۱۳۸۸ بهمن ۱, پنجشنبه

دکتر...! (شعر جدیدی از علی رضا قزوه)

مشکلم غیرسیاسی ست تو حل کن دکتر
لوزۀ فکر مرا نیز عمل کن دکتر
خون من پر شده از این همه گلبول سفید
فکر معماری یک تاج محل کن دکتر
ضعف دارم، نکند قند به مغزم نرسد
همۀ قند مرا موم و عسل کن دکتر
فرق من بود چهل سال فقط جانب راست
بعد از این کلۀ ما را تو کچل کن دکتر
خون من پر شده از مثبت و منفی، شاید
مشکل از بطن چپ ماست، عمل کن دکتر
"به عمل کار برآید به سخندانی نیست"
ترک تریاک نشد، ترک جدل کن دکتر
"از ازل تا به ابد کشتۀ ما افتاده ست"
حکم زندان ابد را تو ازل کن دکتر
"ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید"
"حافظ" دل شده را "شیخ اجل" کن دکتر
در مخم هر شب یک عدّه سوار شترند
فکر خاموشی این جنگ جمل کن دکتر

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر