و 70 ضربه شلاق محکوم شد.

این دانشجو توسط دادگاه انقلاب بابل به ریاست قاضی رضیان رییس دادگستری بابل به اتهام اقدام علیه نظام به هشت ماه حبس تعزیری محکوم شده است. در کیفر خواست این دانشجو که شاکی اداره اطلاعات معرفی شده، آمده است: « اتهام اقدام علیه نظام از طریق انتشار مقالات آنتونی گیدنز محرز و بدیهی است.»

از سوی دیگر این دانشجو به اتهام اخلال در نظم و آسایش عمومی از سوی دادگاه عمومی شهرستان بابل به یکسال زندان تعزیری و هفتاد ضربه شلاق محکوم شده است. در دادنامه ی صادره از سوی این دادگاه یکسال حبس تعزیری او به مدت پنج سال معلق شده است.

علیرضا کیانی دبیر سیاسی سابق انجمن اسلامی دانشگاه مازندران در اعتراضات پس از انتخابات در تابستان گذشته توسط اطلاعات ناجا بابل بازداشت شد و پس از انتقال به ادراه اطلاعات این شهرستان، یک ماه را در بازداشت گذراند.
[ ]

۱۳۸۸ اسفند ۲۰, پنجشنبه

تجمّع دانشجویان سبز دانشگاه علم و صنعت برای بزرگداشت سالروز تولّد شهید کیانوش آسا

مراسم بیست و هفتمین سالروز تولّد شهید سبز دانشگاه علم و صنعت، "شهید کیانوش آسا" امروز با تجمّع حدود 200 إلی 300 تن از دانشجویان سبز این دانشگاه برگزار شد.

دانشجویان سبز طبق قرار قبلی که گذاشته بودند، امروز سه شنبه 18 اسفند ماه 1388 ساعت 12 ظهر با تجمع خود در "پارک شهید آسا" مراسم باشکوهی را برای بزرگداشت این شهید راه آزادی برگزار کردند.

از همان ابتدای صبح تعدادی نیروهای اطّلاعاتی بیرون دانشگاهی مرتّب در محل گشت زنی می کردند و بعد از جمع شدن تعدادی از دانشجویان نیروهای حراست به همراه آن ها اقدام به تهدید دانشجویان در صورت شکل گیری تجمّع و فیلم برداری از چهره ی آنان کردند. امّا دانشجویان بدون توجّه به این تهدیدها و فضای شدید امنیّتی حاکم با حلقه زدن دور کیک و قاب عکس تجمّع را تشکیل دادند.

در این مراسم دانشجویان کیکی برای تولّد شهید کیانوش آسا تدارک دیده بودند که روی آن نوشته شده بود: "کیانوش عزیزم تولّدت مبارک" و شمع هایی بر روی آن روشن کردند. دانشجویان در حالی که عکس های کیانوش آسا را به همراه داشتند با روشن کردن شمع های سبز در کنار قاب عکس ایشان و نیز نثار گل یاد و خاطر شهید سبز علم و صنعت را گرامی داشتند.

بعد از دقایقی سکوت به احترام این شهید در حالی که لحظه به لحظه به تعداد شرکت کنندگان در مراسم افزوده می شد بیانیه ای در بین دانشجویان پخش شد که یکی از دانشجویان اقدام به خواندن آن کرد. بلافاصله بعد از این کار نیروهای امنیّتی اقدام به فیلم برداری از چهره ی ایشان و سایر دانشجویان به قصد ترساندن آن ها و پایان بخشیدن به تجمّع کردند امّا دانشجویان در حالی که عکس های کیانوش را در دست داشتند بدون ترس از این کار به قرائت این بیانیّه توسّط این دانشجو گوش فرا دادند.

در این بیانیه پس از اشاره بیوگرافی شهید کیانوش آسا به نحوه ی به شهادت رسیدن ایشان و به ظلمی که در حق این جوان و نیز خانواده و مادرش در این مدّت از سوی حاکمیّت روا شده اشاره شده بود. در این بیانیه ضمن آوردن جملاتی از آخرین مصاحبه ی مهندس موسوی با سایت کلمه و نیز پیام تسلیت ایشان به خانواده ی کیانوش آسا مناسبت شهادت ایشان، نوشته شده بود:


"اکنون بدون حضور کیانوش، بیست و هفتمین سال تولّد او را در پارک شهید آسا در دانشگاه علم و صنعت گرامی می داریم و با سکوت خود دوام زندگی کیانوش را فریاد می زینیم. بدانید که خون صبور امّا پرشور قاتلش را می شناسد، امّا عجول نیست. با احتیاط و شور و سرخگون درست لجظه ای که دشمنش ریختن خون او را به ناحق فراموش می کند، از راه می رسد و قاتل را بدون آن که دستش به خون او آلوده شود، به سمت میدان تقاص می کشاند. بی شک روزی بغض گلوی مادر بی کس آسا کار خود را می کند و بنیان ظالمین فرزندکش را می سوزاند. دیر باشد یا زود! کم باشد یا زیاد، و این سنّت تاریخ است، آه مظلوم ظالم را سرنگون می کند."
و در ادامه بیان شده بود: "و امّا هدیه ی ما به تو ادامه ی راهی است که در آن مظلومانه فدا شدی. جنبش سبز زنده و پایدار خواهد ماند." در آخر نیز گزیده ای صحبت های مهمّ مهندس میرحسین موسوی عیناً آورده شده بود.

بعد از خواندن بیانیّه چند آیه از کلام الله مجید برای شادی روح کیانوش عزیز خوانده شد و با پایان یافتن آن دانشجویان با ذکر صلوات و فاتحه یاد آن شهید بزرگوار را گرامی داشتند. در پایان مراسم نیز دانشجویان سرود "یار دبستانی" را همصدا با هم خوانده و تجمّع در ساعت 12:45 پایان پذیرفت.

لازم به ذکر است پارک شهید آسا مکانی است که دانشجویان دانشگاه علم و صنعت به طور خودجوش پس از شهادت این بزرگوار در بیست و دوم تیر ماه امسال در مراسمی نمادین به اسم این شهید نامگذاری کردند و از آن به بعد بسیاری از تجمّعات و جلسات دانشجویان در این مکان برگزار می شود و در بین دانشجویان از آن زمان به بعد به همین اسم شناخته می شود. (این پارک بین غذاخوری اساتید و پسران این دانشگاه قرار دارد.)

لازم به یاد آوری است که کیانوش آسا دانشجوی سال آخر رشته ی مهندسی شیمی در مقطع کارشناسی ارشد و از نخبگان دانشگاه علم و صنعت ایران، کرد و از اقلیّت های مذهبی بوده و خانواده ای با مذهب یارسان (اهل حق) داشته است که در جریان تظاهرات میلیونی و مسالمت آمیز دوشنبه 25 خرداد انقلاب تا آزادی، مورد ضرب گلوله واقع می شود و در راه آزادی و حقّانیّت به درجه ی رفیع شهادت نایل می شود. در ضمن تولّد ایشان روز 29 اسفند ماه (آخرین روز سال) است که دانشجویان با توجّه به احتمال تعطیلی و خلوت بودن دانشگاه در هفته ی آخر تصمیم به برگزاری مراسم در این هفته کردند.

احضار 6 دانشجوي دانشگاه صنعتي بابل به کميته انضباطي

در پي برگزاري جلسه ي بحث و راهپيمايي اعتراضي دانشجويان دانشگاه صنعتي نوشيرواني بابل در روز 17 اسفند (روز جهاني زن) ، 6 نفر از دانشجويان اين دانشگاه به کميته انضباطي احضار شدند. اين مراسم با عنوان بدرقه ي دو تن از دانشجويان اين دانشگاه که محکوم به 10 ماه حبس تعزيري بودند برگزار شد. کميته انضباطي در حالي اقدام به احضار اين 6 دانشجو نموده است که اکثريت آن ها در اين مراسم حضور نداشتند. اسامي اين دانشجويان به شرح زير است:
معين اسلامي جم، کاوه دانشور، فرشيد ستاري فر، جلال الدين صادقي، محمد عسگري و محمد علمي

اين در حالي است که دو تن از اين دانشجويان به تازگي يک ترم محروميت از تحصيل خود را پشت سر گذاشته اند.
احضار اين 6 دانشجو کاملا شتاب زده و همراه با عدم رعايت قوانين موجود در آيين نامه انضباطي بوده است. به گونه اي که برگه هاي احضار فاقد تاريخ و شماره بوده است. موارد اتهامي شامل "عدم رعايت مقررات دانشگاه" ، "اخلال يا ايجاد وقفه در برنامه ها يا نظم دانشگاه" و" عدم رعايت مقررات خوابگاه" (!) مي باشد.
همچنين طي روزهاي گذشته اخباري مبني بر احضار عده اي از دانشجويان اين دانشگاه به اداره اطلاعات بابل شنيده شده است.

نامه ی سرگشاده محسن برزگر به دانشجویان پیش از معرفی خود به زندان

محسن برزگر دبیر فرهنگی سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل که پس از تقلب انتخاباتی بازداشت و به 10 ماه حبس تعزیری و 1 سال محرومیت از تحصیل در دانشگاه صنعتی بابل محکوم شده است ، برای گذران دوران حبسش خود را به زندان بابل معرفی کرده است.دانشجویان دانشگاه صنعتی بابل در روز دوشنبه 17 اسفند مراسم اعتراضی باشکوهی برای بدرقه ی او و ایمان صدیقی دیگر دانشجوی زندانی این دانشگاه برگزار کردند.محسن برزگر پیش از معرفی به زندان نامه ی سرگشاده ای به دانشجویان دانشگاه صنعتی بابل نوشته است که در زیر می آید:


نامه ای سرگشاده به دوست عزیز


در کوچه ها , در خیابانها , در هر خانه و در هر مغازه , انسانها را می یابی که در گذرند , یکی با عصایی در دست و دیگری با کوله باری از رنج بر پشت و در میان تمامی این انسانها , انسانی است که چون ققنوس هر بار از مرگ خود زاده می شود , انسانی که در تمامی عکسها و هر آنچه باقی مانده از تجربه ایست , چهره اش ناپیداست و لیکن روح وجودش در تمامی تاریخ سایه می افکند و هر کجا که نیست اثری از خود بر جای گذاشته است , این انسان می تواند هنرمندی فقیر باشد یا فیلسوفی تنها یا داستان نویسی مغموم و یا شاعری اسیر دست احساسات و یا مبارزی که هر گز بر جای نمی شیند و... ؛ تمامی اینان را یک چیز و تنها یک چیز به هم پیوند می زند : آزاد زیستن که تنها آزاد زیستن را سزای انسانیست , آنکه آزاد زندگی می کند , همواری تغییر می کند و می آفریند و آزادی هم اختیار اوست در برگزیدن راهش برای تغییرو آفرینشی ژرف که آفرینش سرنوشت خویش , زیباترین این آفرینش است , هرگز از یاد مبر , هر آنچه از آن توست همه از اختیار توست و انسان و تنها یک انسان اگر بخواهد , جهانی را تواند به کام خود سازد ؛ آنان که می پندارند انسان را حتی با مرگ می توانند به بند کشید , سیزفان محقورند که از حقارت خویش , جاودانه پرومته ی آزاد را در بند پنداشته اند .

وامروز درد من از آنانیست که نمی بینند مرگ انسانیت را , آنانی که خفت اینگونه زیستن را پذیرفته اند , آنان که مرگ انسانیت خویش را پذیرفته اند , تو آنچنان باش که سزاوار توست , مغرور باش و سربلند که آنان که فلک از تواضعشان گوشش کر است , همان ریاکاران به دروغ حامی مظلومان , حقیران قاتلانند که مردم را در هر کوی و برزن به دار می کشند تا ز انبوه اجساد کاخ قدرتشان را بر افرازند.

همواره بدان زندگی زیباست , جهان زیباست و انسان خود آفریننده ی تمامی دنیاهاست , همه را دوست بدار و همه را ببخش , همه آنان که دوستت می دارند را ببخش , حتی آنان که قربانیان راه آزادی را معدوم نه مرحوم می دانند را ببخش , حتی آنان که از برای قدرت خویش مردمان را به دار می کشند را ببخش , آنگونه زندگی کن که گویی هر لحظه ی این زندگی تا ابد تکرار می شود , از آن لذت ببر و آزادمنشانه آن را بساز , علیه دشمنان آزادی بجنگ و لیکن حتی دشمنان آزادی را نیز ببخش.

من , سالهاست که رنجی در ژرفنای وجودم ریشه دوانده است , رنجی ابدی , رنجی که هستی با تمام وجود خویش آنرا بر دوش من افکنده است , نمی دانم اگر انسانها نبودند , تا انسان را دوست بدارم , چگونه مرا توان تحمل این رنج بود , رنجی که هر انسان در لحظاتی از تنهایی خویش بدان پی می برد , عده ای آنرا فراموش می کنند , عده ای ایمان می آورند , عده ای خود را نابود می کنند و عده ای نیز همچو من درمان درد را در رقم زدن چندین باره ی سرنوشت هستی خود می یابند و دوست داشتن انسانها , که داستان عجیبیست این عشق به انسان , و این داستان تا جهان زیباست , تا زندگی زیباست , تا ابد , تکرار می شود.

من تا زنده ام بر این امیدم که روزگار یاس و درد ما , روزگار سیاهی , روزهای دروغ برای زیستن , روزهای تاریکی نیز روزی به پایان می رسد.

محسن برزگر 18 اسفند 1388 خورشیدی

قسمتی از فیلم مراسم یادبود شادروان کیانوش آسا در دانشگاه علم و صنعت

۱۳۸۸ اسفند ۱۹, چهارشنبه

دانلود ورژن جديد فيترشکنu993

سری جدید شعار نویسی در دانشگاه آزاد واحد ساری(مرگ بر خامنه ای)




برای دیدن اندازه واقعی عکس روی عکس کلیک کنید

انعکاس وسیع مراسم بدرقه ی دانشجویان زندانی دانشگاه صنعتی بابل و هذیان گویی های رسانه های بسیجی


در حالی که مراسم بدرقه ی دانشجویان زندانی دانشگاه صنعتی بابل در رسانه هایی نظیر رهانا ، هرانا ، بامداد خبر ، جرس ، ندای سبز آزادی ، بالاترین ، ادوارنیوز ، آفتاب ، روزآنلاین ، فیس بوک ، دنباله و ... انعکاس وسیعی داشت خبرگزاری موسوم به "خبرنامه ی دانشجویان ایران" وابسته به نهادهای امنیتی گزارش سراسر کذب و بسیار مضحکی از این مراسم منتشر کرده است.لازم به ذکر است خبرگزاری دروغ پرداز فوق ، خبر کذب بمبگذاری دانشجویان بازداشتی دانشگاه صنعتی بابل در دانشگاه علوم پزشکی بابل را در تیر ماه منتشر کرده بود که این خبر توسط وزارت اطلاعات تکذیب شده است اما این خبرگزاری بسیجی همچنان به دروغپردازیهای خود ادامه می دهد.

مطالعه ی این گزارش خنده دار را توصیه می کنیم :

تجمع حاميان موسوي براي آزادي بمب گذاران در دانشگاه نوشیروانی !!!

خبرنامه دانشجويان ايران: اعضاي انجمن غير دانشجويي (!!) بابل صبح امروز در تجمعي خواستار آزادي بمب گذاران در دفتر مديريت (!!) اين دانشگاه شدند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجويان ايران»، ساعت 11 صبح امروز در دانشگاه انوشيروان (!!) بابل 40 نفر (!!) از اعضاي انجمن اسلامي منحله اين دانشگاه تجمعي را مقابل مسجد (!!) دانشگاه برگزار كردند.

حاضرين در تجمع كه عمدتا نشانه هاي سبز به همراه داشتند و شعارهايي در حمايت از موسوي سر مي دادند (!!) خواستار آزادي افرادي شدند كه در تيرماه قصد بمب گذاري در دفتر رئيس دانشگاه علوم پزشكي را داشتند.(!!)

اين تجمع كه حدود يك ساعت طول كشيده است در انتها باريزش شديد مواجه شده بود و عمده افراد براي صرف غذا تجمع را ترك كرده بودند.(!!)

لازم به ذكر است "نیما. ن"، "علی. ت"، "محسن. ب"، "ایمان. ص"، "حمید. ج"، "سیاوش. س"، "حسام الدین. ب" از دانشجویان صنعتی نوشیروانی و "محمد. ا" از دانشجویان محصل در دانشگاه پیام نور مازندران بوده اند که با همکاری دو تن از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بابل سناریوی تخریب فضای سلامت در این دانشگاه را دنبال می کردند كه در تيرماه قصد بمب گذاري در دانشگاه علوم پزشكي بابل را داشتند.(!!)

در همین ارتباط :

جلسه ي بحث و راهپيمايي دانشجويان دانشگاه صنعتي بابل در مراسم بدرقه دانشجويان محكوم به حبس

منبع =دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل

http://eterazedaneshjoo1.blogfa.com/

انتقال درسا سبحانی از ساری به زندان اوین

کمیته گزارشگران حقوق بشر- درسا سبحانی، شب گذشته طی تماسی تلفنی ابراز داشت که به زندان اوین منتقل شده است اما در مورد محل نگهداری خود در زندان صحبتی نکرد. درسا سبحانی، فعال کمپین یک میلیون امضا و فعال حق تحصیل است. وی به دلیل اعتقاد به آیین بهایی از تحصیل در دانشگاه محروم شده است. این فعال مدنی ۲۰ ساله، روز دوشنبه ۱۶ اسفندماه طی یورش ۱۲ نیروی امنیتی به منزلش در ساری بازداشت شد. در شام‌گاه ۱۱ اسفند نیز منزل پدری وی مورد نفنیش قرار گرفته و وسایل شخصی او ضبط شده بود. گفتنی است پس از یورش ۱۱ اسفند، خانواده سبحانی برای تحویل‌دادن دخترشان به وزارت اطلاعات تحت فشار قرار داشتند. در یورش‌های گسترده ۱۱ اسفندماه، تعداد زیادی از فعالان مدنی و حقوق بشر در شهرهای مختلف ایران بازداشت شدند. نوید خانجانی، محبوبه کرمی، بهزاد مهرانی، ابوالفضل عابدینی، حسام فیروزی و نصور نقی‌پور از جمله‌ بازداشت‌شدگان هستند.

منبع =دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل

http://eterazedaneshjoo1.blogfa.com/

گزارش تصویری 2 از جلسه بحث و راهپیمایی دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل را از اینجا ببینید.

گزارش تصویری 1 از جلسه بحث و راهپیمایی دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل

جلسه ي بحث و راهپيمايي دانشجويان دانشگاه صنعتي بابل در مراسم بدرقه دانشجويان محكوم به حبس

دانشجويان دانشگاه صنعتي نوشيرواني بابل مراسم بدرقه ي ايمان صديقي و محسن برزگر دو دانشجوي محكوم به حبس تعزيري اين دانشگاه را برگزار كردند.ابتدا جلسه ي بحث در مورد احكام صادر شده براي دانشجويان اين دانشگاه كه در حوادث پس از تقلب انتخاباتي بازداشت شده بودند برگزار شد.در اين جلسه در صحن دانشگاه كه با استقبال بي نظير دانشجويان همراه بود ايمان صديقي و محسن برزگر شرحي از روند بازداشت و دادگاه خود و ساير دانشجويان بازداشتي را بيان كردند و ساير دانشجويان ضمن بيان ديدگاههاي خود احكام صادر شده براي دانشجويان اين دانشگاه را به شدت محكوم كردند.
پس از جلسه ي بحث ، بیش از ششصد نفر از دانشجویان برای بدرقه ی این دو دانشجو که تا دو روز آینده خود را به زندان معرفی خواهند کرد به سمت سردر دانشگاه راهپیمایی کردند.دانشجویان با خواندن سرود "یار دبستانی" و همچنین شعار "دانشجوی زندانی آزاد باید گردد" دقایقی در مقابل سردر تجمع کرده و با این دو دانشجو خداحافظی کردند.نیما نحوی دیگر دانشجوی محکوم به حبس تعزیری این دانشگاه نیز باید بزودی خود را به زندان معرفی کند.
در حاشیه ی این مراسم نشریه ی ویژه ی روز جهانی زن و همچنین بیانیه ی دانشجویان این دانشگاه بین دانشجویان توزیع شد که بیانیه ی دانشجویان این دانشگاه را در زیر می آید:

به نام خالق آزادی
این روز ها سخن گفتن از به بند کشیدن و محرومیت از تحصیل دانشجویان این سرزمین حرف جدیدی نیست و گویا به این سمت پیش می رویم که این امر در جامعه ی ما امری طبیعی باشد. وقاحت را به جایی رسانده اند که نیاز به دلایل و مدارک کافی برای اتهامات خود نمی بینند و برای اجرای اهداف خود به هیچ قانونی و حقوقی پایبند نیستند.
آن چه این روزها شاهد آن هستیم نقض پایه ای ترین حقوق اولیه ی انسانی است که دامنه ی این فجایع به دانشگاه ما نیز رسیده است. در این دوره که حکم غیر انسانی صادر شده برای سید ضیاء نبوی1 (فارغ التحصیل از دانشگاهمان) بر دوش ما سنگینی می کند، خبر تایید احکام سنگین و ظالمانه ی دادگاه سه تن از همکلاسی هایمان2 (ایمان صدیقی، محسن برزگر و نیما نحوی) داغی برسینه ی ما گذاشت که مدت ها اثرش خواهد ماند.
اخبار ناگوار به این دو ختم نمی شوند. اتهام محاربه برای دیگر همکلاسیمان، بهزاد آذر هوشنگ (فارغ التحصیل از دانشگاهمان) و خبر اخراج و محرومیت از تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد برای همکلاسی دیگرمان، سیاوش سلیمی نژاد3، نیز آشفتگی خاطر هر شنونده ای را موجب شد.
همه این ها در حالی است که احکام دادگاه سه تن دیگر از همکلاسی هایمان4، علی تقی پور (فارغ التحصیل از دانشگاهمان) و حمید جهان تیغ و حسام باقری، نیز تایید شده است.
ما جمعی از دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی، این اعمال و احکام ظالمانه و ارتجاعی را شدیدا محکوم می کنیم. بانیان این فجایع بدانند که جنبش دانشجویی، جنبش همیشه زنده و سبز است و چراغی است که شاید کم فروغ شود اما هرگز خاموش نمی شود و روزی فرا می رسد که شعله های آن دامن شما را خواهد گرفت.

شب های تاریک، شب های خاموش
شب های مرگ زندگی
شب های بیداد، شب های فریاد
در تنگنایی این چنین تاریکِ تاریک
جان را امیدی زنده می دارد که فردا
-فردای نزدیک-
این خلقِ خاموش
با صبح پیروزی کشد بانگ رهایی
پر می گشاید در بهشت روشنایی



1: حکم بدوی صادر شده برای مهندس سید ضیاء نبوی: 15 سال حبس تعریزی (10 سال در ایذه خوزستان) + 74 ضربه شلاق
2: حکم تایید شده ی این سه تن: 10 ماه حبس تعزیری + 1 سال محرومیت از تحصیل در دانشگاهمان
3: حکم صادر شده برای مهندس سیاوش سلیمی نژاد: 10 ماه حبس تعلیقی + 1 سال محرومیت از تحصیل در دانشگاهمان

4: حکم تایید شده این سه تن: 10 ماه حبس تعلیقی

فیلم اول از این مراسم :

www.youtube.com/watch?v=iWjuG9XQbbc

فیلم دوم از این مراسم :

www.youtube.com/watch?v=KHQq46QBgUI

سری اول گزارش تصویری

سری دوم گزارش تصویری




منبع =دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل

http://eterazedaneshjoo1.blogfa.com/


۱۳۸۸ اسفند ۱۷, دوشنبه

سرکوب تظاهرات سال ۶۰ توسط خمینی

عین همین جریاناتی که الان داره اتفاق میافته اون موقع هم داشته اتفاق می‌‌افتاده با تفاوت این که رهبر خمینی بوده.

فیلم==سرکوب تظاهرات سال ۶۰ توسط خمینی

امیرحسین کاظمی وبلاگ‌نویس و عضو نهضت آزادی ایران بازداشت شد | رهانا

رهانا: این عضو جوان نهضت آزادی ایران به مدت ۵ سال در وبلاگی تحت عنوان با مردم قلم می زد و بارها این وبلاگ توسط دستگاه جمهوری اسلامی ایران فیلتر شده بود.

بنا بر گزارش‌های دریافتی رهانا از وضعیت و محل نگهداری وی خبری در دست نیست.
لازم به ذکر است که در ماههای گذشته بسیاری از اعضای نهضت آزادی ایران من جمله دکتر ابراهیم یزدی دبیرکل نهضت آزادی در ارتباط با حوادث انتخابات برای مدت طولانی تحت بازداشت بودند و هم اکنون نیز آقای محمد (فرید) طاهری عضو شورای مرکزی این تشکل همچنان در بازداشت به سر می‌برد.

هرانا؛ تفهیم اتهامات جدید به پخشان عزیزی

خبرگزاری هرانا - پخشان عزیزی فعال دانشجویی و حقوق زنان که در آبان ماه سال جاری و در پی برگزاری تجمع اعتراضی به اعدام احسان فتاحیان در دانشگاه تهران بازداشت شده بود اوائل هفته‌ی گذشته پس از انتقال به دادسرای انقلاب تهران با اتهامات جدیدی از جانب بازپرس پرونده روبرو شد.

به گزارش هرانا، پخشان عزیزی فعال دانشجویی و حقوق زنان که در آبان ماه سال جاری و در پی برگزاری تجمع اعتراضی به اعدام احسان فتاحیان در دانشگاه تهران بازداشت شده بود اوئل هفته‌ی گذشته پس از انتقال به دادسرای انقلاب تهران با اتهامات جدیدی از جمله "ارتباط با گروهک منحله دموکرات"، " ارتباط با گروهک معاند کرد پژاک"، فعالیت تبلیغی علیه نظام"، " جمع آوری امضا به بهانه های واهی" و ... به این فعال دانشجویی دانشگاه تهران از سوی باز پرس پرونده وارد شد.
خانم عزیزی علاوه بر اعتراض شدید به ماهیت اتهامات وارده از جانب بازپرس تمامی آنها را رد کرده است.

لازم به یادآوریست پخشان عزیزی پس از بازداشت به مدت 2 ماه در بند 209 اوین نگهداری و به اتهام شرکت در تجمع غیر قانونی بازجویی و پس از اتمام بازجویی ها در بهمن ماه به مدت 10 روز دست به اعتصاب غذا زد، مسئولین زندان برای ممانعت از افشاگری در خصوص بدرفتاری نامبرده از آزادی او جلوگیری می کنند.

اعترافات ریگی در کهریزک: شکست اسلام در جنگ احد کار من بود!(طنز)

شهيد ایمان نمازی

نام : ایمان نمازی
سن : نامشخص
محل سکونت : کوی دانشگاه تهران
تحصیلات : دانشجوی رشته عمران دانشگاه تهران
شغل : -
تاریخ شهادت : شامگاه يکشنبه ۲4 خرداد 1388 محل شهادت : تهران کوی دانشگاه
نحوه شهادت : اصابت گلوله، زنجیر، چاقو، باتوم ، چماق ضارب : انصار حزب الله و لباس شخصی
آرامگاه : نامشخص/احتمالا قطعه 302 بهشت زهرا
توضیحات :
شهيد کوي ، در جریان حمله انصار حزب الله و لباس شخصی ها به کوی دانشگاه در شامگاه ٢۴ خرداد مورد حمله وضرب و شتم قرار گرفته و جان خود را ازدست داد.
گفته میشود پیکر وي بدون اطلاع به خانواده ایشان و مخفیانه در گورستان بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.
تاریخ شهادت شهدای کوی را با توجه به اینکه زمان حمله و کشتار دانشجویان از نیمه شب 24 خرداد گذشته بوده است ، در سایتها 25 خرداد اعلام شده است ، در صورتیکه ذکر شامگاه 24 خرداد برای جدا کردن نام این عزیزان از شهدای 25 خرداد بهتر می باشد.
سر در اصلی کوی دانشگاه تهران: ساعت 1.25 بامداد روز 25 خرداد تلاش های نیروهای امنیتی و لباس شخصی برای ورود به کوی دانشگاه آغاز می شود.

کتابخانه شهید مفتح، کتابخانه مرکزی کوی: دقایقی بعد از حمله به کوی، نیروهای امنیتی دانشجویانی را که به شدت مورد ضرب و جرح قرار داده بودند به روی زمین خوابانده و همچنان خشونت ادامه دارد.

میدان مرکزی کوی: خشونت گارد ویژه به اندازه ای می رسد که بقیه نیروها از جمله لباس شخصی ها گارد ویژه را به سمت میدان مرکزی هدایت کرده و از آنها می خواهند تا از نزدیک شدن به ساختمان ها جلوگیری کنند.

ساختمان اصلی خوابگاه دانشجویان: به گفته شاهدان عینی نیروهای امنیتی با حمله به کوی و تخریب لوازم شخصی دانشجویان آنها را به شدت مورد ضرب و جرح قرار دادند.

تكليف تدريس ميرحسين موسوي

روزنامه كيهان در يادداشتي با عنوان «انقلابي ديگر» نوشته است: مواضع اخير وزير علوم درباره ضرورت «كادرسازي دانشگاه براي نظام اسلامي» و نيز اعلام اينكه «قاطبه دانشگاهيان كشور با مسير انقلاب همسو هستند و هر كسي نتواند در مسير نظام حركت كند بدون تعارف بايد از جمع برود»، حكايت از يك فهم نوين و دقيق از مفهوم «اسلامي كردن دانشگاه‌ها» دارد. آنچه مسلم است اينكه اساتيدي معدود اما حقيقتا فعال! در دانشگاه‌هاي ما وجود دارند كه بعضا به اعتراف خودشان، «سلول‌هاي بدن‌شان نيز ليبرال است».

دانشگاه اسلامي بايد در خدمت اهداف نظام اسلامي باشد و بنيادي‌ترين مرحله اين خدمت، توليد علم اسلامي است. آنچه در اين مقطع بيش از هر چيز ديگري ضروري است، روي كار آوردن اساتيدي است كه دوشادوش دانشجويان متعهد خود در نظام فكري-فلسفي اسلام كنكاش كنند و نيازهاي كشور اسلامي ما در عرصه‌هاي مختلف را برطرف سازند. فارس هم با اشاره به سخنان وزير علوم در يادداشتي نوشته است: به نظر مي‌رسد سخنان قاطع وزير علوم درباره برخي اساتيد «فعال عليه جمهوري اسلامي» و «اساتيدي كه خود را با خواست روشن مردم در 22 بهمن 88 تطبيق نمي‌دهند» تكليف حضور افرادي چون موسوي، بهشتي و كديور را در دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌هاي كشور مشخص كرده است.

اشاره كامران دانشجو به افرادي همچون ميرحسين موسوي، عضو هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس و محسن كديور، عضو هيات علمي پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي است و حتي مي‌توان اين گفته‌هاي وزير علوم را شامل حال عليرضا بهشتي ديگر عضو هيات علمي دانشگاه تربيت مدرس كه اخيرا نيز به دليل برخي اقدامات در راستاي ملتهب‌كردن فضاي جامعه دستگير شده بود نيز دانست.

سخنرانی علی مزروعی در جبهه مشارکت تبریز

در ادامه سلسله جلسات سخنرانی فعالان سیاسی در محل جبهه مشارکت منطقه آذر بایجان شرقی، علی مزروعی، عضو دفتر سیاسی این تشکل اصلاح طلب روز چهارشنبه ( 19 اسفند) در تبریز سخنرانی خواهد کرد. به گزارش نوروز، این سخنرانی ساعت 17 و در محل دفتر جبهه مشارکت منطقه آذر بایجان شرقی برگزار خواهد شد. آدرس جبهه مشار کت منطقه آذر بایجان شرقی به شرح زیر است: تبریز، خیابان آزادی، نرسیده به چهار راه لاله، روبروی ساختمان سنگی، دفتر جبهه مشار کت منطقه آذر بایجان شرقی

مهدی کروبی خواستار لغو حکم اعدام محمدامین ولیان شد

مهدی کروبی، از نامزدهای معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران، با انتقاد شدید از قوه قضاییه به دلیل محکوم کردن معترضان خیابانی به «محاربه»، خواستار لغو حکم اعدام محمدامین ولیان شد.

به نوشته پایگاه اطلاع رسانی حزب اعتماد ملی، سحام‌نیوز، مهدی کروبی روز شنبه در دیدار با جمعی از اعضای هیات مدیره کانون زندانیان سیاسی قبل از انقلاب خواستار لغو حکم اعدام محمد امین ولیان، دانشجوی ۲۰ساله دانشگاه دامغان، شد.
ایران با این حرکات در جامعه بین‌الملل از میان می‌رود.»

سبزها دکتر محمد ملکی اولین رئیس دانشگاه تهران , متهم به محاربه رو تنها نگذارند. ـ

در ادامه احکام فله ای دادگاه های استالینی حکومت , دکتر محمد ملکی اولین رئیس دانشگاه تهران به اعدام محکوم شد . نکته جالب در این رابطه سن این عزیز و مرخصی چند روزه ایشونه . با توجه به تجربه عقب نشینی کودتاگران در مورد ولیان به نظر میرسه ایجاد موج حمایتی و اطلاع رسانی لازم و فوریه

بابک خرمدین نمادی از مقاومت ایرانیان در برابر تجاوز بیگانه

http://www.aftab.ir/articles/applied_sciences/geograohy_history/images/91caf420a8245b745551d720a91c1192.jpg

بابک از نژادی ایرانی و مسکنش آذرآبادگان بود، گویا مسلمانش کرده بودند و نام عربیش حسن بود. جنبشی که بابک در ایران آغاز کرد و رسما نام جنبش خرم‌دینان برخود داشت، یک ایدئولوژی مشخصی را مطرح میکرد که هدفش براندازی نهائی سلطه‌ی عرب – برقراری مساوات انسانی در ایران – تأمین خوشیی برای همگان و بازگشت به شکوه و عظمت ایران باستان بود. ابن حزم مینویسد که ایرانیان ازنظر وسعت ممالک و فزونی نیرو برهمه‌ی ملتها برتری داشتند، به همین جهت لقبِ آزادگان را ممالک دیگر برای ایرانیان برگزیدند . چون دولت باشکوه و سترگ ساسانی بر اثر نبردهای طولانی با امپراتوری روم و هجوم تازیان جنگجو برافتاد و عرب که نزد آنها دونپایه‌ترین قوم جهان بود برآنها مسلط گردید این امر بر ملت ایران گران آمد و خود را با مصیبتی تحمل‌نشدنی روبرو یافتند، و برآن شدند که با راههای مختلف به جنگ با اعراب برخیزند.

ازجمله رهبران آزادی بخش و ملی ایران میتوان سنباد، مقنع، استادسیس، بابک و دیگران را نام برد . دولت ساسانی که نیز که در سالهای پایانی عمرش به سر می برد بدون شک اگر با حمله اعراب روبرو نمی گشت با قیامهایی ملی همچون زمان پارتیان تغییر سلسله می دادند و حکومتی قوی تر و جدید به صورتی کاملا ایرانی روی کار می آمد همانگونه که پارتیان بر ضد سلوکیان یونانی در ایران قیام کردند و دست بیگانگان را از این سرزمین برچیدند و سلسله قدرتمند شاهنشاهی پارتی را برقرار نمودند

نام خرم‌دین که به پاخاستگانِ ایرانی برای این جنبش برگزیده بوده‌اند به روشنی نشان میدهد که این یک جنبش مزدکی بوده و همه‌ی شعارها و برنامه‌های مساوات‌طلبانه و ضد بهره‌کشی مزدک را دنبال میکرده است. خود مزدک در تاریخ دینی که ادعای پیامبری آن را می کرد از زرتشت گرفته بود و با تغییراتی می خواست آن را به روز کند ولی چون در برابر دین بهی که دارای پایه های بسیار کهن بود قدرتی نداشت نتوانست گسترش یابد . ابن حزم تصریح میکند که خرم‌دینانِ پیرو بابک یک فرقه‌ی مزدکی بودند . اساس تعالیم مزدک برآن بود که مردم باید هم دراین دنیا و هم دردنیای دیگر به سعادت و شادمانی دست یابند؛ یعنی هم دراین دنیا با کسب وکار وکشاورزی و صنعتْ برای خودشان بهشت بسازند، و هم با انجام کارهای نیکو و خودداری از کارهای بد رضایت خدا را حاصل کنند تا درآخرت به بهشت بروند. نیک در تعالیم مزدک عبارت بود ازگفتار وکرداری که به خود یا دیگری منفعتی برساند و سعادتی فراهم آورَد؛ و بد عبارت بود ازگفتار یا کرداری که به خود یا دیگران آسیب و گزند وارد آورد یا سبب محرومیت شود. ابن‌الندیم در وصف یکی از ایرانیانِ مزدکی مقیم بغداد به نام خسرو ارزومگان که ویرا پیرو مذهبی شبیه مذهب خرم‌دینان نامیده، مینویسد که به پیروانش دستور میداد بهترین لباسها بپوشند، و خودش نیز بهترین لباسها می‌پوشید و به آن افتخار میکرد

مرکز فعالیت بابک در آذربایجان بود ولی نهضتش در تمامی شهرهای ایران مشغول به فعالیت بود . جماعات بزرگی از عربها پس از یورش سپاه اسلام در شهرها و روستاهایش آذرآبادگان اقامت گرفته بودند. هدف او از میان بردن سلطه‌ی اربابانِ عرب بود که نزدیک به دوقرن مردم ایران را تاراج میکردند. قبایل عرب همراه با فتوحات عربی به درون آذربایجان و دیگر شهرهای ایران سرازیر شدند. بلاذری درباره‌ی سرازیر شدنِ عربها به آذربایجان در زمان عثمان و امام علی، مینویسد بسیاری از عشایر عرب از بصره وکوفه و شام به آذربایجان سرازیر شدند و هرگروهی برهرچه از زمین توانست دست یافت و مصادره کرد، و بعضی‌شان زمینهائی را از عجمها خریدند و روستاهائی نیز به این عشایر واگذار شد، و مردم این روستاها به مُزارعینِ اینها تبدیل شدند

آغاز نهضت بابک در ایران را سال ١٩۴خ ذکر کرده‌اند. در مدت کوتاهی سراسر روستائیان نیمه‌ی غربی ایران و جنوب ایران به نهضت خرم‌دینان پیوستند. طبری مینویسد که مردم روستاهای نواحی اصفهان و همدان و ماهسپیدان و مهرگان‌کدک و جز اینها نیز به دین خرم‌دینان درآمدند . نخستین درگیری ناکامِ سپاهیان دولت عباسی و بابک درسال ١٩٨خ گزارش شده و خبر از شکست سپاه عباسی می‌دهد. دومین درگیری ناکامِ سپاه عباسی و بابک درسال ٢٠٠خ بود که بخش اعظم سپاهیان عباسی را بابک در غربِ ایران- نزدیکی‌های همدان- کشتار کرد. اعزام نیروهای عباسی به جنگ بابک درسراسر سالهای ٢٠٠- ٢٠۶خ تکرار شد و هربار از بابک شکست یافتند. در سال ٢٠٣خ در دو نبرد بزرگ، دوتن از فرماندهان برجسته‌ی دولتِ عباسی به قتل رسیدند؛ و یک فرمانده برجسته نیز شکست یافته فرار کرد. در سال ٢٠۶خ یک افسر برجسته‌ی عرب با سِمَتِ والی آذربایجان اعزام شد و سپاه بزرگی در اختیارش نهاده شد تا به‌کار بابک پایان دهد. این مرد نزدیک به دوسال با بابک درگیر بود، و در خردادماه ٢٠٨خ درکنار روستای بهشتاباد کشته شد و بخش اعظم سپاهش قتل عام شدند

خلیفه‌ی عباسی در اواسط تابستان ٢١٢خ چندین لشکر به غرب ایران فرستاد، که به گزارش طبری شصت هزار تن از روستائیان ناحیه‌ی همدان را قتل عام کردند، ولی بابک توانست شکستهای سختی بر این نیروها وارد سازد و با تلفات و این متجاوزان را با شکست به بغداد برگرداند. به دنبال این شکستها، خلیفه تصمیم گرفت که امر مقابله با بابک را به یک افسرِ مانوی مذهبِ نومسلمان ایرانی معروف به افشین ، از خاندان ساسانی واگذارد. افشین چندی پیش برای سرکوب شورشهای مصر اعزام شده بود و مأموریتش را به نحوی بسیار پسندیده انجام داده بود و هنوز در مصر بود. اورا خلیفه فراخوانده به مقابله‌ی خرم‌دینان گسیل کرد. افشین درناحیه‌ی همدان مستقر شد و در غرب و مرکزِ ایران از همدان و آذربایجان تا اصفهان و ری، با بزرگان روستاها مذاکراتی انجام داد و وعده های دروغین برای متفرق کردن آنها از کنار بابک به آنان داد که به ظاهر برآورنده‌ی خواسته‌های روستائیان بود
افشین پس ازآنکه اوضاع غرب ایران را در خلال یک‌سال و نیم با سیاست ضد ایرانی و در جهت حمایت از اعراب و تهدید و هدایای نقدی (که به دهخدایان میداد) آرام کرد، برای به دام افکندنِ بابک نقشه چید. کاروانی با محموله‌ی امداد مالی و غذائی از بغداد عازم اردبیل شد تا به دژی که محل استقرار سپاهیان خلیفه بود تحویل دهد. بابک بی‌خبر از دامی که افشین برایش چیده بود، تصمیم گرفت که راه را برآن کاروان بربندد و محموله‌هایش را تصاحب کند. افشین شبانه بدون سروصدا و بدون نواختن کوس و کَرانای (شیپور جنگی)، در نزدیکیهای دژ موضع گرفت؛ زیرا یقین داشت که بابک برای تصرف دژ خواهد آمد. بابک ابتدا یک قرارگاه کوچکِ سپاهیان خلیفه بر سرراهش را مورد حمله قرار داد و افرادش را کشت، آنگاه به کنار دژ رفته به افرادش استراحت داد که روز دیگر به دژ حمله کنند. دراین هنگام افشین براو شبیخون زد. گویا همه‌ی افرادی که همراه بابک بودند کشته شدند، ولی بابک جان سالم ماند (زمستان سال ٢١۴خ). افشین پس ازآن به برزند برگشت و آنجا اردو زد تا با ادامه دادن تماس با کلانترانِ روستاها کار پراکنده کردن بقایای هواداران روستائی بابک در ایران را دنبال کند

از اوائل سال ٢١۵خ منطقه‌ی نفوذ بابک که سابقا به همدان و اصفهان و ری میرسید، ازحد مناطق کوهستانی هشتادسر در آذربایجان فراتر نمیرفت. افشین پس از برگزاری مراسم نوروز و سیزده به‌در برای حمله به بابک آماده شد. نخستین حمله‌ی او به هشتادسر با شکست مواجه شد. پس ازآن در سراسر ماههای این سال چندین حمله به هشتادسر صورت گرفت که همه ناکام ماند. داستان این نبردها را طبری با استفاده از آرشیو گزارشهای کتبی به تفصیل دقیقی درحجم حدود ٣٠ صفحه ذکر کرده است که همه خبر از رشادتهای بیمانندِ بابک و یارانش میدهد

در بهار سال ٢١۶خ سپاه امدادی خلیفه با سی میلیون درهم کمک مالی به بَرزَند رسید؛ و افشین حملاتش به بابک را ازسر گرفت. افشین ابتدا به کلان‌رود منتقل شده درآنجا اردو زد و برگرد خویش خندق کشید. به زودی یک لشکر بابک تحت فرمان آذین- برادرِ بابک- به سوی کلان‌رود حرکت کرد. نبرد سپاهیان افشین و بابک در یکی ازدره‌های تنگ کوهستانی درگرفت، که تفاصیل آن‌را طبری ذکر کرده ولی نتیجه‌ی آن را معلوم نمیدارد. ازآنجا که این تفاصیل از روی سند کتبی گزارش افشین نوشته شده، میتوان پنداشت که افشین این بار نیز با شکست مواجه شده ولی شکست خود را در نامه‌اش منعکس نکرده باشد. دراین میان لشکرهای امدادی پیوسته از بغداد میرسید. افشین پیشروی آهسته در گذرگاههای کوهستانی به سوی قرارگاه بابک را ادامه داد. او بر هرکدام از گذرگاههای استراتژیک دست می‌یافت دژی بنا میکرد و پیرامونش را خندقی میکشید و لشکری درآن می‌گماشت تا تحرکات احتمالی روستائیان منطقه را زیر نظر بگیرد. بدین ترتیب افشین به قرارگاه بابک در منطقه‌ی بذ در کلیبر نزدیک شد. ازاین به بعد نام بخاراخدا از فئودالهای بزرگِ ایرانی‌تبارِ سغد بعنوان یکی از فرماندهان برجسته‌ی سپاه افشین به میان می‌آید. استقرار افشین برفراز یکی از بلندیهای مشرف بر بذ درکنار رودرود ماهها بطول انجامید. بابک دسته‌جات مسلحش را به گذرگاههای کوهستانی میفرستاد تا دسته‌جات افشین را به دام افکنند، و خودش در قرارگاهش در برابر دیدگان افشین موضع گرفته بود و همه‌روزه جشن شادی برپا میکرد و افرادش نای و دهل میکوفتند و پایکوبی میکردند و سرود میخواندند و افشین خائن به ایران را به استهزاء میگرفتند. دریکی از روزها بابک مقادیری خیار و سبزیجات و هندوانه برای افشین هدیه فرستاد و به او پیام داد که می‌بینم شما جز کُماچ و شوربا چیز دیگری برای خوردن ندارید؛ دلم برایتان میسوزد و امیدوارم این هدایا دلتان را نیز نسبت به ما نرم کند . افشین که میدانست هدف بابک ازاین کار برآورد نیروی او باشد سردسته‌ی این مأموران را با گروهی از افرادش فرستاد تا سه خندق بزرگ و دیگر خندقها را بازدید کند و خبرش را برای بابک ببرد، شاید بابک دست از مقاومت برداشته و تسلیم شود

در شهریورماه ٢١۶خ و زمانی که روستائیان سرگرم کار در مزارع و باغستانها بودند، حمله‌ی افشین به شهر بذ (مرکز بابک) با سپاهی عظیم آغاز شد. چون افشین به نزدیکی بذ رسید و بابک فقط سرداران خود را در کنارش دید راهی به جز فریب افشین خائن ندید . به همین جهت شخصی به نزد او فرستاده پیام داد که چنانچه او تعهد بسپارد که به وی و مردانش آسیب نرسد، شهر را به او تسلیم خواهد کرد. افشین پاسخ مساعد داد و بابک شخصا از دژ بیرون آمد تا با افشین مذاکره کند. افشین نیز وقتی دانست که بابک درحال نزدیک شدن به اواست به طرف او رفت. چون بابک و افشین در فاصله‌ئی ازهم قرار گرفتند که میتوانستند صدای یکدیگر را بشنوند، بابک به او گفت: حاضرم که تسلیم شوم ولی مهلت میخواهم که خود را آماده کنم. افشین گفت: چندبار به تو گفتم که بیا و تسلیم شو، ولی قبول نکردی. اکنون نیز دیر نیست، اگر امروز تسلیم شوی بهتر از فردا است. بابک گفت: من تصمیم خودم را گرفته‌ام و تسلیم میشوم؛ ولی باید تعهدنامه‌ی کتبی خلیفه را برایم بیاوری تا اطمینان یابم که چنانچه تسلیم شوم نه به خودم و نه به افرادم گزندی نخواهد رسید. افشین به او قول داد که چنین خواهد کرد

ولی بابک که افشین را فردی خائن و ضد ایرانی می دانست افشین را فریب داده بود و در اندیشه پیروزی در جنگ بود . در همان لحظاتی که بابک با افشین درحال مذاکره بود و به افسرانش پیام فرستاده بود که دست از نبرد بکشند تا به ظاهر با افشین به نتیجه برسد، تیپهای سپاه افشین وارد شهر بذ شدند وآتش در شهر افکندند و شهر را ویران کردند . گروهی به فراز کاخ بابک رفتند تا پرچم اسلام برافرازند. گروههای بسیاری در کوچه‌ها در حرکت بودند وآتش به خانه‌ها می‌افکندند و شهرها را ویران کردند و خبر این جنایات بر بابک رسید و سریعا محل مذاکره را ترک کرده به شهر برگشت شاید بتواند شهر را نجات دهد. ولی دیر شده بود. کشتار و تخریب و نفرت‌افکنی و آتش‌زنی تا پایان روز ادامه یافت، کلیه‌ی مدافعان شهر به قتل آمدند، و افراد خانواده‌ی بابک دستگیر شده به نزد افشین فرستاده شدند. درپایان روز که سپاه افشین به خندقشان برگشتند، بابک و مردانی که همراهش بودند به شهر وارد شدند و پس از دیدن ویرانیها از شهر رفته در دره‌ئی درکنار هشتادسر مخفی شدند. روز دیگر نیز به روال همانروز تخریب و آتش‌زنی ازسر گرفته شد و این کار تا سه روز ادامه داشت تا شهر به‌کلی سوخت و اثری ازآبادی برجا نماند
افشین به همه‌ی کلانتران روستاهای اطراف، ازجمله به دیرها و کلیساهای مسیحیان که در همسایگی آذربایجان درخاک ارمنستان بودند نامه نوشت که هرجا از بابک خبری به دست آورند به او اطلاع دهند و پاداش نیکو دریافت کنند. بابک با دوبرادرش و مادر و همسرش گل‌اندام راهی جنگلهای ارمنستان و آران شدند. کسانی به افشین خبر دادند که بابک و چندتن از یارانش در یک دره‌ی پردرخت وگیاه درمرز آذربایجان وارمنستان مخفی است. افشین برگرداگرد آن دره دسته‌جات مسلح مستقر کرد تا از هرراهی که بیرون آید دستگیرش کنند. او ضمنا امان‌نامه‌ی خلیفه را که میگفت درآن روزها رسیده به افرادِ بابک که اسیرش بودند نشان داد، و به یکی از برادرانِ بابک و چندتنی از کسانش که اجبارا تسلیم شده بودند سپرد وگفت: من انتظار نداشتم که به این زودی نامه‌ی خلیفه برسد، و اکنون که رسیده است صلاح را درآن میدانم که برای بابک بفرستم. او ازآنها خواست که نامه را برداشته برای بابک ببرند و راضیش کنند که بیاید و خود را تسلیم کند. آنها گفتند که محال است بابک تن به تسلیم دهد؛ زیرا کاری که نمی‌بایست اتفاق می‌افتاد اک
نون اتفاق افتاده و جائی برای آشتی باقی نمانده است. افشین گفت: اگر این‌را برایش ببرید او شاد خواهد شد . سرانجام دوتن از یاران بابک حاضر شدند نامه را ببرند. پسر بابک نامه‌ئی همراه اینها خطاب به پدرش نوشته به او اطلاع داد که اینها با امان‌نامه‌ی خلیفه به نزدش آمده‌اند و او صلاح را درآن میداند که وی خود را تسلیم کند . چون فرستادگان به نزد بابک رسیدند بابک به آنها و به پسرش که نامه به وی نوشته بود دشنام داد و گفت اگر این جوان پسر من بود باید مردانه میمُرد نه اینکه خودش را به دشمن تسلیم میکرد . به آن دونفر نیز گفت که شما اگر مرد بودید نباید اکنون زنده می‌بودید تا پیام دشمن را به من برسانید؛ زیرا مردن در مردی بهتر است از لذتِ زندگی چهل‌ساله در نامردی . سپس یکی ازآنها را دردم کشت و دیگری را با همان امان‌نامه‌ی خلیفه باز فرستاد، و گفت به پسرم بگو که حیف ازنام من که برتواست. اگر زنده بمانم میدانم با تو چه کنم

بعد ازآن بابک دریکی از روزها با همراهانش ازدره خارج شده به سوی ارمنستان به راه افتاد. افراد افشین که از بالا نگهبانی میدادند آنها را دیده تعقیب کردند. بابک و همراهانش به چشمه‌ساری رسیدند و ازاسب پیاده شدند تا استراحت و تجدید نیرو کنند و غذائی بخورند. افراد تعقیب‌کننده برآن بودند که بابک را غافلگیر کنند، ولی هنوز به نزد بابک نرسیده بودند که بابک وجودشان را احساس کرده خود را برروی اسب افکند و ازجا درپرید. سواران تعقیبش کردند. زن و مادر و یک برادر بابک دستگیر شدند. بابک وارد خاک ارمنستان شد و چون خسته وگرسنه بود به یک مزرعه رفت که چیزی بخرد. سرانِ آن روستا نیز مثل دیگر روستاها پیام افشین را دریافته بودند، و میدانستند که اگر بابک را تحویل دهند جائزه دریافت خواهند کرد. یکی از کشاورزان با دیدن بابک که رخت برازنده دربر داشت و سوار براسبی نیکو بود وشمشیری زرین حمایل کرده بود، گمان کرد که او شاید بابک باشد. لذا خبر به کشیش روستا برد. کشیش چند نفر را برداشته به سرعت خودش را به بابک رساند که درحال غذا خوردن بود. او به بابک تعظیم کرده دستش را بوسیده گفت: من از دوستداران توام، و ازتو میخواهم که به مهمانی به خانه‌ام بیائی. دراین روستا و اطراف آن همه‌ی کشیش‌ها دوستدار توهستند و اگر با ما باشی آسیبی به تو نخواهد رسید . بابک که خسته و درمانده بود، فریب احترامها و وعده‌های کشیش را خورد و همراه او وارد خانه‌اش شد. کشیش از همانجا شخصی را به نزد افشین فرستاد تا به وی اطلاع دهند که بابک درخانه‌ی اواست. افشین یکی از افرادش را به نزد کشیش فرستاد تا بابک را شناسائی کند و نسبت به درستی پیام کشیش اطلاع یابد. کشیش به فرستاده‌ی بابک رخت طباخان پوشاند، و وقتی آن مرد سینی غذا را برای بابک و کشیش برد بابک ازکشیش پرسید: این مرد کیست؟ کشیش گفت: ایرانی است و مدتی پیشتر مسیحی شده و به ما پیوسته در اینجا زندگی میکند. بابک با مرد حرف زد و پرسید اگر مسیحی شده چه ضرورتی داشته که اینجا باشد. مرد گفت: من از اینجا زن گرفته‌ام. بابک به شوخی گفت: ازمردی پرسیدند ازکجائی؟ گفت: ازآنجا که زن گرفته‌ام

به‌هرحال کشیش به افشین پیام داد که دودسته‌ی مسلح را به نقطه‌ی مشخصی بفرستد، و روزی را نیز مقرر کرد که بابک را به بهانه‌ی شکار به آنجا خواهد بُرد. این عمل برای آن بود که او نمیخواست بابک را در خانه‌اش تحویل مأموران افشین بدهد، زیرا ازآن میترسید که بابک زنده بماند و دوباره جان بگیرد و ازاو انتقام بکشد. طبق قراری که در پیامش به افشین داده بود، کشیش یکروز به بابک گفت: چند روزی است که درخانه نشسته‌ای و میدانم که ازاین حالت دلگیر و خسته‌ای. اگر تمایل داری من زمینی دارم که آهوان بسیاری درآنجا یافت میشوند، و چندتا باز شکاری نیز دارم که گاه آنها را با خود به شکار می‌برم. بیا فردا به شکار برویم . بابک درخلال چند روزی که مهمان کشیش بود ازاو و اطرافیانش رفتارهای نیکی دیده و کاملا به او اعتماد یافته بود. افشین دودسته‌ی مسلح از افراد برجسته‌اش را همراه دو افسر از خاندان ایرانی سُغد به نامهای پوزپاره و دیوداد به محلی که کشیش تعیین کرده بود فرستاد تا کمین کنند و درلحظه‌ی مناسب برسر بابک بتازند و دستگیرش کنند. بابک در روز مقرر همراه کشیش به شکار رفت ولی خودش شکارِ پوزپاره و دیوداد گردید. وقتی بازداشتش کردند و دستهایش را ازپشت می‌بستند، رو به کشیش کرده به او دشنام داد و گفت: مردک! اگر پول میخواستی من میتوانستم بیش ازآنچه اینها به تو خواهند داد بدهمت. مطمئنم که مرا به بهای اندک فروخته‌ای

روزی که قرار بود بابک را وارد برزند (اقامتگاه افشین) کنند، افشین مردم شهر و بسیاری از مردم روستاهای دور و نزدیک را در میدانِ بزرگی در بیرون شهر در دوسو گرد آورد و میانشان فاصله‌ی کافی گذاشت تا بابک بگذرد و همه به او بنگرند و بدانند که کارِ بابک تمام است. ساعتی که بابک را در زنجیرهای گران از میان دوصفِ مردم میگذراندند، شیون زنان وکودکان بلند شد که برای رهبر محبوبشان میگریستند و برسر وسینه میزدند. افشین با صدای بلند خطاب به زنهای شیون‌کننده گفت: مگر شما نبودید که میگفتید بابک را دوست ندارید؟ زنان با شیون جواب دادند: او امید ما بود و هرچه میکرد برای ما میکرد

برادر بابک نیز مثل بابک نزد یکی از کشیشان پنهان شده بود. ویرا نیز آن کشیش به مأموران افشین تحویل داد

موضوع بابک چنان برای خلیفه بااهمیت بود که وقتی خبر دستگیریش را شنید جایزه‌ی بزرگی برای افشین فرستاد و به او نوشت که هرچه زودتر ویرا به پایتخت ببرد. فرستادگان خلیفه همه‌روزه به آذربایجان اعزام میشدند تا با افشین درتماس دائم باشد و او بداند که چه وقت و چه ساعتی افشین و بابک به پایتخت خواهند رسید؛ و برفراز تمام بلندیهای سرراه و درکنار جاده دیدبان گماشت تا هرگاه افشین را ببینند به یکدیگر جار بزنند و همچنان این جارها تکرار شود تا به خلیفه برسد. او همه‌روزه هیئتی را همراه با هدایا و اسب و خلعت به نزدِ افشین میفرستاد تا قدردانی از خدمت افشین را به بهترین وجهی نشان داده باشد. افشین در دیماه ٢١۶خ با شوکت و شکوه بسیار زیادی وارد پایتخت خلیفه گردیده به کاخی رفت که به خودش تعلق داشت و بابک را نیز درآن کاخ زندانی کرد. چون هوا تاریک شد و مردم به خواب رفتند، خلیفه به یکی از محرمانش مأموریت داد تا بطور ناشناس به نزد بابک برود و اورا ببیند و بیاید اوصافش را به او بگوید. آن مرد چنان کرد، و افشین وی‌را بعنوان مأمور حامل آب به اطاقی برد که بابک درآن زندانی بود. خلیفه وقتی اوصاف بابک را ازاین محرم شنید، برای اینکه بابک را ببیند و بداند این مرد چه عظمتی است که ٢٢ سال مبارزاتِ مداوم و خستگی‌ناپذیرش پایه‌های دولتِ اسلامی را به لرزه افکنده است، نیم‌شبان برخاسته رخت ساده برتن کرد و وارد خانه‌ی افشین شده بطور ناشناس وارد اطاق بابک شد و بدون آنکه حرفی بزند یا خودش را معرفی کند، دقایقی دربرابر بابک برزمین نشست و چراغ دربرابر چهره‌اش گرفته به او نگریست

بامداد روز دیگر خلیفه با بزرگان دربارش مشورت کرد که چگونه بابک را درشهر بگرداند و به مردم نشان بدهد تا همه بتوانند ویرا ببینند. بنا بر نظر یکی از درباریان قرار برآن شد که ویرا سوار بر پیلی کرده در شهر بگردانند. پیل را با حنا رنگ کردند و نقش و نگار برآن زدند؛ و بابک را در رختی زنانه و بسیار زننده و تحقیرکننده برآن نشاندند و درشهر به گردش درآوردند. پس ازآن مراسم اعدام بابک با سروصدای بسیار زیاد با حضور شخص خلیفه برفراز سکوی مخصوصی که برای این کار دربیرون شهر تهیه شده بود، برگزار شد. برای آنکه همه‌ی مردم بشنوند که اکنون دژخیم به بابک نزدیک میشود و دقایقی دیگر بابک اعدام خواهد شد، چندین جارچی در اطراف و اکناف با صدای بلند بانگ میزدند نَوَد نَوَد این اسمِ دژخیم بود و همه اورا میشناختند

ابن الجوزی مینویسد که وقتی بابک را برای اعدام بردند خلیفه درکنارش نشست و به او گفت: تو که اینهمه استواری نشان میدادی اکنون خواهیم دید که طاقتت دربرابر مرگ چند است! بابک گفت: خواهید دید. چون یک دست بابک را به شمشیر زدند، بابک با خونی که از بازویش فوران میکرد صورتش را رنگین کرد. خلیفه ازاوپرسید: چرا چنین کردی؟ بابک گفت: وقتی دستهایم را قطع کنند خونهای بدنم خارج میشود و چهره‌ام زرد میشود، و تو خواهی پنداشت که رنگ رویم از ترسِ مرگ زرد شده است. چهره‌ام را خونین کردم تا زردیش دیده نشود

به این ترتیب دستها و پاهای بابک را بریدند . چون بابک برزمین درغلتید، خلیفه دستور داد شکمش را بدرد. پس از ساعاتی که این حالت بربابک گذشت، دستور داد سرش را از تن جدا کند. پس ازآن چوبه‌ی داری در میدان شهر سامرا افراشتند و لاشه‌ی بابک را بردار زدند، و سرش را خلیفه به خراسان فرستاد

محمد خوانساری، استاد پیشکسوت فلسفه درگذشت

دکتر محمد خوانساری ۳۷ سال در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در رشته‌های منطق، فلسفه عمومی،‌ صرف و نحو متون فارسی و فلسفه اسلامی تدریس کرد و در سال ۱۳۶۱ از این دانشگاه بازنشست شد.

مردمک

دکتر محمد خوانساری، استاد پیشکسوت منطق و فلسفه دانشگاه تهران پس از یک دوره بیماری، روز پنج‌شنبه، ۱۳ اسفند در سن ۸۸ سالگی درگذشت. پیکر وی فردا، یکشنبه ۱۶ اسفند از دانشگاه تهران به سمت بهشت زهرا تشییع خواهد شد.

دکتر خوانساری متولد سال ۱۳۰۰ در اصفهان است و پس از تحصیل در رشته‌های فلسفه و زبان و ادبیات فارسی از ایران به فرانسه رفت و دکترای خود را از دانشگاه سوربن در رشته منطق و فلسفه دریافت کرد.

او ۳۷ سال در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران در رشته‌های منطق، فلسفه عمومی،‌ صرف و نحو متون فارسی و فلسفه اسلامی تدریس کرد و در سال ۱۳۶۱ از این دانشگاه بازنشست شد.

«صرف و نحو و اصول تجزیه و تركیب»، «منطق صوری»‌، «مختارات من‌الادب‌الحدیث»‌ و «فرهنگ اصطلاحات منطقی» از جمله آثار او است.

کتاب «صرف و نحو و اصول تجزیه و تركیب» تاکنون نزدیک به چهل‌بار در ایران تجدید چاپ شده است.

از دکتر خوانساری ۳۲ مقاله در زمینه منطق و فلسفه به زبان فارسی و فرانسه منتشر شده است.

او که تمرکز اصلی مطالعات خود را مباحث منطق ارسطویی و اسلامی می‌دانست، در یکی از مصاحبه‌هایش گفته بود که به نوشتن مبانی منطق به زبان بسیار ساده علاقه‌مند است.

وی در تالیفات خود از آثار فلاسفه ایرانی همچون ابن‌سینا، فارابی و خواجه نصیرالدین توسی بسیار بهره می‌برد.

دکتر خوانساری که در جوانی از دانشگاه تهران دکترای ادبیات فارسی خود را دریافت کرده است، از شاگردان ملک‌الشعرای بهار، بدیع‌الزمان فروزانفر، جلال‌الدین همایی، احمد بهمنیار و میرزا عبدالعظیم خان قریب به شمار می‌آید.

وی از آغاز تاسیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی، عضو پیوسته این فرهنگستان بوده است.

همچنین دکتر خوانساری در سال ۱۳۸۲ در سومین همایش چهره‌های ماندگار به عنوان چهره ماندگار در منطق برگزیده شد و در سال ۸۴ نشان انجمن آثار و مفاخر به وی اعطا شد.

شما چه فکر می‌کنید؟

۱۳۸۸ اسفند ۱۶, یکشنبه

محمد ملکی به «محاربه» متهم شد

محمد شریف وکیل مدافع محمد ملکی می‌گوید که موکلش به استناد ماده ۱۸۶ قانون مجازات اسلامی به «محاربه» متهم شده است.

آقای شریف امروز شنبه به خبرگزاری ایلنا گفته که دادگاه، اتهامات موکلش را «توهین به امام خمینی، مقام معظم رهبری و تبلیغ علیه نظام» عنوان کرده است.
به گفته این وکیل دادگستری، وقت رسیدگی به پرونده محمد ملکی، ۲۴ فروردین ماه سال آینده اعلام شده است.محمد ملکی، اولین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب، شامگاه دوشنبه گذشته پس از ۱۹۱ روز بازداشت، با قرار کفالت از زندان اوین آزاد شده است.محمد شریف امروز شنبه به خبرگزاری ایلنا گفته که دادگاه، اتهامات موکلش را «توهین به امام خمینی، مقام معظم رهبری و تبلیغ علیه نظام» عنوان کرده است

ملکی پیش‌ از این، ۱۲ تیرماه ۱۳۶۰ دستگیر و به مدت پنج سال در زندان به سر برده بود.وی ۲۱ اسفند ۱۳۷۹ نیز در نشست نیرو‌های ملی مذهبی در منزل محمد بسته‌نگار، به همراه گروهی از رهبران این جریان سیاسی بازداشت شده بود

دکتر رهنورد : زنان در تاریخ مبارزات آزادی خواهانه همپای مردان درسرنوشت ملی و انسانی بشر سهمیم بوده اند.

بانوي فرهيخته سبز ايران در بيانيه اي که به مناسبت هشتم مارچ و روز جهاني زن صادر نموده است به تبعيض هاي روا شده بر زنان در شئون مختلف اشاره مينمايد و با تاکيد بر روح آزادي خواهي و برابري طلبي جنبش سبز ، آروزي رفع اين تبعيض ها را دارد . دکتر رهنورد در بخشي از پيام خود مينويسد :
جنبش سبز تبلور آرمانهای هر انسان آزاده و عدالت طلبی است .و جنبش سبز به خاطر همین آرمانهای والای انسانی و اخلاقی است که زنان را ارج می نهد و نقش بزرگ آنان را در طول تاریخ بشری و در تاریخ ملی و اسلامی ایران قدر می شناسد .زنان پیوسته در تاریخ مبارزات آزادی خواهانه همپای مردان درسرنوشت ملی و انسانی بشری سهمیم بوده اند.
هشتم مارس(هفده اسفند) ،روزجهانی زن در پیش است . جنبش سبز اهمیت این روز بزرگ را می شناسد و می داند چه رنج ها و نامرادی هایی که زنان تحمل کردند تا عصاره مطالبات آنان در این روز رخ نمود و برگی پرشکوه و زرین به فهرست پویش های تعالی خواهانه ، آزادی خواهانه و مساوات طلبانه افزود.

وي در بخشي ديگر مي افزايد :

اما امروز ، زنان پیشتاز در جنبش سبز ، حیرت زده همچنان شاهد نگاه ها، رفتارها و قوانین تبعیض خواهانه ای هستند که نقاب زده ، هر روز در گوشه ای مطرح می شوند. گویی برای هر یک از مطالبات به حق زنان برای کسب آزادی و رفع تبعیض پاسخی متضاد در آستین نیروهای واپس گرا و حاکمیت پنهان شده و در موعد مساعد روی میز محکمه گذاشته می شود .
و در نهايت بانوي سبز ايران ميگويد :
آبروی یک نظام ومشروعیت آن در گرو احترام به ملت و مطالبات آنان و به ویژه آبروی یک نظام به میزان ارج نهادن به زنان است. باز هم به حاکمیت توصیه می کنم به پاس تمام روزهای بزرگی که به نوعی به شخصیت زن مربوط است زنان را ارج نهید و در جهت سعادت آنان قدم بردارید.

در پایان ، با تمام احترام این روز بزرگ را به همه زنان ومردان عدالت خواهی که رفع تبعیض و ارج نهادن به زنان را بخشی از مبارزات آزادیخواهانه بشری می دانند تبریک می گویم و امیدوارم جنبش سبز در جهت رفع تبعیض قدم های بلندی بردارد.

اعتراض سازمان ادوارتحکیم وحدت به بازداشت جعفرپناهی/ پناهی در کنار جنبش دموکراسی خواهی ایرانیان ایستاده بود

شنبه، 15 اسفند 1388

ادوارنیوز: کمیته فرهنگی سازمان ادوار تحکیم با صدور اطلاعیه ای به دستگیری جعفر پناهی کارگردان مدافع حقوق بشر، شهیر و مستقل ایرانی اعتراض نمود.

در این بیانیه آمده است:

هنر مستقل و آزادیخواه مقوله ای است که همواره در این کشور مورد هجوم و سرکوب انحصار گران و اقتدار طلبان بوده است. همواره آنچه مورد خشم و کین حاکمان قرار می گیرد، تأثیری است که سخن هنر و هنرمند در هر سطحی بر روی لایه های مختلف اجتماع می گذارد و اتفاقا این تأثیر بسیار ریشه ای و بنیادی بوده و اگر این سخن از دل برآمده باشد، لاجرم بر دل فرهنگ جامعه نیز خواهد نشست آنچنانکه در ماه های اخیر از طریق هنرمندی خودجوش گروه های مردمی تأثیر خود را گذاشته و می گذارد.

آنچه این روزها از برخورد قهر آمیز و دستگیری فله ای یکی از نمایندگان سینمای مستقل یعنی جعفر پناهی به همراه محمد رسول اف و همکارانشان شنیده می شود را نیز می توان در این راستا تحلیل نمود. در حقیقت کسانی که هم اکنون عنان قدرت را به دست گرفته اند، حداقل صداهای مسالمت آمیز مخالفان وضعیت موجود از هیچ صنفی را بر نمی تابند و پس از در بند نمودن گروه های مرجع دیگر اجتماعی، رو سوی سینما گران نهاده اند. پر واضح است که این شیوه دستگیری های فله ای در راستای فشار برای خاموشی صدای اکثریت مردم ایران به کار برده می شود که با وجود همه فشارها و تضییقات و حبس و بندها در همه عرصه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی غریوش به گوش می رسد و خاموش شدنی نیست.

واحد فرهنگی سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) برخورد صورت گرفته و دستگیری این کارگردان شهیر ایرانی را که آثار ارزشمندی را در راه ارتقای فرهنگ حقوق بشری در جامعه ایرانی از خود برجای گذاشته و همواره در کنار جنبش دموکراسی خواهی ایرانیان به ویژه جنبش دانشجویی ایستاده مانند تمامی برخوردهای غیر قانونی مشابه محکوم نموده و آن را در راستای تحدید هر چه بیشتر فضای فرهنگی و سیاسی کشور قلمداد می کند.

در این زمینه سکوت یا عدم فعالیت جدی فعالان سینمایی کشور که حامیان جنبش سبز در بخش های مختلف، اکثریتی انکار ناشدنی در آن دارند را نیز جایز نمی دانیم. ما به همه فعالان فرهنگی و هنری متذکر می شویم، آتشی که به تک درختان تنومند زده می شود، هدف غایی اش سوزاندن تمامی جنگل است. در انتها مصرانه آزادی فوری همه زندانیان بی گناه از احمد زید آبادی و عبدالله مؤمنی تا جعفر پناهی و همه آزادمردانی که درراه ابراز آزادانه بیان و عقیده و همچنین تلاش در راه تقریر حقیقت در بند شده اند را خواستاریم.

کمیته فرهنگی سازمان ادوارتحکیم وحدت

15 اسفند 1388

بالا^^

دیدار اعضای سازمان ادوار تحکیم با دکتر ملکی، مرتضی کاظمیان و برخی دیگر از زندانیان سیاسی آزاد شده

شنبه، 15 اسفند 1388

ادوارنیوز: اعضای شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران با برخی از زندانیان سیاسی که به تازگی آزاد شده اند دیدار و گفتگو کردند.

به گزارش ادوارنیوز، اعضای شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم وحدت روز گذشته با حضور در منزل دکتر محمد ملکی استاد برجسته دانشگاه با وی دیدار کرده و در جریان آخرین وضعیت وی قرار گرفتند. اعضای سازمان ادوار تحکیم همچنین روز گذشته به دیدار دکتر مرتضی کاظمیان رفته و با وی که به تازگی آزاد شده است دیدار و گفتگو کردند.

گفتنی است هفته گذشته نیز اعضای سازمان دانش آموختگان ایران با حضور در منازل برخی از زندانیان سیاسی از جمله جهانبخش خانجانی، شهاب الدین طباطبایی و ... با آنها دیدار و آزادی شان را تبریک گفتند.

بالا^^

۱۳۸۸ اسفند ۱۴, جمعه

ضرب و شتم و تهدید، بازجویی پدر یکی از فعالان کمپین یک میلیون امضا، برای تحویل‌دادن دخترش

روز ۱۳ اسفند ماه زمانی که پدر درسا سبحانی، قصد خروج از منزلش را داشت طی هجوم ۶ نیروی امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و سپس وی را با دست‌بند و چشم‌بند بازداشت نموده و به مدت ۴ ساعت مورد بازجویی و تهدید قرار دادند. نیروهای امنیتی اعلام داشتند اگر وی، دخترش درسا سبحانی را روز شنبه به وزارت اطلاعات تحویل ندهد وی را به همراه همسر و دختر کوچکش بازداشت خواهند نمود و منزل شخصی آنها را نیز مصادره خواهند کرد.

محبوبه کرمی فعال کمپین یک میلیون امضاء بازداشت شد

تغییر برای برابری -ساعت 10 شب 11 اسفند ، ماموران امنیتی محبوبه کرمی, فعال کمپین یک میلیون امضا را پس از تفتیش منزلش بازداشت کردند.

به گفته محسن کرمی برادر وی، تاریخ حکم صادره 5 اسفند ماه بوده و اتهام مطرح شده، اغتشاش و شرکت در تجمعات ذکر شده بود.محبوبه در سال گذشته تمام وقت خود را به پرستاری از پدرش گذرانده است.

محبوبه کرمی پیش از این هم پنج بار بازداشت شده بود. بار اول و دوم در رابطه با درگیری های 18 تیر, بار سوم24 خرداد 1387 به اتهام اقدام علیه امنیت ملی که پس از 70 روز آزاد شد. باردیگر، 6 فروردین 1388 به همراه 11 تن از اعضای کمپین و مادران صلح که قصد دیدار نوروزی با خانواده زهرا بنی یعقوب را داشتند به اتهام اخلال در نظم عمومی دستگیر و پس از 13 روز آزاد شد. در همه پرونده های فوق، حکم تبرئه برای وی صادر شده است.

در صورت عدم لغو حکم اعدام محمدامين وليان اقتدارگرايان تاوان سنگينی می پردازند، شورای عمومی دفتر تحکيم وحدت

خبر تاييد حکم اعدام برای محمدامين وليان، دانشجوی ۲۰ ساله دانشگاه دامغان، تنها به جرم شرکت در مراسم روز عاشورا و دفاع از خود در مقابل حمله وحشيانه نيروی انتظامی بلافاصله پس از انتشار فيلمی تکان دهنده از حمله اين نيرو به کوی دانشگاه تهران، جامعه دانشگاهی و مدنی ايران را در بهت و حيرت فرو برد که دامنه قساوت و شناعت کودتاچيان تا به کجاست. صدور و تاييد اين حکم در کنار احکام گوناگون و فراوان حبس های طويل المدت برای اساتيد و دانشجويان طی هشت ماه گذشته نشان از شدت بغض اقتداگرايان از دانشگاه و دانشگاهيان است.

نحوه برخورد حاکميت با دانشجويان و اعتراضات مسالمت آميز دانشگاه ها و بررسی آن طی چندين سال گذشته نشان از ترسی عميق و درخور توجه از سوی اقتدارگرايان در اين زمينه است. در همين چند ماه گذشته هنوز چند روز از انتخابات نگذشته که کوی دانشگاه تهران مورد حمله از پيش برنامه ريزی شده و ددمنشانه گارد ويژه نيروی انتظامی و نيروهای لباس شخصی قرار می گيرد و پس از ضرب و جرح دانشجويان آن ها را بازداشت می کنند. پس از آن در ۱۸ تير، سالروز فاجعه حمله اول بار به کوی دانشگاه، بدترين برخوردها با دانشجويان و افراد بازداشت شده در اين روز می شود و بازداشت شدگان با دستور مستقيم مقامات عاليرتبه قضايی به بازداشتگاه کهريزک منتقل می شوند و پس از چند روز شکنجه چند نفر از بازداشت شدگان جان می سپارند.

بعد از آن نيز احضار گسترده دانشجويان به دادگاه ها، مراکز امنيتی، کميته های انضباطی و در پی آن بازداشت و صدور احکام سنگين برای دانشجويان در دستور کار قرار می گيرد. اين راه نيز عطش اقتدارگرايان را برای نسق کشی از دانشگاه برطرف نمی کند و حمله مغول وار به دانشگاه علم و صنعت و دانشگاه آزاد مشهد در دستور قرار می گيرد و اين حمله با موج بعدی بازداشت گسترده دانشجويان تکميل می شود. کار به اين جا نيز ختم نمی شود و صدور و تاييد حکم اعدام برای يک فعال دانشجويی صادر می شود.

فارغ از آن که اين حکم ننگين تا چه ميزان قابليت اجرا داشته باشد، صدور و اعلام عمومی آن به نوعی هشدار اقتدارگرايان به دانشگاه و جامعه مدنی ايران است که آن ها برای حفظ اقتدار پوشالی خود تا هر آن جا که لازم باشد ايستاده اند و حتی از اعدام يک دانشجوی ۲۰ ساله نيز ابا ندارند. همچنين اين حرکت ممکن است جهت فراهم نمودن خوراک لازم جهت بازی نمايشنامه تقاضای عفو و بخششی که خبر آن پيش از اين در رسانه ها منتشر شده نيز باشد.

البته جامعه دانشگاهی ايران در يک دهه گذشته سابقه دريافت حکم اعدام از اقتدارگرايان را دارد. صدور حکم اعدام برای جمعی از دانشجويان بازداشت شده در ۱۸ تير ۷۸ و همچنين صدور حکم اعدام برای دکتر هاشم آقاجری از جمله اين نمونه هاست. اما با ايستادگی و مقاومت جامعه مدنی و دانشگاهی ايران اين احکام بی فرجام ماند و رودخانه زلال جنبش دانشجويی ايران با استواری به راه خود ادامه داد.

محمدامين وليان، آخرين قربانی صدور اين گونه احکام، در حالی به اعدام محکوم شده است که کليه فعاليت های او در چارچوب قانون و به صورت کاملا مسالمت آميز بوده است. شنيده ها حاکی از آن است که محمدامين وليان با شانتاژ و فشار نيروهای بسيج دانشگاه دامغان توسط نيروی سپاه بازداشت و از بدو بازداشت تاکنون در بند ۲-الف در بازداشت به سر می برد. اين عضو شورای عمومی دفتر تحکيم وحدت در طول دوران بازداشت خود، حتی پس از تشکيل دادگاه و صدور حکم اعدام، از ملاقات با خانواده و وکيل خود محروم بوده است. با اين وجود و در حالی که خانواده و وکيل وی از تشکيل دادگاه اطلاع نداشتند اين دانشجو با شجاعت مثال زدنی از خود در مقابل ادعاهای واهی دادستانی به دفاع پرداخت.

به باور ما صدور حکم اعدام برای يک فعال دانشجويی شروع فصل جديدی در برخوردها و سرکوب های پس از انتخابات رياست جمهوری است. از اين رو فعالين سياسی اصلاح طلب و تحول خواه، خصوصا آقايان کروبی و موسوی، بايستی با تمرکز بر اين موضوع و واکنش مناسب به اين مسئله با اين جسارت ورزی اقتدارگرايان پاسخ دهند. همچنين بر کليه فعالين مدنی و حقوق بشری است که با جديت مانع از حرکت های خطرناک بعدی حاکميت در اين راستا شوند. علاوه بر اين از آن جا که حکم اعدام به استناد يک استفتاء مبهم صادر شده است انتظار می رود مراجع آزاده به دفاع از حقوق اين دانشجو برخيزند و با مواضع شجاعانه خود مانع از ادامه اين روند شوند.

دفتر تحکيم وحدت همچنين اعلام می کند که حرکات مذبوحانه اين چنين مانع حرکت جنبش دانشجويی نخواهد شد و جنبش دانشجويی به مسير پرافتخار خود ادامه خواهد داد. همچنين به اقتدارگرايان نيز به صورت جدی هشدار می دهيم که کليه عواقب اجرای اين حکم بر عهده ايشان است و آنان تاوان سنگينی در اين خصوص خواهند پرداخت. دفتر تحکيم وحدت همچنين خواستار آزادی هر چه سريعتر محمدامين وليان، ۴ عضو در بند شورای مرکزی اين اتحاديه، خانم بهاره هدايت و آقايان مهدی عربشاهی، ميلاد اسدی و مرتضی سمياری و ساير اعضای شورای عمومی اين اتحاديه و ديگر دانشجويان و اساتيد در بند است.

شورای عمومی دفتر تحکيم وحدت
۱۲ اسفند ۱۳۸۸

اخراج دو دانشجوی بهایی از دانشگاه علوم پزشکی ساری

دو تن دیگر از معدود دانشجویان بهایی که اجازه تحصیل در دانشگاه‌ها را یافته بودند، از دانشگاه اخراج شدند.

رهانا: مسئولین دانشگاه سونا قلی نژاد دانشجوی ترم ۲ رشته گیاه پزشکی و نعیم کمالی را از دانشگاه علوم پزشکی ساری به خاطر بهایی بودن اخراج کردند.

به گزارش خبرنگار رهانا این در حالیست که دو دانشجوی بهایی دیگر نیز مشغول تحصیل در همین دانشگاه هستند و بیم آن می رود که آنان نیز در صف اخراج شده گان بعدی قرار گیرند.

اخراج دو دانشجوی بهایی در حالی صورت می‌گیرد که کم‌تر از ۱۰ روز قبل نماینده‌گان جمهوری اسلامی در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل مدعی شده بودند که هیچ دانشجویی به بهانه‌ی بهایی بودن از دانش‌گاه‌های ایران اخراج نمی‌شود.

تجمع كارگران نساجي قائمشهر در مقابل فرمانداری

كارگران نساجي مازندران به دلیل عدم دریافت 5 ماه حقوق معوقه خود، دیروز در مقابل فرمانداري قائمشهر تجمع کردند.

خبرگزاری هرانا - كارگران نساجي مازندران به دلیل عدم دریافت 5 ماه حقوق معوقه خود و بلاتكليفي صبح دیروز از مسير كارخانه جاده نظامي قائمشهر به سمت فرمانداري قائمشهر به حركت درآمدند.

۱۳۸۸ اسفند ۱۳, پنجشنبه

12اسفند :خودکشی آستره مولودي، دانشجوی دانشگاه تبريز پس از محروميت وی از تحصيل

کميته گزارشگران حقوق بشر :ساعت ۳:۳۰ نيمه‌شب روز چهارشنبه آستره مولودي، دانشجوی رشته علوم تربيتی دانشگاه تبريز پس از قطعي‌شدن حکم محروميت از تحصيلش اقدام به خودکشی کرد.

او با شکستن شيشه خوابگاه رگ دست خود را زد اما با رساندن وی به بيمارستان تحت عمل جراحی قرار گرفت و از مرگ نجات يافت.

با خبردار شدن ساکنان خوابگاه، آستره پس از تعلل های مسئولان خوابگاه، به بيمارستان منتقل شد. او درحاليکه خون زيادی از دستش رفته بود، با تلاش پزشکان بيمارستان زنده ماند و صبح روز چهارشنبه تحت عمل جراحی قرار گرفت و از مرگ نجات يافت.

آستره مولودی به همراه حدود ۱۰ دانشجوی ديگر دانشگاه تبريز، به دنبال اعتراض به نتايج انتخابات رياست جمهوری و برگزاری تحصن در روز ۱۳ آبان، به يک ترم محروميت از تحصيل به صورت معلق محکوم شد. در حالي‌که اجرای حکم محروميت از تحصيل برای اين دانشجويان به حالت معلق درآمده بود، طی يک هفته گذشته اين احکام اجرايی شد.

بنا براين، مولودی از سوی کميته انضباطی دانشگاه، به يک ترم محروميت از تحصيل قطعي، يک ترم محروميت از تحصيل تعليقی و همچنين پيشنهاد انتقال به دانشگاهی ديگر محکوم شد.

درحال حاضر مسئولان دانشگاه تبريز، دوستان نزديک آستره را تهديد کرده اند که از انتشار خبر خودکشی وی خودداری کنند.

مسئولان دانشگاه دوستان اين دانشجوی کرد زبان دانشگاه تبريز را تهديد کرده اند که حتی به خانواده اش هم در اين رابطه فعلا اطلاعی ندهند.

گفته می شود دانشجويان دانشگاه تبريز تصميم گرفته اند که در اعتراض به صدور احکام کميته انضباطی و خودکشی اين دانشجوی دختر هفته آينده دست به تحصن بزنند

"پسرم 14 روز در سردخانه بود، و ما در نهایت استیصال، برای یافتن خبری از او هر روز دم زندان اوین، آگاهی، و . . سرگردان بودیم. در طول این 14 شبانه روز، ر

"پسرم 14 روز در سردخانه بود، و ما در نهایت استیصال، برای یافتن خبری از او هر روز دم زندان اوین، آگاهی، و . . سرگردان بودیم. در طول این 14 شبانه روز، روزها موبایل پسرم خاموش بود و هر شب بعد از ساعت 12 با موبایلش به خانه مان زنگ می زدند و صدای نفس نفس زدن ممتد و خسته کسی از آنطرف شنیده می شد. اینکار در طول هر شب، چند بار تکرار می شد." قسمتی از رنج نامه مادر شهید مصطفی کریم بیگی که در روز عاشورا به دست بسیجی ها کشته شد (از وبلاگ مادران عزادار).

۱۳۸۸ اسفند ۱۲, چهارشنبه

به حکم مکارم شیرازی جنایت کارمیخواهند محمد امین والیان را شب عید اعدام کنند

هرچه میتوانیم بکنیم. هر کجا که هستیم ساکت ننشینیم. با عفو بین الملل و سازمان ملل تماس بگیریم و از آن ها بخواهیم اعترا ض کنند. با این علمای بی غیرت تماس بگیریم و بگوییم اگر صدایشان در نیاید حق امام و خمس و زکات به آن ها نخواهیم داد. سرتاسر ایران و چهار گوشه دنیا را از این حکم ظالمانه آگاه کنیم. دیوارهای شهر را با نام محمد امین والیان سبز کنیم. اگر میتوانیم با دفاتر این خبیث آیت الشیطان مکارم هم تماس بگیریم و بگوییم اگر خون این جوان را بریزند بر دستان مکارم خواهد نشست. شب عید این جلادان میخواهند یک مادر دیگر را عزادار کنند. ننگ بر ما اگر در سکوت مان یک سرو سبز دیگر را ریشه کن کنند

هر دانشجو , یک محارب

آتش کینه توزی و خونخواری خامنه ای به هیچ وجه خاموش نخواهد شد . در تاریخ هم آمده است که ضحاک

تا زمانی که به دست فریدون اسیر و در البرز زندانی گردید , همچنان در طلب خون و مغز جوانان ایران زمین

بود . دیروز نگاشتم که در جلسه ای خامنه ای از لاریجانی قوه قضا گله مند بوده است که چرا تعداد اعدامیان

کم بوده است . این بنا بر حرف خود لاریجانی بود . شاهد از راه رسید و جوانی دیگر را در راه آزادی اما

به پای ضحاک زمانه قربانی خواهند کرد .

برای دانشجوی دانشگاه دامغان , محمد امین ولیان حکم اعدام بریدند که در دادگاه تجدید نظر نیز تایید گردید .

دلیل حکم هم طبق دادخواست محاربه اعلام شده است . دردادخواست آمده که بر اساس فتوای آیت الله العظمی

مکارم شیرازی مبنی بر محارب بودن کسانی که در روز عاشورا به اعتراض برخاسته اند , ولیان به عنوان

محارب شناخته شده وبه اعدام محکوم می شود .

عجیب است که در این دوره و زمانه هر چیزی و توسط هر کسی به هر صورتی که بخواهند تفسیر و بر همان

اساس نیز عمل می شود .

حکم بر اساس فتوای چه کسی است ؟ مکارم شیرازی , آخوندی که تا قبل از انقلاب از میرزا بنویس های مجله

مکتب اسلام بود و از سر صدقه حکومت بلبشوی اسلامی با زیاد شدن سنش , به مقام رفیع مرجعیت حکومتی

نایل گردید . مکارم از چهره های شناخته شده حوزه قم است که در چپاول بیت المال و راه انداختن بازار سیاه

ید طولایی دارد . ریاست مافیای شکر بودن وی موضوعی نیست که بر کسی پوشیده بماند . اعلام گردید که

می خواسته اند 200 میلیارد تومان بدهند تا پرونده راکد شده ومشمول مرور زمان شود . ببینید چه خورده و

برده که فقط برای ماست مالی چنین خرج می کند و دیدیم که چنین نیز شد . حال یک دزد در این حکومت

صاحب فتوی شده است .

اما راجع به محارب بودن نیز صحبت های بسیار است . در متون اسلامی آمده که محارب کسی است که سلاح

به دست بگیرد و به جنگ با خدا و پیامبر و ائمه برخیزد . اینکه خود این حکم اصلا جای بحث های فراوان دارد

و به عقیده بسیاری از جمله خود من بسیار غیر عقلانی و غیر انسانی است , یک طرف قضیه است و اینکه آیا

این دانشجوی عزیز ما مشمول می شود , طرف دیگر این خونریزی اسلامی است .

آیا در روز عاشورا چیزی با نام " خدا " مورد تعرض این دانشجو که عضو انجمن اسلامی است , قرار گرفت ؟

آیا در چنین روزی کسی از پیامبران و یا ائمه در ایران تشریف داشتند تا مورد حمله این دانشجو قرار بگیرد ؟ ایا

ولیان حمله کرده و با به دست آوردن اسلحه به خدا و پیامبر و ائمه حمله کرده است ؟ کدام یک از این افعال

توسط این دانشجو انجام شده است که به محاربه متهم شده است ؟

نکند که حکومت اسلامی دچار توهم شده است ؟ نکند که خامنه ای را خدا می داند ؟ نکند واقعا فکر می کنند

این فرد معیوب العقل و علیل الفکر که منقل و وافور تنها سرگرمی اش هستند , به جای پیامبر نشسته است ؟

نکند که واقعا امام غایب است یا یک همچین چیزهایی ؟ نکند آن لباس شخصی های وحشی و ددمنش , آن

بسیجی های بی عقل و جیره و مواجب گیر و یا آن نیروهای انتظامی و نیروهای امنیتی , سربازان گمنام

امام زمان هستند که به دستور خدا با انواع سلاح می توانند مردم را مورد ضرب و شتم قرار داده و مدعی

هم بشوند ؟


کدام یک ازافعال فوق اتفاق افتاد که محمد امین ولیان به عنوان محارب شناخته شده است ؟ خوب اگر چنین است

که میلیونها مردم آزاده ای که در روز عاشورا به خیابانها آمدند , فریاد مرگ بر دیکتاتور , مرگ بر خامننه ای ,

دیکتاتور قاتل است / ولایتش باطل است را سر دادند , همگی محارب هستند . بله ما محارب هستیم و به این

محارب بودنمان افتخار می کنیم . ما افتخار می کنیم که تا بتوانیم فریاد مرگ بر رژیم اسلامی سر می دهیم و

تا سقوط این رژیم فاسد و ددمنش از پای نخواهیم نشست . درست است درخت ازادی شاید به این زودی ها به

بار ننشیند اما آن را محکم با دست نگاه خواهیم داشت و آن را آبیاری خواهیم نمود .

هر دانشجو , یک محارب است , هر فرد جنبش سبز یک محارب است و به آن نیز افتخار می کنیم .

دکتر محمد ملکی مسن ترین زندانی سیاسی حوادث پس از انتخابات پس از 191 روز آزاد شد

دکتر محمد ملکی با قرار کفالت از زندان اوین آزاد شد. ایشان از تاریخ 31 مرداد و به مدت 191 روز در بازداشت بوده و از این جهت مسن ترین زندانی سیاسی حوادث پس از انتخابات محسوب میشود که مدت طولانی بیش از شش ماه را در زندان سپری کرده است. وی در این مدت بدلیل وضعیت نامساعد سلامتی چندین بار در زندان و بیمارستان بستری گردید. دکتر ملکی که از سرطان پروستات و بیماریهای دیگر رنج میبرد بدلیل وضعیت نامساعد جسمی قرار است که در بیمارستان تحت درمان قرار گیرد

این است حکومت اسلامی به دانشجو 20 ساله رحم نمی کنند

حکم اعدام محمدامین ولیان عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه دامغان تأیید شد.

حمله به خانه مهدی کروبی(فاطمه کروبی: تاسف می خورم به حال کشور و دولتمردانش)

سحام‌نیوز: در پی حمله جمعی از نیروهای خودسر و شبه‌نظامی به منزل مسکونی مهدی کروبی و ایجاد مزاحمت برای همسایگان وی و خانواده‌اش، فاطمه کروبی همسر مهدی کروبی اقدام به انتشار نامه‌ای سرگشاده خطاب به ملت ایران کرد. در این نامه آمده است:

بسمه تعالی
در سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند ایران اسلامی ره به جایی می بریم که نه تنها دیگر آرمان و اندیشه های بنیانگذار کبیر امام خمینی(ره) به فراموشی سپرده شده است بلکه جریانی تمامیت خواه و تحجرگرا که همواره حضرت امام نیز نسبت به نفوذ آن به عرصه حاکمیت دل نگران بودند ، با استقرار در این عرصه مترصد بهره گیری از هر فرصتی برای به مسلخ بردن اصول مترقی قانون اساسی، حذف وفاداران به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و اندیشه های آن حضرت بدان جهت که با اندیشه خودشان قرابتی ندارد ، هستند و تمامیت خواهان حاکم این روزها نه تنها فعالان سیاسی معتقد به اصلاحات در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی را بر نمی تابند بلکه برآنند تا با بهره گیری از توان افرادی که مفهوم ” آزادی حداقل هم ” در اندیشه شان معنایی ندارد به استقرار حاکمیت یکدست مورد خواستشان دست یابند ؛ و وااسفا که در این عرصه بر خلاف روال گذشته حتی قائل به پذیرش فضای نقد حداقلی در میدان مطبوعات هم نیستند .

۱ – اینجانب فاطمه کروبی متاسفم از اینکه این روزها باید داد از فراموشی قانون و حاکمیت تمامیت خواهی جریانی برآورم که هیچ حرکتی را تحمل نمی کنند ، وقتی همسرم به سنت همیشه برای تجدید بیعت با آرمان های امام در راهپیمایی ۲۲ بهمن حضور می یابد با باتوم و گاز فلفل به او حمله می کنند و در همان جا فرزندم علی را دستگیر کرده و مورد آزار،کتک و شکنجه قرار می گیرد و مورد سخیف ترین و زشت ترین فحشها و توهین ها نسبت به خود و خانواده قرار می گیرد و هیچ گروهی مسئولیت چنین برخوردی را نمی پذیرد ،جالب آنکه دادستان هم اظهار بی اطلاعی می کند در حالیکه در آخرین مرحله او را به یکی از مراکز نیروی انتظامی می برند که موبایلش تا چند روز پیش در آنجا بود.

۲-روز یکشنبه گروهی بی نام و نشان با عنوان همیشگی ستادهای خودجوش مردمی با بلندگو و فریادهای مکرر در مقابل منزل مسکونی و استیجاری مان در ساختمان ۵ طبقه ای در خیابان نیاوران که تنها در یک طبقه آن ما سکونت داریم ، تجمع کرده و با فریاد ها و پرتاب کردن اشیایی چون گوجه و تخم مرغ به سمت ساختمانی که محل رفت و آمد دیگر همسایگان ماست به ایجاد رعب و وحشت میان سایر ساکنان محله پرداختند . گروهی که چنین فریاد بر می آوردند و خواستار برخورد با مهدی کروبی بودند گویی فراموش کرده اند که آقای کروبی سالهاست که نسبت به چنین بی مهری هایی در دوران مبارزه با رژیم پهلوی و چه در نظام جمهوری اسلامی عادتی دیرینه دارند و از این سخنان سخیف و بی محتوای عناصری معلوم الحال صحنه را خالی نخواهند کرد. جبهه رسانه ای تمامیت خواهان ،حقوق بگیران اجیر شده را خانواده معزز و محترم شهدا نامیدند که لازم است یاد آوری شود این خانواده ها دارای شأن و منزلت و مورد احترام همه هستند ،اگر لازم باشد فیلم و حرکات این اوباشها را منتشر خواهم کرد .

۳- اینک باید تاسف بخورم به حال کشور و دولتمردانش که حتی تحمل تنها روزنه های تنفس عرصه نقد از سوی مطبوعات را هم ندارند . دیگر جای تاسفی باقی نمی ماند برای آنکه مرگ مجله ام ” ایران دخت ” ‌۹ ساله ام را به نظاره بنشینم که در طول این سالها فقط دو مورد تذکر داده شده و رعایت هم نمودیم چرا که مدت هاست فریاد خاموشی ” قانون “‌را می شنوم . اما امروز اینکه ” ایران دخت “‌ را نه به جرم ناکرده مطبوعاتی اش بلکه به اتهام عدم التزام مجمع اسلامی بانوان به قانون اساسی ! به مسلخ بردند انتظار نبود . مجمع اسلامی بانوان که از ۲۰/۹/۷۷ سیاسی شده ، از تشکلهای فعالی بوده که در عرصه های مختلف اعم از سیاسی،اجتماعی و فرهنگی نقش به سزایی داشته و در بین احزاب ،امتیاز سوم یا چهارم را از وزارت کشور کسب نموده است.

۴- متاسفم که باید بگویم مجله ایران دخت با پیشنهاد فردی بسته شد که علی رغم ادعاهایش مبنی بر آنکه با فرهنگ دموکراسی آشنایی دارد هیچ اعتقادی به آزادی ندارد . مجله ایران دخت با پیشنهاد جناب محمد علی رامین بسته شد که دو روز قبل از آنکه چنین تصمیمی اعلام شود طی تماس تلفنی با اینجانب با ادبیاتی زشت و ناپسند گفتند “‌اگر آقای کروبی در هر کشور دیگری بود باید اعدام می شد “‌ به نظر می رسد جناب رامین که سخت ترین روزهای انقلاب و دوران جنگ تحمیلی را در اروپا سیر می کردند و این روزها به نحو عجیبی انقلابی ؛البته از نوع خود شده اند ؛نه تنها می خواهند آقای کروبی را به عنوان فردی که از سال۱۳۴۱به مبارزه برای پیروزی انقلاب اسلامی پرداختند به پای چوبه دار در نظام جمهوری اسلامی ببرد بلکه مجله ایراندخت را در جلسه ای که متعلق به جریان فکری نزدیک به ایشان است بی هیچ بهانه ای و شاید تنها بدان دلیل که مورد اقبال و خواست عمومی قرار گرفته بود به تعطیلی می کشاند و آن را اعدام می کند .

اما اکنون من به آقای رامین و دیگر همفکرانشان می گویم که هیچ گاه نمی توانید اندیشه ای را به مسلخ ببرید و اعدام کنید ،تفکر و اندیشه همواره می ماند و این گونه رفتارهای غیر قانونی و غیر معقول محکوم به شکست است از آنجا که دستور صادره علیه ایراندخت غیر قانونی صادر گردیده ،مجمع اسلامی بانوان به شکایت قضایی از این رفتار اقدام خواهد کرد و امیدوارم دستگاه فضایی مطابق وظیفه ذاتی خود به تظلم رسیدگی کرده و اجازه ندهند قوه مجریه حقوق و آزادیهای اشخاص حقیقی و حقوقی را به همین سادگی پایمال کنند.

فاطمه کروبی

دبیر مجمع اسلامی بانوان

۱۱/۱۲/۱۳۸۸